تبليغاتX
خواندنی سیاسی و حوادث

خواندنی از اعتماد

شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
اين ده نفر
1- حسن روحاني

سرانجام حسن روحاني رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام هم با سخنراني هاي تند و صريحي که طي هفته گذشته داشت، به جمع منتقدان درجه يک دولت پيوست. روحاني معتقد است؛ «متاسفانه ما هنوز در مورد بسياري از مسائلي که در دنيا جزء بديهيات و مورد اتفاق نظر است، بحث مي کنيم. بحث مي شود که آيا نقدينگي بر تورم اثرگذار است يا نه؟ هنوز روي مسلمات علم اقتصاد بحث است.»به اعتقاد روحاني دولت نهم طي سه سال گذشته سه فرصت طلايي اقتصادي را از دست داده است که به طور قطع بديهي ترين فرصت از ديد او و بسياري ديگر افزايش قيمت نفت است؛ «دولت، برنامه بودجه را روي بشکه يي 20 دلار بسته بود و نفت تا بشکه يي 120 دلار رسيد، آيا اين فرصت، فرصتي طلايي نبود؟»فرصت دومي هم که طلايي از آن صحبت به ميان آورده، جالب است؛ «اگر سياست هاي کلي اصل 44 قانون اساسي به درستي اجرا مي شد، نوعي انقلاب اقتصادي صورت مي گرفت، اما اين سياست ها به گونه يي اجرا شد که اقتصاد دولتي تبديل به اقتصاد شبه دولتي شد.» سومين فرصت طلايي هم درگيري دشمن طي اين سه سال بوده است؛«از ابتداي انقلاب تا به حال هيچ گاه، امريکا تا اين حد گرفتار نبوده است.ما مي توانستيم از اين فرصت استفاده کنيم، اما در نهايت امر به جاي تثبيت منافع ملي و تحکيم امنيت ملي به جلسه يي رفتيم با تابلوي «خليج دول عربيه» و مثل هميشه قطعنامه عليه جزاير سه گانه ايراني دريافت کرديم.»

2-عماد الدين باقي

سرانجام روز سه شنبه هفته يي که گذشت خبر اعطاي مرخصي درماني به عمادالدين باقي روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان منتشر شد.مرخصي استعلامي 10 روزه براي باقي که طي چند هفته گذشته به يکي از چهره هاي خبرساز در حوزه حقوق بشر و حقوق شهروندي تبديل شده بود از آن جهت حائز اهميت است که در همين هفته هم شاهد واکنش اعتراض آميز اتحاديه اروپا نسبت به بي توجهي به وضعيت سلامتي و نگراني از نحوه برخورد با او بوديم.باقي که از مهر ماه در زندان اوين نگهداري مي شد دو ماه و نيم پيش و براساس دستور دادسراي تهران به بند 209 زندان اوين منتقل شد. اگرچه مدت اقامت اخير باقي در بند 209 مدت زيادي طول نکشيد و پس از بالا گرفتن سطح اعتراضات وي، خانواده اش و پيگيري مسوولان او مجدداً به بند عمومي زندان اوين بازگردانده شد اما انتقال او باعث شد برگ ديگري از اين پرونده رقم بخورد.عمادالدين باقي در وهله نخست به انتقال به اين بند و نگهداري او در سلول انفرادي اعتراض کرد اگرچه در آغاز اعتراض وي مخفي ماند و او حتي خانواده اش را هم در جريان قرار نداد.باقي نسبت به استفاده از چشم بند در زمان انتقال به دستشويي و بالعکس اعتراض کرده و از زندانبان خواست تا با او مطابق قوانين برخورد کنند.او براي جلوگيري از نصب چشم بند روي چشمانش غذا نخورد و کمتر نوشيد تا نيازمند استفاده از دستشويي نشود. باقي همچنين درباره علل انتقال به بند 209 و بازجويي در دوران محکوميت اعتراض داشت. نخستين جلسه ملاقات باقي پس از انتقال به بند 209 با خانواده اش باعث شد تا همسر باقي در جريان وضعيت نگران کننده او قرار بگيرد زيرا آنها يک تجربه تلخ از ناراحتي قلبي او در بهار سال گذشته که منجر به بي هوشي وي و انتقال به بيمارستان شده بود را به خاطر داشتند.باقي همچنان به آينده اميدوار است زيرا در روزهاي سخت حضور در سلول 209 زندان اوين هنگام ملاقات با همسرش گفت اگر حتي يک نفر هم از من حمايت نکند بايد به اين راه ادامه دهيم،

3-علي کردان

علي کردان بسان رئيس اش احمدي نژاد هيچ علاقه يي ندارد از کانون رسانه ها دور شود. يک روز با مدرک دکتراي افتخاري دانشگاه آکسفورد، روز ديگر با قرارداد کرسنت. هنوز اعتراض هاي الياس نادران و احمد توکلي به مدرک دکتراي افتخاري کردان تمام نشده بود که حسين شريعتمداري نه در ستون سرمقاله کيهان که در يادداشت ويژه خود از جلسه کردان (وزير کشور) با مديرعامل کرسنت براي فروش گاز ايران به اين شرکت اماراتي خبر داد. براساس آنچه شريعتمداري نوشته بود، در جلسه ساعت 12 در برج بلند فاطمي قرار بوده قرارداد کرسنت نهايي و امضا شود. هرچند کردان به اين يادداشت واکنش نشان داد و ماجراي آن را تکذيب کرد اما شريعتمداري در توضيح پاسخ کردان بر آنچه در يادداشت خود آورده بود، تصريح کرد اما در يادداشت ديگري با توصيف کردان و رحيمي به عنوان نيروهاي متعهد و... سعي کرد جبران مافات کند. نکته يادداشت شريعتمداري همکاري کردان و رحيمي در اين قرارداد بود. هرچند اين قرارداد آن گونه که باز هم کيهان نوشته امضا نشد اما نشان داد رحيمي و کردان با هم ماجراها دارند.

4-اسفنديار رحيم مشايي

اسفنديار رحيم مشايي در مجلس آنقدر مخالف جدي و منتقد دارد که وقتي ديدند زورشان به او در جايگاه معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي نمي رسد، کمر به همت حذف سازمان ميراث فرهنگي و قطع مشايي از ريشه سازمان اش بستند، بلکه از اين طريق دق دلي خودشان را سر معاون جنجالي محمود احمدي نژاد خالي کنند. پس از آنکه اظهارات جنجالي مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل، انتقادهاي گسترده يي را در ميان طيف اصولگرايان - حتي تندروترين آنها - برانگيخت، فشارها به احمدي نژاد براي کنار گذاشتن مشايي روز به روز زيادتر شد، اما محمود احمدي نژاد هرگز زير بار کنار گذاشتن مشايي از مقام معاونت رئيس جمهوري و رياست سازمان ميراث فرهنگي نرفت. اما خب مجلسي ها هم حاضر به کوتاه آمدن نبودند، از اين رو اين هفته فوريت طرح الحاق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از رياست جمهوري به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به تصويب رساندند تا در صورت تصويب نهايي اين طرح سازمان ميراث زير نظر وزارت ارشاد اداره شود، بلکه در صورت بروز موارد مشابه نظير اظهارنظرهاي جنجالي رئيس فعلي آن - رحيم مشايي - نمايندگان بتوانند واکنش موثر از خود نشان دهند. سازمان ميراث فرهنگي پنج سال پيش با تصويب مجلس ششم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جدا شد و به صورت سازمان مستقلي تحت نظر رئيس جمهوري و با رياست معاون رئيس جمهوري درآمد. حال اسفنديار رحيم مشايي با اظهارات جنجالي اش مقدمات بازگشت به پنج سال گذشته را فراهم کرده است، تا اين روزها فعالان حوزه ميراث فرهنگي و تاريخ سرزمين ايران درباره سرنوشت ميراث فرهنگي کشور بيش از پيش احساس نگراني کنند.

5-رابرت موگابه

رابرت موگابه رئيس جمهور 84 ساله زيمبابوه وقتي دوشنبه در هتل رنگين کمان هراره پشت تريبون رفت خطاب به مخالفانش سخناني گفت که هيچ کس تصور نمي کرد روزي اين سخنان را از دهان او بشنوند. موگابه که از زمان استقلال زيمبابوه از بريتانيا در سال 1980 تاکنون با مشتي آهنين به اين کشور حکومت کرده است. با فشارهاي بين المللي و ميانجيگري آفريقاي جنوبي، مجمع توسعه جنوب آفريقا و اتحاديه آفريقا در نهايت ناچار شد موافقتنامه يي را با مخالفان خود امضا کرده و آنها را در قدرت با خود شريک کند. براساس اين موافقتنامه که دوشنبه با حضور برخي رهبران آفريقايي و رقباي موگابه در هراره امضا شد قانون اساسي زيمبابوه بايد اصلاح شود تا جايي براي يک نخست وزير در کنار موگابه در راس هرم قدرت باز کند. مورگان تسوانگيراي رهبر اپوزيسيون اين نخست وزير جديد خواهد بود. همچنين کابينه آشتي ملي زيمبابوه با ترکيبي تشکيل خواهد شد که در سه دهه حکومت خودکامه موگابه بي سابقه بوده است؛ 15 کرسي کابينه براي حزب موگابه و مجموعاً 16 کرسي براي وزراي دو حزب اپوزيسيون. براساس اين موافقتنامه نيروهاي پليس و وزارت کشور در اختيار مخالفان موگابه قرار مي گيرند. در حالي که همين نيروهاي پليس در خشونت هاي سازماندهي شده دولتي عليه مخالفان موگابه پيش از انتخابات ژوئن نقشي کليدي داشتند. اين خشونت ها جان بيش از 100 تن از هواداران تسوانگيراي را گرفت، تسوانگيراي را وادار به کناره گيري از رقابت هاي رياست جمهوري کرد و موگابه را در ميان اعتراض هاي بين المللي و منطقه يي براي دوره يي ديگر روي کرسي رياست جمهوري نشاند. رئيس جمهور کشوري که موفق شده به نرخ تورم 11 ميليون درصدي دست پيدا کند اکنون با گذشت سه ماه از آن حوادث، دوشنبه در هتل رنگين کمان به مخالفان خود گفت؛ «بگذاريد با هم متحد باشيم.»

6-بهمن فرمان آرا

اگر دوشنبه شب بهمن فرمان آرا به عنوان بهترين کارگردان جشن دوازدهم سينماي ايران روي سن رفت و تنديس خود را از سيروس الوند دريافت کرد، تنها نتيجه پافشاري مسوولان خانه سينما روي موضع خود در قبال برخي از فيلم ها بود.با اينکه «خاک آشنا» براي حضور در بخش مسابقه جشنواره فجر سال گذشته انتخاب شده بود و فيلم فرمان آرا تمام مراحل فني را براي آماده نمايش شدن طي کرده بود، اما او حاضر به سانسور بيش از حد فيلمش نشد و زير بار اصلاحيه هاي جديد اداره نظارت براي شرکت در جشنواره نرفت.مسوولان خانه سينما سعي بسياري کردند تا فيلم هاي بيشتري امسال براي داوران جشن دوازدهم به نمايش درآيد. نتيجه اين تلاش ها نمايش و داوري چند فيلم مانند صد سال به اين سال ها (سامان مقدم)، کتاب قانون (مازيار ميري) و خاک آشنا (بهمن فرمان آرا) بود.سرانجام «خاک آشنا» در 12 رشته نامزد شد و با پافشاري قاطع مسوولان جشن در قبال انتخابات داوران درباره چند فيلم ذکر شده توانست چهار تنديس از جمله تنديس بهترين کارگرداني را براي فرمان آرا به ارمغان بياورد.«خاک آشنا» که به گفته مسوولان ارشاد در آستانه اخذ پروانه نمايش است، به زودي و پس از دريافت مجوز اکران، روانه سينماها خواهد شد و علاقه مندان سينماي فرمان آرا اين فرصت را پيدا خواهند کرد تا به تماشاي اثر جديد کارگردان نسل اولي سينماي ايران بنشينند.

7-محمد باشه آهنگر

محمدعلي باشه آهنگر خيلي دير مطرح شد. خودش در مراسم جشن خانه سينما که دو شب پيش برگزار شد، به شکلي تلخ به اين موضوع اشاره کرد؛ اينکه نگارش فيلمنامه «فرزند خاک» را او تقريباً يک دهه پيش به پايان برد و حالا بعد از گذشت زماني 10 ساله، فيلمش اکران شده. فيلم «نيمه گمشده» او هم همين وضعيت را داشت. اگر «فرزند خاک» را ديده باشيد، شايد اولين سوالي که برايتان مطرح شود اين باشد که فيلمسازي چون آهنگر تا حالا کجا بوده و چرا فيلم هاي قبلي او اکران و نمايش مناسبي نداشته اند.کارگرداني فيلم «فرزند خاک»، کار عليرضا زرين دست به عنوان مدير فيلمبرداري و بازي بازيگران فيلم به خصوص خانم نصيرپور که درخشش قابل توجهي داشته قدرت و تمرکز بالاي آهنگر را نشان مي دهد. اينکه اين ترکيب نتيجه درخشاني داشته، بي شک به آهنگر و توانايي هايش برمي گردد. هرچند زمانه شايد ميزبان مناسبي براي فيلم او نباشد البته هم زمانه حق دارد و هم آهنگر. اين فيلم متعلق به يک دهه قبل است.

8-مسعود مرادي

هر کسي يادش مي آيد که بازي فينال پرسپوليس- سپاهان در جام حذفي سه سال پيش با اشتباهات عجيب مسعود مرادي به ضرر پرسپوليس تمام شد. کسي يادش نمي رود که تنها چند ثانيه مانده به پايان بازي، خطاي آشکار هادي عقيلي روي احسان خرسندي با اشتباه مسعود مرادي پنالتي گرفته نشد تا جام از مصطفي دنيزلي به لوکا بوناچيچ برسد. با اين پيش زمينه منطقي بود که تماشاگران پرسپوليس پس از ضربه محمد منصوري در بازي پرسپوليس - مس که به دستان علي حمودي برخورد کرد، شعاردادن عليه داور را آغاز کنند. البته مرادي پس از آن هم شبيه سازي مجتبي شيري در محوطه جريمه را پنالتي تشخيص نداد اما با اينکه به درستي پنالتي نگرفت باعث خشم تماشاگران پرسپوليس شد. با اين اتفاقات، جنجال داوري در ليگ برتر به پا شد. در بازي صبا - استقلال هند حميد فرزانه پنالتي گرفته نشد تا ديگر حتي شايعه برکناري مسعود عنايت از رياست کميته داوران به گوش برسد. به هر حال آخرين خبري که با محور جنجال داوري در روزهاي گذشته شنيده شده، کناره گيري خود خواسته مرادي از قضاوت مسابقات ليگ برتر است. نبايد فراموش کنيم که او شانس اصلي داوري ايران براي قضاوت در جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي است.

9-کاظم رجبي

اگر تا هفته گذشته کسي نام «کاظم رجبي» را مي شنيد قطعاً او را نمي شناخت اما پس از اتفاقاتي که در روز پاياني مسابقات پارالمپيک پکن افتاد ديگر حتي در کشورهاي ديگر هم او را به نام مي شناسند. کافي است بدانيد او ديگر قوي ترين مرد دنياست تا بفهميد کاظم رجبي، کار کوچکي نکرده. او در مسابقات وزنه برداري 100« کيلوگرم پارالمپيک پکن با مهار وزنه 265 کيلوگرمي نه تنها مدال طلا را به گردن انداخت و رکورد جهان و رکورد المپيک را شکست که حتي قوي ترين مرد دنيا لقب گرفت. پيش از او حسين رضازاده با مهار وزنه 5/263 کيلوگرمي در حرکت دو ضرب مسابقات جهاني سنگين وزنه را بالاي سر برده بود اما کاظم رجبي با وجود معلوليت توانست 5/1 کيلوگرم رکورد رضازاده را هم بشکند.او در پارالمپيک 2004 آتن با مهار وزنه 5/242 کيلوگرمي باز هم طلا گرفته بود. براي اينکه بفهميد رکورد 265 کيلوگرمي براي وزنه برداري با وضعيت او چه رکورد سنگيني است، کافي است بشنويد مدال نقره پارالمپيک پکن به يک وزنه بردار استراليايي رسيد که تنها 230 کيلوگرم وزنه را بلند کرده بود. اين يعني 35 کيلوگرم اختلاف بين کاظم رجبي و او.

10-محمد مايلي کهن

1- وقتي فردي را که نه شناسنامه دارد، نه گذرنامه، نه کارت پايان خدمت به ايران مي آوريم و به او بيشترين مبلغ قرارداد را هم مي دهيم، بايد در انتظار اين هم بمانيم که بشنويم ايشان همسر و دو دخترش را در امريکا ترک کرده و بعدها هم برخلاف قانون بدون اينکه مهر خروجي روي پاسپورتش بخورد، از کشور خارج مي شود. با وجود اين گويا حتي به ايشان کارت پايان خدمت هم دادند.2- فردي که خودش رئيس فدراسيون بوده و در دوران رياستش «الف. ژ.»، «ش.ر.» و «م.ن.» همه داوراني بودند که با هماهنگي ايشان نتايج ليگ برتر را عوض مي کردند، حالا پس از اينکه در يک مسابقه داوري به ضرر تيمش سوت مي زند، همه را متهم مي کند.3- وقتي مي بينيم فردي ملتمسانه و عاشقانه به دنبال گرفتن سيتي زن شيپ امريکاست و به خاطر سفر او به امريکا مسابقه رسمي تيم ملي کشور لغو مي شود تا ايشان بتواند آخرين مصاحبه براي گرفتن امتياز شهروندي را انجام دهد، چرا بايد قبول کنيم که ايشان سرمربي تيم ملي کشورمان باشد.توضيح؛ احتمالاً با ادبيات خاص اين جملات فهميديد که گوينده کسي نيست جز محمد مايلي کهن. البته هما ن طور که خودش نامي از متهمان نياورده ما هم نامي نمي آوريم ولي به راحتي مي توانيد بفهميد طرف حسابش چه کساني بودند.
محمدمهدي عسگرپور
مقاومت در برابر فشارها

زوبين زند

هنوز دو ماه از انتخاب محمدمهدي عسگرپور به عنوان مديرعامل خانه سينما از سوي هيات مديره اين نهاد صنفي نمي گذرد که تاثير اين انتخاب به شکل کاملاً آشکار در برگزاري دوازدهمين جشن سالانه سينماي ايران خود را نشان داد و يکي از پررونق ترين و تاثيرگذارترين دوره هاي اين رويداد صنفي برگزار شد. عسگرپور که با هدايت کانون کارگردانان به عنوان ليدر صنوف عضو خانه سينما به هيات مديره راه يافت مطابق پيش بيني ها بلافاصله به عنوان جانشين رضا ميرکريمي هم برگزيده شد تا بنا بر خصلت و روش مديريتي اين مدير- سينماگر، بعضي جنبه هاي ريسک پذير وارد جشن شود که حاصلش شور و هيجان بيشتري بود که هم در داوري ها و هم در شکل برگزاري مراسم پديد آمده بود.محمدمهدي عسگرپور در 45 سالگي هر چند تنها چهار فيلم در کارنارمه دارد که آخري هنوز در مراحل فني متوقف است، اما به لحاظ سوابق مديريتي به ويژه در بخش فرهنگ کارنامه پرباري دارد. اين فارغ التحصيل سينما از دانشکده صدا و سيما مانند بسياري ديگر از دوستان و همنسلان ديگرش کار در سينما را با يک فيلم درباره جنگ ايران و عراق آغاز کرد و پس از آن خيلي زود به ساختار مديريتي سينماي ايران وارد شد و معاونت بخش جنگ بنياد سينماي فارابي را بر عهده گرفت. سرپرستي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي و مديريت گروه کودک و نوجوان شبکه دوم سيما سمت هاي بعدي عسگرپور بودند. در همان دوران حضور عسگرپور در گروه کودک و نوجوان شبکه دو بود که اين شبکه اقدام به توليد فيلم هايي چون «بادکنک سفيد» جعفر پناهي، «مسافر جنوب» پرويز شهبازي، «موشک کاغذي» فرهاد مهران فر و مجموعه «کودکان سرزمين من» کرد و تا حدودي جرياني در سينماي کودک ايران راه انداخت. پس از آن به بنياد سينمايي فارابي رفت و مديريت اين نهاد مهم تاثيرگذار در توليد و پخش سينماي ايران را بر عهده گرفت. مديريت عسگرپور بعد از تغييرات مديران سينمايي کابينه اول سيدمحمد خاتمي در دوراني بود که التهاب در فضاي فرهنگي و هنري ناشي از بعضي فشارهاي بيروني افزايش يافته و تلاش بر اين بود که اين التهابات کاهش يابد. در اين دوره عمده جهت گيري عسگرپور در نهاد نامتعارف فارابي بر شفاف سازي بخش هاي مالي استوار بود که البته حاصلش بعضي مخالفت ها از جانب تهيه کنندگان بود. اقدام ديگر عسگرپور در کم کردن تعداد سيمرغ هاي جشنواره فجر بود که با هدف منزلت بخشي به اين جايزه و جشنواره صورت گرفت. عسگرپور سال 81 بنياد فارابي را در آستانه جشنواره فجر ترک کرد تا بر کارنامه فيلمسازي اش بيفزايد. حاصلش ساخت دو فيلم «قدمگاه» و «اقليما» بود که از جشنواره فجر جوايزي دريافت کردند.عسگرپور از ابتداي روي کارآمدن دولت اصولگراي محمود احمدي نژاد به دعوت مديران وقت سازمان فرهنگي و هنري شهرداري به اين نهاد رفت و سمت معاونت هنري اين سازمان را پذيرفت تا اين بار در حوزه هنرهاي تجسمي قابليت هايش را نشان دهد. در مدت 23ماه حضور عسگرپور به گواه بسياري از فعالان عرصه هنرهاي تجسمي تحرک و نشاط بي سابقه يي در اين عرصه به وجود آمد که حاصلش برگزاري نخستين سمپوزيوم مجسمه سازي شهري تهران، ساخت و راه اندازي چند موزه شاخص مانند امام علي(ع)، بين المللي کردن جشنواره فيلم شهر، سرمايه گذاري در توليد آثار شاخص سينمايي و ساخت مستندهايي درباره چهره هاي فرهنگي کشور و برگزاري آيين هاي نکوداشت هنرمندان بود.نتايج عملکرد عسگرپور در اين بخش سرانجام مطابق پيش بيني ها باعث بروز حساسيت هايي نزد مديران فرهنگي دولت شد که حاصلش استعفاي اين مدير همزمان با کنار گذاشتن رئيس سازمان فرهنگي هنري بود. عسگرپور پس از رفتن از شهرداري کار ساخت فيلم جديدش با نام «هفت و بيست دقيقه» را که بخشي از آن در فرانسه مي گذرد، شروع کرد که احتمالاً نخستين نمايش آن در جشنواره فجر امسال خواهد بود. ساخت سريال تلويزيوني «گل هاي گرمسيري» آخرين فعاليت عسگرپور در مقام کارگردان بود که به تازگي تصويربرداري آن به پايان رسيده است.عسگرپور از دو ماه پيش با انتخاب به عنوان مديرعامل خانه سينما کار مديريت بر جشن خانه سينما را با يک اقدام آغاز کرد؛ اقدامي که البته در ظاهر نشاني از محافظه کاري داشت. علي معلم دبير منصوب قبلي جشن جايش را به امين تارخ داد تا براي دومين بار يک بازيگر کار دبيري جشن را انجام دهد. اما مهم ترين اقدام جشن خانه سينما در اين دوره فراهم کردن شرايط حضور تعدادي از فيلم هاي بيرون مانده از چرخه نمايش سينماي ايران بود که با شعار داوري صنفي و نه نمايش عمومي ممکن شد و البته با انتقاداتي هم همراه شد؛ انتقاداتي که حتي پاي وزير ارشاد را هم به وسط کشيد و مشاور هنري رئيس جمهور به عنوان يک رقيب سنتي از ايجاد امکان حضور اين فيلم ها در جشن انتقاد کرد. هنر عسگرپور و همکارانش اما مقاومت در برابر فشارهايي بود که به ويژه در چند روز باقيمانده به جشن و با اعلام اسامي نامزدها به اوج رسيد و حتي ساعاتي قبل از برگزاري مراسم توسط نمايندگان مجلس پيگيري شد. با وجود تمام اين تلاش ها براي قرار دادن وزارت ارشاد و مجموعه معاونت سينمايي در مقابل خانه سينما نتيجه يي در عمل حاصل نشد. هرچند عدم حضور مديران فرهنگي و سينمايي دولت در مراسم نشانه يي بود از عدم رضايت اما به هر صورت وقتي بهمن فرمان آرا هنگام دريافت جايزه اش از کساني که به اهداي جايزه به او پافشاري کردند، تشکر کرد مشخص شد فشارها براي تغيير برندگان جشن به مديران وجود داشته است. عسگرپور با برگزاري جشن دوازدهم در کنار امين تارخ و اهداي جوايز به فيلمسازاني چون بهمن فرمان آرا و بزرگداشت براي بهرام بيضايي و سيف الله داد نشان داد که همچنان بر خصلت قديمي خود استوار است؛ خصلتي که چند ماه پيش يکي از مديرانش در توصيف او نوشته بود؛ «او کمتر مقهور ارزش هاي ادواري قدرت در تصميم گيري ها و اجراي برنامه هاي تحت مديريتش مي شود و آمادگي تام دارد تا تبعات و پيامدهاي تصميمات و برنامه هاي مجموعه خويش را جسورانه گردن نهد و احياناً هزينه هاي آن را بپردازد.»

 

اين ده نفر4

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387
اين ده نفر
1- علي اکبر ولايتي

علي اکبر ولايتي يکي از شخصيت هايي است که درباره ا ش گفته مي شود يکي از نامزد هاي راست عاقل براي انتخابات آينده رياست جمهوري است و حتي نزديکان او خبر از اين مي دهند که او ستاد هايش را هم راه انداخته است و دارد خودش را براي رقابت هاي رياست جمهوري آينده آماده مي کند. ولايتي که سال ها وزير امور خارجه ايران بوده و اينک مشاور رهبري در امور بين الملل است هفته گذشته در گفت وگو با روزنامه جمهوري اسلامي درباره ابعاد مختلف پرونده هسته يي ايران سخن گفت. او به جمهوري اسلامي گفت؛ «ما مذاکره با «1«5» را از سال ها پيش پذيرفته ايم. اينکه آقاي سولانا به ايران مي آيد و نامه 6 وزير را مي آورد معنايش اين است که در قاعده مذاکره «1«5» را پذيرفته ايم والا نه ميزبان آقاي سولانا مي شديم و نه نامه 6 وزير را دريافت مي کرديم. به موازات آنکه ما مي آييم طراحي هاي شيطنت آميزي که بعضي از قدرت هاي مخالف ما در دنيا دارند مي کنند آنها را با تدبير خنثي مي کنيم متقابلاً هم بايد خودمان ابتکاراتي داشته باشيم. موقعي که مطرح کردند آقاي سولانا قرار شد بيايد ايران هنوز ايران پاسخ آقاي سولانا را نداده بود، آقاي بوش اعلام کرد ما متاسفيم که ايران نپذيرفته آقاي سولانا به ايران بيايد. موقعي که چنين اتفاقي مي افتد که رئيس کشوري مثل امريکا که اينقدر مدعي است مسائل بين المللي را رعايت مي کند، قبل از اينکه ايران جوابي به سفر سولانا به تهران بدهد آنها اين طور تبليغ کنند که ايران نپذيرفته و متاسف بشوند. اين نشان مي دهد امريکايي ها دلشان مي خواست ما آقاي سولانا را نپذيريم، پس معلوم است آنهايي که خلاف مصالح ما عمل مي کنند مي خواهند ما نپذيريم پس مصلحت ما در اين است که بپذيريم؛ به دلايل مختلفي. يکي از دلايلش همين است. يک موقعي امام خميني ـ رحمت الله عليه ـ فرمودند که به من گفته اند شما يک مدت پاريس بمان. حالا به تهران نرو. من فهميدم بايد بروم.» و اين يعني اتفاقات جديدي در راه است.

2- باراک اوباما

حمايت بيل کلينتون از باراک اوباما که هفته گذشته براي اولين بار رخ داد، استقبال اردوي تبليغاتي نامزد دموکرات ها را در پي داشت؛ «حزب دموکرات متحد، نيروي قدرتمندي براي تغيير در سال جاري خواهد بود و ما مطمئنيم که پرزيدنت کلينتون در اين زمينه نقشي مهم خواهد داشت.» «تغيير» (change) شعار اصلي باراک اوباما در انتخابات رياست جمهوري امريکاست؛ شعاري که در سخنراني هاي پرشور اوباما، مدام تکرار مي شود و سبب شده جوانان و روشنفکران و دانشجويان امريکايي دور نامزد سياهپوست جمع شوند و همه جا از تغيير سخن بگويند. براي همين است که باراک اوباما در آخرين نظرسنجي ها پانزده درصد از جان مک کين پيش افتاده است. اما آنچه باعث اتحاد بين سران حزب دموکرات شده، همکاري هيلاري کلينتون با باراک اوباماست. اين دو هفته گذشته به ايالات نيوهمشاير رفتند و در کنار هم در ميان هوادارانشان حرف زدند. البته هنوز روشن نشده هيلاري معاون اول باراک خواهد بود يا نه، اما شواهد نشان مي دهد، اوباما براي جذب آراي حاميان کلينتون هم که شده هيلاري را به عنوان معاون اول خود معرفي مي کند.

3-محمدمهدي زاهدي

باز هم محمدمهدي زاهدي و باز هم ماجراي دانشگاه زنجان. وزير علوم در نشست خبري سال نوآوري و شکوفايي هم در پاسخ به سوال خبرنگاران ناگزير از اظهارنظر درباره وقايع دانشگاه زنجان شد. زاهدي باز هم به جاي آنکه مسووليت بروز يک اقدام غيراخلاقي را در حوزه کاري خود بپذيرد، گفت که هنوز هيچ جرمي ثابت نشده است و بدون روسري بودن يک دختر در اتاق معاون دانشگاه دليلي بر اثبات جرم نيست. وزير کرماني علوم دولت نهم البته اين بار با ذکر يک مثال و با تاکيد بر اين مثال گفت؛ «فرض کنيد دانشجويي مي خواهد مثلاً براي نمره به يک استاد فشار بياورد. اين دانشجو مثلاً در اتاق استاد يک لحظه روسري اش را بر مي دارد و عکسي هم گرفته مي شود. وجداناً قضاوت کنيد به استناد اين عکس مي توان گفت استاد فاسد است.» اما اظهارنظر آقاي وزير در جمع خبرنگاران فقط محدود به اصل و متن ماجراي زنجان نبود. زاهدي در اين جلسه به شدت به انتقاد از روزنامه هاي اصلاح طلب به خاطر پوشش خبري ماجراي دانشگاه زنجان پرداخت و آنها را به سوءاستفاده سياسي از اين جريان عليه دولت متهم کرد و گفت اين روزنامه ها در ماجراي پارسال دانشگاه تهران که استادي به موي يک دختر دانشجو اشاره کرده بود کجا بودند. با اين حال وي هرگز به اين اشاره نکرد که پرچم هاي سياهي که سال گذشته بر در و ديوار دانشگاه و وزارت علوم نقش بسته بود و فرياد وااسلاما و وااخلاقا که با صداي بلند به گوش ها مي رسيد، امسال در ماجراي دانشگاه زنجان کجا بوده است و چرا وزير دولت اصولگرا و همفکران او امسال از بابت عمل (يا اقدام به عمل) غيراخلاقي يک مدير، چنين در لاک تدافعي فرورفته و با تشکيک در اصل ماجرا، تقصير را متوجه ديگران مي کنند.

4- محمد جابريان

مرد 5/1 ميليارد دلاري. محمد جابريان هفته گذشته سي درصد از سهام فولاد خوزستان را که در بورس ارائه شده بود، به ارزش 1360 ميليارد تومان خريد و در اولين گفت وگويش به روزنامه «سرمايه» گفت؛ «نمي خواهيم وضعيت فولاد خوزستان را از حالت عادي خارج کنيم بلکه با آموزش نيروها و برخي برنامه ها سعي مي کنيم سود آتي شرکت را به دو برابر افزايش دهيم.» جابريان پيش از اين فعاليتي در بازار سهام نداشت اما او که به همراه شش برادرش سال هاست دارد در بازار فولاد فعاليت مي کند، توانست بدين ترتيب بلوک سي درصدي فولاد خوزستان را خريداري کند؛ «ما اولين دستور خريد را در 27 خردادماه در سيستم معاملات وارد کرديم و طي اين نه روز عقب نشيني نکرديم و آخرين دستور را نيز ما وارد کرديم تا بالاخره بلوک را خريداري کرديم. قيمت بسيار بالا بود و بهتر بود سازمان خصوصي سازي براي بلوک سي درصدي شرايط اقساط بهتري مي گذاشت. به طور مثال زمان پرداخت اقساط را به 10 سال افزايش مي داد. هرچند قيمت بالا بود ولي ما چندان ناراحت نيستيم و اميدواريم طي يک سال آن را جبران و براي افزايش قيمت فولاد خوزستان تلاش کنيم.» و چنين بود که محمد جابريان به چهره اول صنعت ايران بدل شد.

5- محمد علي آبادي

استاد علي آبادي را يکي از آزادانديشان دولت نهم مي دانند. براي اينکه به عمق آزادانديشي ايشان پي ببريد کافي است داستان فسخ قرارداد فيروز کريمي با استقلال اهواز را بشنويد؛ فيروز کريمي چندي پيش در برنامه مثلث شيشه يي درباره علي آبادي گفت که «او مدير خوبي است اما در شهرداري» و اين يعني علي آبادي در ورزش مدير خوبي نبوده است. در پي اين گفته ها در برنامه مثلث شيشه يي، ظاهراً برخي از مديران سازمان ورزش با مسوولان استقلال اهواز تماس گرفته اند و از آنها خواسته اند تا با فيروز کريمي قرارداد نبندند. مثل اينکه اهوازي ها هم تهديد سازمان را جدي گرفته اند و قرارداد اوليه شان را با کريمي فسخ کرده اند. البته اين از مجموعه تحت نظر علي آبادي بعيد نبود، چرا که او پيش از اين در انتخابات فدراسيون فوتبال هم ظرفيت هاي خود را نشان داده بود. در کنار اينها او جمعه گذشته در برنامه ورزش و مردم در توضيح انتخاب داريوش مصطفوي گفت؛ «من دوست دارم با مديراني کار کنم که بعد از برکناري، حاشيه سازي نکنند و نروند با روزنامه ها مصاحبه کنند.» گرفتيد قضيه چيست؟

6-رضا رشيدپور

اينکه برنامه «مثلث شيشه يي» به ناگهان متوقف شد، به تنهايي مساله چندان غيرمنتظره يي در بين اتفاقات صدا و سيما نيست. اصلاً توقف يک برنامه تلويزيوني امري عادي و معمولي محسوب مي شود. حذف نيمي از يک برنامه ضبط شده يا فيلم سينمايي نيز چندان نمي تواند جنجال ساز باشد؛همان گونه که در همين هفته شهرام اسدي نسبت به حذف نيمي از فيلم قبلاً به نمايش درآمده اش اعتراض کرد. تبديل رضا رشيدپور به يکي از چهره هاي خبرساز هفته، پيش از هر چيز به دليل غيرشفاف بودن دليل اصلي اين توقف بود. تحليل ها حول و حوش توقف اين برنامه نيز بيشتر از اين زاويه بود که سنگ شکننده مثلث شيشه يي از طرف کدام نهاد قدرتي پرتاب شد. اگر رشيدپور هم در گفت وگوهايش به صراحت اشاره نمي کرد که برنامه هاي گفت وگومحور او ناشي از فرآيند يک اتاق فکر است، خيلي ها قادر به درک اين مساله بودند که اصولاً، هيچ مجري مشهور يا غيرمشهوري، بي اجازه مديران ارشد رسانه ملي، حق آب خوردن را ندارد و اگر اين اتفاق بيفتد، رده پايين ترين کارمند پخش، مجاز به جايگزيني برنامه اش با هر چيز آرشيوي ديگري است. وقتي رئيس جمهور به جاي پاسخگو بودن در برابر يکي از مجريان تلويزيوني، ترجيح داد، پرسش هاي مکتوب مشاور فرهنگي اش را پاسخ بدهد، آنهايي که معترض کوتاه آمدن رسانه ملي در برابر اين اقدام بي سابقه بودند، فکرش را هم نمي کردند بلافاصله برنامه يي مثل مثلث شيشه يي متوقف شود تا جاي خود را به بي خاصيت ترين برنامه تلويزيوني بدهد. سايت جهان نيوز توقف برنامه مثلث شيشه يي را انتقاد يک مقام عالي رتبه دولت با شوراي معاونان صدا و سيما مربوط دانست که از گفت وگوي انتقادي عبدالعلي زاده انتقاد کرده بود. اينکه رسانه ملي قرار دادن تريبون در اختيار منتقدان دولت را به طور کلي متوقف کرده باشد يا اينکه رشيدپور و برنامه اش متوقف شده، دو مساله مجزايي است که نبايد آن را در سياست هاي کلان مديران صدا و سيما فراموش کرد. لابد به ياد داريد که با وجود دفاع عزت الله ضرغامي از شهرام گيل آبادي و سياست هايش در راديو جوان به فاصله تنها چند ماه، مديري جايگزين او شد که مهم ترين سياست خود را حمايت از برنامه هاي دولت دانست و در اولين اقدام از پخش برنامه هاي زنده انتقادي جلوگيري کرد تا مخاطبان به راحتي به جاي گوش دادن به راديو جوان، تنهايي پرهياهوي خود را با گوش دادن به موسيقي هاي آرام بخش توصيه يي پر کنند. بودن يا نبودن رشيدپور در تلويزيون به تنهايي خود نمي تواند اتفاق مهمي باشد، مهم اين است که شيشه هاي رو به مشکلات مردم و کشور قرار است تا چه حد تار و تيره باشد.

7- رابرت موگابه

ديکتاتور زيمبابوه براي پنجمين بار به عنوان رئيس جمهور اين کشور انتخاب شد. راي گيري مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري زيمبابوه هفته گذشته در ميان اقدامات خشونت آميز طرفداران دولت برگزار شد و پس از آن اعلام شد که رابرت موگابه، با کسب حدود هشتاد و پنج درصد آرا رئيس جمهور زيمبابوه ماند. اين در حالي بود که پيش از راي گيري مورگان تسوانگيراي، رهبر حزب جنبش براي تغييرات دموکراتيک و نامزد مخالف در اين انتخابات اعلام کرده بود به منظور جلوگيري از آسيب ديدن هواداران خود از دور رقابت ها خارج مي شود، اما مقامات دولتي اين تصميم را نپذيرفتند و نام تسوانگيراي همچنان در برگه راي باقي ماند. البته ناظران اعزامي جامعه توسعه جنوب آفريقا و اتحاديه آفريقا، دو نهادي که زيمبابوه نيز عضو آنها است، نحوه برگزاري انتخابات را با ضوابط اتحاديه آفريقا درباره انتخابات آزاد منطبق ندانسته اند. با اين همه، به نظر نمي رسد که اتفاق خاصي در اين کشور بيفتد و به احتمال فراوان موگابه رئيس جمهور اين کشور خواهد ماند؛ مردي که با سياست هاي اقتصادي خويش تورم 9 ميليون درصدي را در زيمبابوه پديد آورده، به طوري که گفته مي شود قيمت يک کيلو گوشت در اين کشور 20 ميليارد دلار زيمبابوه است،

8- لوئيس آراگونس

پيرمرد اسپانيايي،تيم ملي کشورش را با آن روش بازي منحصر به فرد «تيکي تکي» در شرايطي به قهرماني يورو 2008 رساند که هيچ کس انتظار نداشت بازيکنان درجه يک اين کشور تحت رهبري چنين مربي به چنين عنواني برسند. اما اسپانيا با بازي هايي تماشايي، حريفان قدرتمند خودش را يکي يکي از پيش رو برداشت و قهرمان اين جام شد. پيش از شروع رقابت ها رسانه هاي اسپانيايي انتقادات فراواني از عملکرد آراگونس داشتند و نسبت به نتيجه گيري تيم شان در يورو نااميد بودند. براي همين است که آراگونس پس از نتايج درخشان تيمش در يورو گفت، منتقدان باعث پديد آمدن چنين نتايجي شدند. او که پس از بازي ها از سرمربيگري تيم ملي اسپانيا کنار رفت خطاب به مردم اين کشور گفت دوست نداشته از تيم ملي برود. اما مذاکرات فرناندو هيرو مدير تيم هاي ملي فدراسيون فوتبال اسپانيا با ويسنته دل بوسکه سرمربي سابق رئال مادريد که روز قبل از بازي فينال خبر آن در همه جا پيچيد، سبب شد آراگونس از تيم ملي برود. از اسپانيا خبر مي رسد که فنر باغچه ترکيه خواهان به خدمت گرفتن سرمربي موفق تيم ملي اسپانياست؛ مردي که در 70 سالگي مهم ترين جام عمرش را برد و پس از 44 سال تيم ملي اين کشور را به يک جام معتبر بين المللي رساند. البته در اين ميان خيلي ها هستند که مي گويند فدراسيون فوتبال اسپانيا نمي گذارد آراگونس از تيم ملي برود چرا که آنها مي خواهند با اين نسل طلايي، قهرمان جام جهاني هم بشوند و چه کسي بهتر از لوئيس باتجربه که هر چه باشد، طلاي يورو 2008 را به اسپانيا آورده است.

9- ژاوي هرناندس

پس از پايان فينال يورو 2008 که در آن اسپانيا با تک گل فوق العاده فرناندو تورس که با پاس عالي ژاوي هرناندس غچابي ارناندسف به ثمر رسيد، قهرمان اروپا شد، کمتر کسي فکرش را مي کرد هافبک شماره هشت تيم ملي اسپانيا به عنوان بهترين بازيکن جام معرفي شود، اما نمايش حيرت انگيز او در فينال و نيز تک گل مفيدي که به روسيه زد، سبب شد او بهترين بازيکن جام شود. خيلي ها معتقد بودند مارکوس سنا بهترين بازيکن اسپانيا در يورو بوده، اما کميته فني يوفا اعلام کرد به دليل بازي تماشايي و ساده و درصد بالاي پاس هاي سالم ژاوي او بهترين بازيکن جام شده است. ژاوي يکي از بازيکناني است که در تيم بارساي لوئيس ونگال ظهور کرد و پرورش يافت و در همه اين سال ها يکي از بازيکنان اصلي خط مياني بارسلونا بوده است. او به دليل بازي ساده و ريتم بازي اش يکي از هافبک هاي مورد علاقه مربيان مدرن اروپايي است، جوري که از آلکس فرگوسن تا ژوزه مورينيو بارها براي به خدمت گرفتن او دورخيز کرده اند. ژاوي در بازي هاي اول در يورو 2008 نمايش خوبي نداشت اما نمايش او در نيمه نهايي و فينال بازي ها آنقدر خوب بود که کسي به عنوان او اعتراضي نکند. اينک بايد ديد ژاوي 28 ساله مي تواند به همراه ساير بازيکنان موفق اسپانيا غکه جمعي از بهترين هاي اروپا هستندف جام جهاني را فتح کند يا نه. خود ژاوي که گفته؛ «از ما برمي آيد.»

10- ماريو بارگاس يوسا

هفته گذشته هفته يي پرخبر براي ماريو بارگاس يوسا بود. اين نويسنده که سابقه فعاليت هاي سياسي دارد و حتي يک بار تا پاي رئيس جمهور شدن کشورش پرو پيش رفته در يک اظهارنظر جنجالي، عملکرد رئيس جمهور ونزوئلا را به شدت مورد نقد قرار داد. او گفت کشورهاي امريکاي لاتين نبايد وقت، انرژي و منابع خود را صرف دشمني با يکديگر کنند. يوسا از مشکلات مردم اين منطقه ياد کرد و پرهيز از دشمني را راهي براي بيرون رفتن از عقب ماندگي دانست. يوسا، هوگو چاوس را فردي شکست خورده ناميد که در بي ثبات کردن کشورهايي مانند کلمبيا و پرو کاملاً شکست خورده است. او همچنين هوگو چاوس را خطرناک ترين فرد براي دموکراسي امريکاي لاتين عنوان کرد. اما در اين هفته يوسا از دو فعاليت فرهنگي نيز گفت،او از نمايشي گفت که قرار است در اسپانيا و با استفاده از «هزار و يک شب» روي صحنه ببرد. اين سومين تجربه او به عنوان يک کارگردان تئاتر است. اين تئاتر از ديروز در مادريد شروع شده و فردا کارش را خاتمه مي دهد.
اين ده نفر
1- اکبر هاشمي رفسنجاني

رئيس مجلس خبرگان رهبري هفته گذشته ميزبان جمعي از تشکل هاي دانشجويي بود. آيت آلله هاشمي رفسنجاني در اين ديدار که در حسينيه جماران انجام شد، گفت؛ «در سند چشم انداز 20 ساله بايد تبديل به مقام اول در منطقه شويم که متاسفانه در دو، سه سال گذشته نه تنها جلو نرفتيم، بلکه در مقاطعي هم عقبگرد کرديم.» او سپس با اشاره به درآمدهاي نفتي دولت ادامه داد؛ «زماني ما براي تهيه حتي يک دلار مي دويديم اما امروز دولت به اين فکر است که از دلارها چگونه استفاده کند.» البته اين تنها ديدار هاشمي در هفته گذشته نبود، او ديدارهاي ديگري هم داشت و در آنها نسبت به برخي از سياست هاي دولت نهم واکنش نشان داد. مثلاً ايشان از طرح تحول اقتصادي دولت ابراز نگراني کرد و گفت اگر اين طرح بدون پشتوانه کارشناسي اجرايي شود، مشکلات بسياري را براي کشور به وجود خواهد آورد. اما اينک بايد واکنش محمود احمدي نژاد را به انتظار نشست. او همواره ثابت کرده که اين طور سخنان را بي پاسخ نمي گذارد.

2- محمدعلي عزيزجعفري

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هفته گذشته در کنفرانس خبري از جديدترين توليد نظامي سپاه پرده برداشت و از آزمايش موشک ضدناو با 300 کيلومتر برد خبر داد و گفت؛ «سپاه سلاحي را تست کرده که با اطمينان مي گويم هيچ ناو و شناوري متعلق به نيروهاي دشمن در شعاع بيش از 300 کيلومتر اطراف مرزهاي ايران از دست اين سلاح در امان نيست و ناوهاي دشمن به قعر آب ها فرستاده خواهد شد.»او البته اطلاعات بيشتري درباره اين سلاح در اختيار خبرنگاران قرار نداد، اما در پاسخ به اين ادعاي دولت هاي غرب که ايران توانايي بستن تنگه هرمز به مدت بيش از پنج روز را ندارد، گفت؛ «وضعيت جغرافيايي تنگه هرمز به گونه يي است که به ايران امکان بستن تنگه را به صورت نامحدود و به راحتي مي دهد. يک امکان طبيعي و خدادادي ما را در وضعيت برتر قرار داده و در کنار توانايي نظامي که در رزمايش اخير پيامبر اعظم3 گوشه هايي از آن به نمايش گذاشته شد، مي توانيم هر زمان که اراده کنيم و تا هر زمان که بخواهيم تنگه هرمز را مسدود کنيم.»

3- کامران باقري لنکراني

فقط همين مانده بود که وزير بهداشت دولت نهم از سياست هاي اقتصادي دولت هاي قبل انتقاد کند. کامران باقري لنکراني براي اينکه از غلامحسين الهام و محمدحسين صفارهرندي عقب نماند با حمله به عملکرد دولت هاي پيشين، کارنامه اقتصادي دولت نهم را بي نظير خواند و آن را برتر از دولت هاي قبل دانست. او در ديدار با جامعه اسلامي دانشجويان تشديد تورم را رد کرد و گفت نرخ تورم در دولت نهم کمتر از دولت هاي قبل است. اين در حالي است که پيش از اين داوود دانش جعفري وزير سابق اقتصاد دولت احمدي نژاد انتقاداتي را که از دولت نهم درباره تشديد تورم مي شود، تاييد کرده بود. در اين باره سايت تابناک در تحليلي نوشت؛ «اشاره وزير بهداشت به تورم 50 درصدي در سال 1374 در حالي است که در دوره 1375- 1369 با وجود مجموعاً 460 درصد تورم طي هفت سال، سطح دستمزدها در همين دوره 560 درصد افزايش يافت، يعني افزايش دستمزدها نه تنها تورم را جبران کرد، بلکه هر سال به طور متوسط افزايش دستمزدها حدود پنج درصد بيشتر از تورم بود، يعني قدرت خريد حقوق بگيران با وجود تورم 50 درصدي در سال 1374، پنج درصد افزايش يافت، اما در سال گذشته و به رغم آنکه بانک مرکزي نرخ رسمي تورم را 26 درصد اعلام کرده است، حقوق کارکنان دولت تنها 10 درصد افزايش يافته که اين به معناي 16 درصد کاهش در قدرت خريد کارمندان دولت است.»

4 - سيدشمس الدين حسيني

اين داستان وزير شدن آقاي سيدشمس الدين حسيني داستان جالبي است. ايشان در دولت نهم مشاور مسعود ميرکاظمي وزير بازرگاني بود و يک روز به همراه ايشان به کميسيون اقتصادي دولت آمد. در آنجا او بحث تحول اقتصادي را مطرح کرد و گفت که براي تحول اقتصادي نظام يارانه، توزيع، بهره وري، گمرک، بانک و بيمه بايد تصحيح شود. رئيس جمهور هم که اين صحبت ها را شنيد، از او خوشش آمد و از ميرکاظمي خواست حسيني به معاونت وزارت رفاه برود و همزمان دبيري کارگروه تحول اقتصادي را هم بر عهده بگيرد. در سه جلسه يي که احمدي نژاد با فعالان بخش خصوصي، رسانه ها و اقتصاددانان گذاشت و در آن طرح تحول اقتصادي را به حاضران معرفي کرد، حسيني مسوول تشريح طرح بود و پس از اينکه رئيس جمهور دانست حسين صمصامي نمي تواند از مجلس راي اعتماد بگيرد، شمس الدين حسيني را به عنوان نامزد تصدي وزارت اقتصاد به مجلس معرفي کرد. اين دانش آموخته دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات در مجلس مخالف چنداني نداشت و به راحتي توانست راي اعتماد مجلس را به دست بياورد. او در اين راه از حمايت چند اقتصاددان باتجربه مثل داوود دانش جعفري و اکبر کميجاني هم بهره گرفت.

5- حميد بهبهاني

«کجاي آقاي بهبهاني شبيه وزراي طاغوت است.» اين پاسخ محمود احمدي نژاد به منتقدان اصولگرايي بود که در جلسه راي اعتماد به سه وزير پيشنهادي دولت گفتند؛ «آقاي احمدي نژاد در معرفي دو تن از وزرا بدعتي گذاشت که بايد منتظر روزي باشيم که وزراي رژيم گذشته بيايند و با نام متخصص، در دولت جمهوري اسلامي منصوب شوند.» البته اين تنها انتقادي نبود که نسبت به معرفي حميد بهبهاني به عنوان وزير پيشنهادي راه شد. علي مطهري فرزند شهيد مطهري و از نمايندگان نزديک به دولت نهم هم گفت؛ «اين افراد نبايد در پست هاي کليدي قرار گيرند. اين توصيه امام(ره) و شهيد مطهري است. معتقدم جناب آقاي احمدي نژاد در بين روساي جمهور اخير بهترين رئيس جمهور بودند، اما معتقدم ايشان در مسائل فرهنگي بسيار بي تفاوت، بي حس و غيرحساس هستند و به اين جور مسائل به هيچ وجه اهميت نمي دهند و معرفي اين گونه افراد برايشان خيلي عادي است. نگوييد که ايشان متخصص در چنين و چنان است، خيلي از انحرافات به دست همين متخصص ها انجام مي شود.» اما به رغم همه اين انتقادها و البته سخنان برخي از نمايندگان شوراي شهر تهران که به نمايندگان هشدار داده بودند «بهبهاني در زمان تصدي پست معاونت حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران از حساسيت لازم براي استفاده از منابع مالي برخوردار نبوده است» بهبهاني با دفاع رئيس جمهور توانست راي اعتماد را از مجلس هشتم بگيرد تا اين مجلس از مجلس هفتم در حمايت بي چون و چرا از دولت نهم چيزي کم نداشته باشد.

6- الکساندر سولژنيتسين

با مرگ الکساندر سولژنيتسين، دنياي ادبيات، نويسنده ديگري از تبار غول هاي روسيه را از دست داد؛نويسنده يي که به ويژه در نيمه دوم زندگي اش شباهت بسيار زيادي به داستايوفسکي داشت؛ اين نويسنده که روزگاري سمپات انقلاب اکتبر، فقط براي نوشتن يک نامه که در آن از استالين به عنوان رئيس ياد کرده بود، راهي گولاک شد تا روزگارش به بدترين شکل ممکن در اين اردوگاه کار اجباري سپري شود. دنياي ادبيات به واسطه اين حکم استاليني هر چند در شکل ظاهري بسيار ناخشنود بود اما به واسطه تغييرات آينده اش از دو جهت خشنود شد، اول آنکه سولژنيتسين به مانند بسياري از مخالفان استالين اعدام نشد يا در حادثه يي اتفاقي، مثلاً مسموم يا به دره پرت نشد و ديگر اينکه استالين با اين تبعيد فضاي فکري سولژنيتسين را عوض کرد. او در سال هاي زندگي در اردوگاه کار اجباري از کمونيسم استاليني فاصله گرفت و به انديشه هاي عميق و روانکاوانه داستايفسکي وار نزديک شد. توجه و علاقه اين نويسنده روس به نويسنده خلف خود سبب شد تا او حتي از نظر ظاهري نيز خود را شبيه داستايوفسکي کند.درگذشت سولژنيتسين بسياري از سياستمداران جهان را وادار به واکنش کرد. ولاديمير پوتين (مامور سابق ک گ ب) در تشييع جنازه نويسنده شرکت کرد، گورباچف پيام تسليتي براي مرگ وي فرستاد و خلاصه آنکه بعد از مرگ او، همه مرثيه خوان هاي فرهنگي شدند.

7-محمدرضا گلزار

بازيگر «ستاره» شده اين سال هاي سينماي ايران درست در روزهايي که به واسطه انتشار چند يادداشت تامل برانگيز سعي داشت چهره يي متفاوت از خود را نزد بخشي از مخاطباني که در ظاهر چندان علاقه يي به فعاليت هاي او ندارند ترسيم کند با انتشار عمومي شايعه يي مواجه شد که مي تواند تمام فعاليت هايش را در سال جاري تحت تاثير قرار دهد. اواسط هفته روزنامه جام جم که معمولاً در اخبار هنري اش تلاش مي کند کمتر خبري حاشيه يي منتشر کند در مطلبي مفصل از ممنوع التصوير شدن محمدرضا گلزار خبر داد. انتشار اين خبر درست در روزي که اين بازيگر در يادداشتي در روزنامه اعتماد راهکارهاي اجرايي شدن نحوه کمک به بازيگران سينماي ايران را شرح مي داد، نگاه ها را متوجه او کرد. سکوت مسوولان سينمايي در قبال اين خبر به رغم تکذيب گلزار از حساسيت ها کم نکرد به ويژه آنکه تبعات اين گونه اخبار در نشريات عامه پسند و اينترنت بسيار گسترده تر است. اين در حالي است که بعضي رسانه هاي جدي انتشار اين خبر را تا حد صفحات اول خود مهم دانستند و همه اينها باعث شد تا بازيگري که کم فروش ترين فيلم هايش سودهاي قابل توجهي نصيب تهيه کنندگان مي کند به شکل ديگري خبرساز شود. انتشار اين گونه اخبار در دوراني که مديران سينمايي تلاش فراواني در جهت ايجاد آرامش دارند احتمالاً با واکنش هايي همراه خواهد بود؛ واکنش هايي در راستاي همان آرامش سازي که ممکن است به جدي گرفتن هر چه بيشتر شايعات بينجامد.

8- محمد سليمان

در شرايطي که بشار اسد براي رايزني درباره مسائل خاورميانه به ايران آمده بود، مشاور ارشد امنيتي او جمعه گذشته در ويلاي شخصي خود در ساحل درياي مديترانه ترور شد. سرهنگ محمد سليمان از مقامات بلندپايه نظامي و امنيتي سوريه بود که شش ماه پس از حادثه ترور عماد مغنيه در دمشق کشته شد. او که بازوي راست اسد لقب گرفته بود، مامور انجام پرونده هاي حساس بود و از جمله کساني به حساب مي آمد که دتلو مهليس رئيس سابق کميته تحقيقات بين المللي در رابطه با ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان خواستار تحقيقات لازم از او شده بود. براي همين برخي ترور سليمان را در ادامه خودکشي يا ترور مقامات مساله دار سوري در رابطه با اين پرونده از جمله «غازي کنعان» مي دانند که در دفترش خودکشي کرد. سليمان رابط سوريه با حزب الله و نيز کره شمالي بوده و در رابطه با موضوع تاسيسات اتمي سوريه بارها به پيونگ يانگ سفر کرده بوده و براي همين خيلي ها عامل ترور سليمان را صهيونيست ها معرفي مي کنند. درباره شخصيت محمد سليمان روزنامه الشرق الاوسط نوشت؛ «سرهنگ سليمان دوست باسل اسد (برادر بشار) بود که پس از مرگ او دوست نزديک بشار شد و هر پرونده امنيتي ابتدا از زير دست او رد مي شد و به اطلاع بشار مي رسيد. جايگاه سليمان فراتر از هر مقام سياسي و امنيتي ديگر در سوريه بود، به طوري که اختيارات او گاه فراتر از وزير دفاع و رئيس ستاد مشترک ارتش مي رفت.»

9- عادل فردوسي پور

عادل فردوسي پور يکي از مهم ترين چهره هاي تلويزيون جمهوري اسلامي از آغاز تاکنون است. کافي است يک بار دوشادوش او در خيابان هاي تهران يا هر شهر کوچک يا بزرگ ديگري قدم بزنيد تا بدانيد او چقدر محبوب است و چگونه جزيي از زندگي روزمره مردم ايران شده و براي همين است که خبرگزاري فوتبال ايران در سومين دوره مراسم اهداي توپ طلا تصميم گرفت از تلاش عادل فردوسي پور در راه ارتقاي فوتبال ايران تقدير کند. فردوسي پور که علاوه بر اجراي برنامه پرطرفدار نود که هر سال به تعداد بينندگانش اضافه مي شود، گزارشگر خيلي خوبي هم است، در آن مراسم گفت برنامه نود در فصل جديد (که از همين امشب آغاز مي شود) تفاوت هايي کرده و او کوشيده بخش هاي جذابي را به برنامه اضافه کند. ما هم بي صبرانه منتظر اولين برنامه نود در فصل جديد هستيم. راستي تا يادمان نرفته بايد بگوييم برنامه نود با اجراي عالي عادل جزء معدود برنامه هاي سيماي جمهوري اسلامي است که مي تواند در رقابت با شبکه هاي خصوصي هم بيننده اش را حفظ کند.

10- محسن خليلي

سومين توپ طلاي فوتبال ايران به محسن خليلي رسيد. در مراسمي که هفته گذشته توسط خبرگزاري فوتبال ايران در هتل المپيک برگزار شد، محسن خليلي با راي نويسندگان، روزنامه نگاران و کارشناسان ورزش به عنوان بهترين بازيکن فصل گذشته فوتبال ايران معرفي شد. او البته در اين مراسم حضور نداشت و براي عمل جراحي رباط صليبي اش در آلمان بود، اما مسوولان برگزاري توپ طلا را براي او فرستاده بودند. در اين مراسم از سيدمهدي رحمتي به عنوان بهترين دروازه بان، سيدجلال حسيني به عنوان مدافع، کريم باقري به عنوان بهترين هافبک و محسن خليلي به عنوان بهترين مهاجم و افشين قطبي به عنوان بهترين مربي تقدير شد و پرسپوليس به عنوان بهترين تيم فصل گذشته انتخاب شد و البته جايزه ويژه يي هم به امير قلعه نويي براي قهرماني استقلال در جام حذفي اهدا شد. با اين همه مهم ترين جايزه اين مراسم همان توپ طلا بود که محسن خليلي پس از محرم نويدکيا و جواد نکونام که در دوره هاي گذشته توپ طلا را برده بودند، آن را برد.
علي کردان فاتح سه شنبه سخت

کيوان مهرگان

نخستين باري که نام علي کردان در رسانه ها و مجامع عمومي مطرح شد به سال آخر مجلس ششم بر مي گردد؛ روزي که ولي الله شجاع پوريان نماينده بهبهان و رئيس هيات تحقيق و تفحص از صدا و سيما گزارش قطوري از عملکرد مسوولان صدا و سيما در دوره رياست علي لاريجاني در صحن علني قرائت کرد. در آن گزارش چند بار به نام علي کردان اشاره شد، اما کسي تصويري از او در ذهن به خاطر نداشت. علي کردان آن روزها معاون اداري - مالي سازمان صدا و سيما بود؛ سازماني که علي لاريجاني بر کرسي رياست آن تکيه زده بود. روزها از پي هم گذشت، لاريجاني استعفا کرد و به هوس رياست جمهوري از مجتمع فراخ جام جم رخت بر بست و معاون همشهري اش هم در پي او ناگزير به ترک آن محوطه خوش آب و هوا شد. محمود احمدي نژاد که به قدرت رسيد، منبع و منشاء تحولاتي در کشور شد که امتداد آن تا همين سه شنبه گذشته کشيده شد. احمدي نژاد با خط قرمز کشيدن بر نام سه تن از وزرايش سه چهره جديد را براي هدايت سه وزارتخانه کليدي اقتصاد، راه وترابري و کشور به مجلس معرفي کرد.

حالا ديگر علي لاريجاني رئيس مجلس بود، اصولگراها بر قوه تقنيني کشور تسلط کامل داشتند و اصلاح طلبي در مجلس هشتم يافت نشد تا پرونده تحقيق و تفحص اسلاف خود را از بايگاني بهارستان بيرون بکشد و در مخالفت با «کردان» فرياد برآورد، اما سکوت غم انگيز اصلاح طلبان در اقليت نشسته، مانع از اين نشد که اصولگرايان از يک طرف و مازندراني ها از طرف ديگر نسبت به وزير پيشنهادي کشور سکوت پيشه کنند. روز سه شنبه گذشته از همه خبرنگاراني که براي پوشش اخبار جلسه راي اعتماد مجلس به سه وزير پيشنهادي به مجلس آمده بودند تا تماشاچيان و حتي نمايندگان حاضر در صحن مي دانستند تمام جلسه روز سه شنبه زير سايه تقابل کردان با مخالفان اصولگرا و همشهريانش قرار دارد.

احمد توکلي، الياس نادران، روح الله حسينيان، عليرضا زاکاني و علي مطهري پرچمداران مخالفت با کردان بودند.

علي کردان که متولد 1337 در شهر ساري است در رزومه ارائه شده به مجلس در نخستين خط از تحصيلات خود به مدرک دکتراي افتخاري حقوق از دانشگاه آکسفورد انگلستان اشاره کرده بود. همين مدرک پرطمطراق بهانه يي شد که روح الله (خسرو) حسينيان مخالفت خود را با وارد کردن اتهام هاي گوناگون به کردان ابراز کند.

عليرضا زاکاني ديگر نماينده تهران يک خط پايين تر مدرک کارشناسي ارشد کردان را زير سوال برد و از همين فرصت استفاده کرد تا عليه دانشگاه آزاد اسلامي مطالبي بيان کند. علي مطهري فرزند شهيد مطهري هم با به کار بردن تعابيري همچون غ...ف و غ...ف درباره کردان صداي اعتراض عزت الله يوسفيان و روحانيون مجلس را درآورد.

علي کردان که برابر رزومه ارائه شده هيچ سابقه مبارزاتي قبل از انقلاب ندارد، فعاليتش را در نظام جمهوري اسلامي با عضويت در کميته هاي انقلاب اسلامي ساري شروع کرد و بعدها عضو شوراي فرماندهي سپاه مازندران شد. ارتقاي مقام کردان هنگامي بود که مسوول اطلاعات و تحقيقات سپاه مازندران شد. کردان مدتي هم در دستگاه قضايي زادگاهش داديار و جانشين دادستان ساري شد و سير صعودي را در اين دستگاه هم تا دادستاني طي کرد. بعدها فرماندار علي آباد کتول و گنبد کاووس شد. اما بالاترين پست هاي کردان به دوران حضور علي لاريجاني در صدا و سيما برمي گردد. وي مدتي معاون امور مجلس و استان هاي سازمان و تا پايان دوره رياست لاريجاني معاون اداري- مالي اين دستگاه غول پيکر شد. شايد مسرورترين فرد روز سه شنبه سخت علي کردان باشد


اين ده نفر
1- محمود احمدي نژاد

رئيس جمهور ايران هفته گذشته در شرايطي هيات امناي حساب ذخيره ارزي را منحل کرد که خيلي از کارشناسان اين تصميم را در جهت اهداف رئيس جمهور مبني بر خرج بي حساب و کتاب مي دانند. همانطور که مي دانيد حساب ذخيره ارزي هشت سال پيش و در دوره اول رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي براي ايجاد ثبات براي درآمدهاي نفتي، حفظ اقتصاد کشور در مقابل کاهش درآمدهاي نفتي و کاهش سرمايه گذاري ايجاد شد. اداره اين حساب را هيات امنايي برعهده داشت که برخي از اعضاي اقتصادي هيات دولت عضوش بودند، اما اعلام شد هيات وزيران با اين استدلال که بايد موانع پيش روي استفاده مطلوب از حساب ذخيره ارزي برداشته شود، آيين نامه اجرايي ماده يک قانون برنامه چهارم توسعه را تغيير داده و وظايف هيات امناي حساب ذخيره ارزي را به کميسيون اقتصادي دولت منتقل کرده است البته اين تنها تصميم اقتصادي احمدي نژاد نبود. او نرخ سود بانکي پيشنهادي خودش را هم ارائه کرد که مطابق با وعده يي بود که پيش از اين داده بود. او گفته بود نرخ بهره بانکي بايد زير ده درصد باشد و در جديدترين پيشنهاد او نرخ سود بانکي10 درصد در نظر گرفته شده. در اين باره البته رئيس کل بانک مرکزي سکوت کرده و چيزي نگفته، اما بعيد است که اتفاق خاصي بيفتد و به احتمال فراوان همين سود 10 درصد به تصويب مي رسد. بالاخره سال آخر دولت نهم است و رئيس جمهور بايد به وعده هايش عمل کند، حتي اگر اين تصميم ها به زياندهي اقتصاد کشور منجر شود. خداوند آخر و عاقبت ما را به خير کند.

2- غلامحسين الهام

استاد غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان اولين نفري بود که صبح روز بيست و هشتم خردادماه 1384 خبر راه يافتن محمود احمدي نژاد را به دور دوم انتخابات رياست جمهوري اعلام کرد. پس از آن بود که خيلي ها از دوستي محمود احمدي نژاد و الهام سخن گفتند و گفتند که اين عضو شوراي نگهبان در دولت احمدي نژاد سمتي درجه يک مي گيرد. اين آدم ها البته فکرش را هم نمي کردند که الهام در دولت نهم چند شغل را همزمان در اختيار بگيرد. او اينک هم وزير دادگستري است، هم سخنگوي دولت و هم رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و جالب اينکه هنوز عضو شوراي نگهبان هم هست و گرچه مجلس چندي قبل قانوني را تصويب کرد که اعضاي قواي سه گانه نمي توانند در شوراي نگهبان عضويت داشته باشند، اما اين قانون را شوراي نگهبان مغاير با اصول قانون اساسي دانست و اينچنين به نفع عضو خود راي داد، اما آنچه سبب شد الهام به عنوان يکي از چهره هاي اين هفته انتخاب شود، نامه يي بود که محمود احمدي نژاد در پاسخ به نامه سخنگوي دولتش نوشت که چندي قبل نوشته بود آماده است از مناصب دولتي اش کناره بگيرد. احمدي نژاد در نامه پرشور و احساسش به غلامحسين الهام که اشک خيلي ها را در آورد، نوشت؛ «اينجانب به اخلاص و فداکاري و اهتمام شما در راه خدمت بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پرتلاش مي دانم که در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد... پس اي برادر توکل کن و تحمل.» و اين يعني الهام در کابينه مي ماند، با اين تفاوت که آگاهان خبر از اين مي دهند که شغل پنجم الهام هم در راه است.

3- محمدرضا باهنر

اين آقاي باهنر که رئيس فراکسيون اصولگرايان در مجلس هفتم بود، آدم جالبي است. او قبل از مرحله ثبت نام انتخابات مجلس هشتم گفته بود ديگر علاقه يي به مجلس نشيني ندارد و اين يعني او علاقه داشت به دولت بپيوندد. خيلي ها همان روزها گمانه زني کردند که باهنر يا وزير نفت مي شود يا معاون اول، چون به عنوان نايب رئيس مجلس هفتم خدمات بسياري را به دولت اصولگراي نهم کرده و در اينکه مجلس در بسياري از مواقع برخلاف نظرات کارشناسي به نفع خواسته هاي دولت راي بدهد نقش مهمي را ايفا کرده بود. البته نفوذ استاد باهنر در مجلس و دولت دلايل بسياري دارد که يکي از مهم ترين آنها نسبت فاميلي اش با مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد و تئوريسين دولت نهم است. حتماً مي دانيد ثمره هاشمي خواهرزاده باهنر است و براي همين است که خيلي ها باهنر را «دايي جان باهنر» صدا مي زنند. اما تازه ترين شاهکار باهنر تقدير از نمايندگاني است که براي مجلس هشتم راي نياورده اند، اما در طول مجلس هفتم همواره پشتيبان نايب رئيس اول مجلس در حمايت از دولت بوده اند. هفته گذشته سايت تابناک خبر از اين داد که «محمدرضا باهنر درصدد است براي نمايندگان بازمانده از راهيابي به مجلس هشتم شغلي متناسب با شرايط آنها در نظر گيرد. احمد رسولي نژاد نماينده دماوند و فيروزکوه در خلال جلسه علني چهارشنبه گذشته مجلس فرم هايي که توسط محمدرضا باهنر تهيه شده را بين نمايندگان بازمانده از راهيابي به مجلس هشتم توزيع کرد که از آنها خواسته شده ضمن ارائه گزارش سوابق کاري و تحصيلي خود اعلام کنند خواهان فعاليت در چه حوزه اجرايي هستند.» البته پس از اين خبر مرتضي تمدن - که خودش احتمالاً به عنوان معاونت حقوقي و پارلماني رئيس جمهور معرفي مي شود - گفت در اين نامه باهنر فقط از نمايندگان اصولگرا به خاطر همکاري شان در اين چهار سال تشکر کرده بود. البته حتماً مي دانيد منظور از «همکاري» چيست ديگر؟

4- محمدجعفر بهداد

سرانجام معاون ارتباطات و اطلاع رساني رياست جمهوري به عنوان مديرعامل ايرنا انتخاب شد. پس از اينکه انتقادات از سيدجلال فياضي مديرعامل سابق ايرنا به دليل اينکه ايرنا نتوانسته بود خدمات بي پايان دولت را منتشر کند، بالا گرفت، گمانه زني هاي فراواني صورت گرفت مبني براينکه چه کسي جانشين فياضي در ايرنا مي شود و در اين بين نام سه نفر بيش از بقيه شنيده مي شود؛ مهدي کلهر، علي اکبر جوانفکر و محمدجعفر بهداد. مهدي کلهر که به عنوان برادر مرتضي آقاتهراني رابطه بسيار خوبي با رئيس جمهور دارد، نپذيرفت که مديرعامل ايرنا شود و علي اکبر جوانفکر به عنوان کسي که سابقه کار در ايرنا را در کارنامه دارد، شانس خوبي براي نشستن بر کرسي مديرعاملي ايرنا داشت اما سرانجام محمدحسين صفارهرندي مثل ساير انتخاب هايش يکي از همکاران سابق خود در کيهان را به ديگران ترجيح داد و حکم مديرعاملي را به نام بهداد زد. بهداد يکي از ستايشگران دولت نهم است و اين يعني احتمال اينکه خبرگزاري ايرنا هم به «رجانيوز»ي ديگري بدل شود، وجود دارد.

5- غلامحسين نوذري

وزير نفت هفته گذشته اعتراف ارزشمندي کرد و از تخلف دو ميليارد دلاري دولت نهم پرده برداشت. او در جمع نمايندگان مجلس اعتراف کرد در سال 86 بدون اجازه مجلس حدود دو ميليارد دلار از منابع داخلي شرکت نفت را صرف واردات بنزين کرده است. در اين باره سايت الف (منسوب به احمد توکلي) نوشت؛ «در سال 86، دولت موظف بود با روش هاي مختلف از جمله سهميه بندي، مصرف بنزين را محدود و حداکثر 8/3 ميليارد دلار بنزين وارد کند اما در عمل بدون اجازه و اطلاع مجلس، حدود 7/5 ميليارد دلار بنزين واردکرد که در نتيجه بخشي از تلاش ها براي مهار مصرف و واردات بنزين در سال 86 خنثي شد. در نشست کميسيون انرژي مجلس احمد توکلي و الياس نادران از وزير نفت پرسيدند که چرا وزارت نفت به طور شفاف و قانوني براي واردات کسري بنزين، لايحه دوفوريتي يا سه فوريتي به همراه استدلال به مجلس ارائه نداد و به انجام کار غيرقانوني متوسل شد؟ وزير نفت در پاسخ گفت واردات بيش از مجوز قانوني را به دستور رئيس جمهور انجام داده است.» البته فرداي روزي که اين خبر منتشر شد، دفتر اطلاع رساني رياست جمهوري جوابيه يي را به روزنامه هاي منتشر کننده اين خبر ارسال کرد که اقدام دولت را قانوني دانست، اما نمايندگان مجلس هنوز هم معتقدند که اقدام دولت غيرقانوني بوده است؛ اقدامي که با اعتراف غلامحسين نوذري لو رفت.

6- فرهنگ معيري

در هفته گذشته يکي ديگر از سرمايه هاي سينماي ايران و از استادان و پيشکسوتان هنر چهره پردازي دار فاني را وداع گفت و جامعه سينمايي را عزادار کرد. مرحوم فرهنگ معيري از قديمي هاي عرصه گريم ايران به حساب مي آمد که در بيشتر آثار بهرام بيضايي به عنوان چهره پرداز و طراح گريم، هنر خود را به نمايش گذاشته بود. فرهنگ معيري سال 1322 در شهر مرند متولد شد. طراحي چهره پردازي فيلم هايي چون اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد)، رخساره (امير قويدل)، سگ کشي (بهرام بيضايي)، پرواز در شب (رسول ملاقلي پور) و ماديان (علي ژکان) توسط او انجام شده است. معيري همچنين چهره پرداز فيلم هايي چون باشو غريبه کوچک، مسافران و شايد وقتي ديگر (بهرام بيضايي)، کاني مانگا (سيف الله داد)، طلسم (داريوش فرهنگ)، خانه عنکبوت (عليرضا داوودنژاد)، نقطه ضعف (محمدرضا اعلامي)، خط قرمز و سفر سنگ (مسعود کيميايي) بوده است. مرحوم معيري براي فيلم هاي سگ کشي و مسافران نامزد دريافت سيمرغ جشنواره فجر و براي فيلم هاي اشک سرما و سگ کشي نامزد دريافت تنديس خانه سينما شد. پيکر مرحوم معيري در روستاي چاران واقع در هجده کيلومتري جاده چالوس به خاک سپرده شد.

7- ولاديمير پوتين

جناب پوتين رفتني نيست. هر که برود و بيايد، او در سياست روسيه باقي مي ماند. از در کاخ کرملين هم بيرون رود از پنجره آن بازمي گردد، فرقي هم نمي کند که در کاخ رئيس جمهور صدايش کنند يا دفتر نخست وزير را اختيار کند. ديميتري مدودوف چندي پيش پس از اداي سوگند به عنوان رئيس جمهور جديد روسيه، ولاديمير پوتين را به عنوان نخست وزير خود انتخاب کرد که مورد تاييد پارلمان اين کشور نيز قرار گرفت. پوتين نيز وزراي خود را معرفي کرد که چندان تغييري در کابينه پيش نيامد. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه و آناتولي سرديوکف وزير دفاع و آلکسي کودرين وزير اقتصاد در پست هاي خود ابقا شدند. علاوه بر آن دستياران ارشد پوتين ايگور سيچن و ايگور شوالف در دوران نخست وزيري، نيز او را همراهي مي کنند.

8- ابراهيم حاتمي کيا

تقدير در شب جشن کارگردانان و حضور در شبکه خبر باعث شد تا هفته گذشته ابراهيم که معمولاً کمتر اهل ديده شدن و حرف زدن است، تيترهاي خبري متعددي را در رسانه هاي مختلف به خود اختصاص دهد. در هفته گذشته اولين عکس هاي فيلم جديد حاتمي کيا با نام «دعوت» روي يکي از خبرگزاري ها قرار گرفت. حاتمي کيا که ترجيح داده بود توليد اين فيلم را در سکوت خبري سپري کند، در برنامه شبکه خبر به توضيحاتي درباره فيلمش پرداخت. او گفت «دعوت» فيلمي اپيزوديک با مضموني اجتماعي است که به مسائل زنان مي پردازد. حاتمي کيا همچنين در اين برنامه خبر از ساخت فيلم تازه يي با نام «ققنوس» داد که به زودي وارد مرحله توليد خواهد شد. گفته مي شود به احتمال فراوان «دعوت» عيد فطر اکران خواهد شد و حاتمي کيا تا جشنواره فجر منتظر نخواهد ماند؛ چرا که او قصد دارد فيلم «ققنوس» را که بازگشتي دوباره به سينماي دفاع مقدس است براي حضور در جشنواره امسال آماده کند. «دعوت» که از ابتداي ساخت بر سر حضور بازيگران شناخته شده مناقشه يي ميان علاقه مندان فيلمساز جريان ساز برانگيخته بود اين هفته با خبري ديگر هم مورد توجه قرار گرفت. گفته مي شود حاتمي کيا بنا به دلايل اعلام نشده يي يک اپيزود از اين فيلم را که با بازي پژمان بازغي و ليلا اوتادي ساخته شده بود از نسخه نهايي حذف کرده است و همين امر منجر به واکنش ملايم بازغي در نخستين برنامه «مثلث شيشه يي» کار جديد رضا رشيدپور شد. گفته مي شود «دعوت» فيلمي متفاوت در کارنامه حاتمي کياست. بايد منتظر ماند و ديد.

9- سرالکس فرگوسن

هنوز فصل شروع نشده بود که استاد در اظهارنظري عجيب و غريب گفت؛ «اين بهترين تيمي است که تا حالا در اختيار داشته ام.» و اين يعني فرگوسن بزرگ از همان روز اول، از همان روز که شاگردانش را براي اولين تمرين پيش فصل گردهم آورده بود، مي دانست که چه فصلي را پيش رو دارد و حالا که منچستر دهمين قهرماني اش با فرگوسن را جشن گرفته و دارد خودش را براي فينال هفته آينده مقابل چلسي آماده مي کند مي شود عمق ديد پيرمرد را درک کرد. فرگوسن با کمک کارلوس کرش با گردهم آوردن بازيکناني درجه يک تيمي را شکل داد که تر و تميز بازي مي کرد، چه در هنگام دفاع و چه در زمان حمله و اين مهم ترين دليلي بود که سبب شد منچستر يونايتد قهرمان ليگ برتر انگلستان بشود و به فينال ليگ قهرمانان راه يابد؛ چيزي که اگر دو سال پيش آن روزها که منچستر و فرگوسن افت کرده بودند به هواداران يونايتد مي گفتيد، باور نمي کردند، چرا که خودشان هم متاثر از رسانه ها باورشان شده بود فرگوسن پير شده و تيم شان بايد مثل چلسي و ليورپول به دنبال مربيان جوان باشد. سرالکس اما ايستاد و مبارزه کرد و پس از آنکه مچ مورينيو مغرور را خواباند، امسال هم رو دست بزرگي به همه مربيان جوان و پير انگلستان و اروپا، از رافا بنيتس و آرسن ونگر تا لوچانو اسپالتي و فرانک رايکارد زد و تيمش را تا اينجا بالا کشيد. فرگوسن پس از قهرماني در ليگ برتر انگلستان گفت؛ «به خودم افتخار مي کنم.» و ما هم پس از تماشاي بازي هاي من يو و طراوت و شادابي سرمربي هفتاد ساله اش گفتيم؛ «به تو افتخار مي کنيم پيرمرد.»

10- پپ گوارديولا

براي هواداران بارسلونا خيلي سخت بود که دو سال بدون جام بمانند. آن هم پس از آن فصل رويايي که بارساکمر بهترين تيم هاي اروپا را شکست و هم قهرمان لاليگا شد و هم قهرمان ليگ قهرمانان اروپا. مثل بسياري از جاهاي دنيا هم مديران بارسا صلاح را در اين ديدند که پس از شکست ها سرمربي تيم شان را تغيير بدهند. گمانه زني ها البته خيلي زود شروع شد. عده يي مي گفتند که ژوزه مورينيو سرمربي بارسا مي شود و برخي از مذاکره سران بارسا با ميشل لادروپ خبر مي دادند. بعضي ها هم مي گفتند لوران بلان به عنوان سرمربي بارسا معرفي مي شود. اما در نهايت هيات مديره بارسا اعلام کرد که پپ گوارديولا سرمربي بارسا شده است. گوارديولا را راستش خيلي وقت بود که نديده بوديم. از آن روزهايي که از بارسا رفته بود به ايتاليا و بعد هم به قطر، فراموشش کرده بوديم و وقتي نامش را به عنوان سرمربي بارسا شنيديم، ترسيديم که انتخاب نامناسبي باشد. اما وقتي عکس هاي جديد او منتشر شد، ديديم که آن جنم مربيگري در چهره اش است. پپ گوارديولا با تجربه بازي در تيم رويايي يوهان کرويف، بابي رابسون و لوئيس فن گال از رهبران خط مياني بارسا بود و به خاطر دادن پاس هاي بسکتبالي متمايز از ساير هافبک هاي دفاعي دنيا بود. او سال گذشته سرمربي تيم B بارسلونا بود و توانست اين تيم را قهرمان دسته سوم ليگ اسپانيا کند. اما چيزي که نشان داد گوارديولا مي تواند به مربي بزرگي بدل شود تمجيد او از فرانک رايکارد بود. او گفت بارسا با فرانک رايکارد به سطح بالايي رسيد و سعي مي کند که بارسا را به دوران خوش رايکارد بازگرداند و اين يعني گوارديولا فهميده که بارساي دوست داشتني چگونه تيمي است، دانسته که چگونه بايد با اطرافيانش رفتار کند و پي برده که براي آرام کردن تماشاگران از چه جملاتي استفاده کند. او تازه 37 سالش است، اما مي تواند به بزرگ ترين مربي کاتالونيا بدل شود. پپ ثابت کرده لياقتش را دارد.
منبع  اعتماد
 

این ده نفر

جمعه ششم اردیبهشت 1387
اين ده نفر
1- سيدياسر خميني

«ان شاءالله آقاي خاتمي مي آيند»؛ اين گفته سيدياسر خميني در پاسخ به آدم هايي که بر آن بودند تا نظر يکي از اعضاي بيت امام(ره) را درباره انتخابات سال آينده رياست جمهوري بدانند. سيدياسر خميني هفته گذشته در شرايطي به يکي از چهره هاي مهم سياسي بدل شد که در کنگره سازمان مجاهدين انقلاب شرکت کرد. گرچه درباره شرکتش در اين کنگره سخني نگفت، اما خيلي ها گفتند او به نمايندگي از سيدحسن خميني در اين مراسم شرکت کرده است، به ويژه اينکه سيدياسر دوشادوش آيت الله موسوي بجنوردي، پدر همسر سيدحسن خميني، در اين کنگره شرکت کرد. اما چيزي که نام سيدياسر خميني را بر سر زبان ها انداخت همان موضعي بود که درباره انتخابات سال آينده گرفت. او در شرايطي از علاقه اش به سيدمحمد خاتمي پرده برداشت که تاکنون کمتر پيش آمده بود يکي از اعضاي خميني ها در مسائل سياسي اينچنين موضع بگيرد اما شرايط کشور سبب شده که خانواده امام(ره) هم وارد انتخابات آينده رياست جمهوري شود.

2- محسن آرمين

اما تنها اتفاق کنگره سازمان مجاهدين موضع گيري سيدياسر خميني نبود، بلکه استقبال چهره هاي سياسي از اين کنگره، که از سيدمحمد خاتمي تا ابراهيم يزدي را شامل مي شد، سبب شد بحث هاي متفاوتي پيرامون دوازدهمين کنگره سازمان مجاهدين انقلاب پديد بيايد. يکي از اين بحث ها هم مثل هميشه به روزنامه عزيز کيهان مربوط مي شد که برادر دلسوزي در سرمقاله اش به حضور ابراهيم يزدي در اين کنگره اعتراض کرده و نوشته بود، هيچ عکسي از حضرت امام خميني(ره) در اين مراسم نبوده است.

در پاسخ به اين روزنامه محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين گفت؛ «کنگره سازمان در سالن اجتماعات مسجد اميرالمومنين برگزار شده است و عکس امام و رهبري در اين سالن به صورت ثابت نصب شده است. طرح مسائل بي پايه يي از اين دست نشان دهنده ميزان عصبانيت آقايان از برگزاري موفق کنگره سازمان مجاهدين انقلاب بوده است. به نظر مي رسد زاويه ديد جناب شريعتمداري به کنگره مجاهدين انقلاب به گونه يي بوده که تصوير امام به رغم وضوح در ميدان ديد ايشان قرار نگرفته است.

3- اسفنديار رحيم مشايي

مثل اينکه اين آقاي مشايي به هيچ وجه حاضر نيست از موضعش در مورد مردم امريکا و اسرائيل کوتاه بيايد؛ «ما با مردم امريکا و اسرائيل دوست هستيم. براي هزارمين بار و قوي تر از گذشته اعلام مي کنم که ما با همه مردم دنيا دوستيم، حتي مردم امريکا و اسرائيل.» او پا را از اين هم فراتر نهاد و گفت؛ «بنده پيش از اين نيز گفته ام که مردم امريکا از نظر ارتباطات از برترين ملت هاي دنيا هستند. با افتخار مي گويم که اين اظهارات را ضرب در هزار کنيد؛ اين اظهارات را هيچ گاه خلاف نمي دانم؛ خط دوستي با امريکا در دولت نهم از دولت پيشين بيشتر است.» بلافاصله پس از اين اظهارات علي لاريجاني رئيس مجلس در جمعي گفت؛ ما هيچ رفاقتي با مردم اسرائيل نداريم.کار تا جايي پيش رفت که نمايندگان مجلس يکي يکي به اين گفته رحيم مشايي اعتراض کردند و حتي از او خواستند که براي پاسخگويي به مجلس برود. هنوز فضا آرام نشده بود که مشايي با گفته يي ديگر حاشيه ساز شد؛ «ما نيازي به خشونت در دنيا نداريم، کسي که جيبش پر است نيازي به شلوغ کاري ندارد. خوشگل ها با هم دعوا نمي کنند، اما سر خوشگل ها دعوا مي شود، ايران يکي از اين خوشگل ها است.» (،)

4- محمدرضا باهنر

مثل اينکه پروژه عبور از احمدي نژاد نزد اصولگرايان کليد خورده است. محمدرضا باهنر پس از موفقيت هفته گذشته در به کرسي نشاندن علي کردان بر وزارت کشور، در گفت وگويي با روزنامه سرمايه گفت؛ «احمدي نژاد تنها نامزد انتخاباتي اصولگرايان نخواهد بود.» او با اشاره به اينکه آنها (منظور راست سنتي) تا آخرين روز رياست جمهوري احمدي نژاد بايد از او حمايت کنند و چوب لاي چرخ نگذارند، ادامه داد؛ «اما براي دوره دهم به ايشان نيز حداکثر به عنوان يکي از کانديداهاي اصولگرا توجه شود نه به عنوان کانديداي علي الاطلاق، بدون حرف، بدون رقيب و بدون بحث و فکر مي کنم اشکالي هم ندارد. آقاي احمدي نژاد به صورت طبيعي يک يا شايد دو سه رقيب اصلاح طلب خواهد داشت. در درون خودمان (اصولگراها) نيز من با وجود آنکه اعتقادم اين است که بايد يک کانديدا داشته باشد اما اين مساله را که آن يک کانديدا از همين الان آقاي احمدي نژاد است و لاغير قبول ندارم...» او همچنين در اظهارنظري جالب گفت تا دو روز قبل از انتخابات رياست جمهوري نمي تواند بگويد چه کسي رئيس جمهور آينده ايران است.

5- پرويز مشرف

از پارلمان پاکستان تا ايمن الظواهري نفر دوم القاعده همه به دنبال آن هستند که پرويز مشرف را از کرسي رياست جمهوري پايين بکشند. اين در حالي است که مشرف در برابر درخواست هاي موافقان براي استعفا و تهديدهاي مخالفان براي استيضاح مقاومت مي کند. پارلمان پاکستان چند روز قبل جلسات خود را براي برکناري رئيس جمهور آغاز کرد. به موازات پارلمان، ايمن الظواهري که امريکا براي اطلاعات منجر به دستگيري او 25 ميليون دلار جايزه گذاشته است، از مردم پاکستان خواست عليه مشرف جهاد کنند. الظواهري، مشرف را هم پيمان امريکا مي داند که به اين کشور کمک کرده تا عمليات هايي را عليه نيروهاي طالبان و ديگر گروه هاي بنيادگرا نظير القاعده اجرا کند. با اين همه هنوز پرويز مشرف سرجايش نشسته است اما به نظر نمي رسد او بتواند مقابل ائتلاف حاکم دوام بياورد.

6- شهرام ناظري

سال گذشته که جريان کنسرت هاي بزرگ آغاز شد، شهرام ناظري غايب اين کنسرت ها محسوب مي شد. اما امسال ناظري کنسرت خود را در قالب يک تور تعريف کرده است که قرار است در 11 شهر اجرا شود. هرچند تا اين لحظه برنامه اين اجرا ها به شکل قطعي اعلام نشده است، اجراي شهر قزوين و تهران برگزار شد ولي اجراي شهر هاي يزد و خوي که برنامه هاي بعدي اين تور محسوب مي شد هنوز قطعي نيست. ناظري کنسرت خود را در زمين فوتبال کاخ نياوران تهران با حضور چهار هزار نفر در چهار شب برگزار کرد که در مجموع 16 هزار نفر به تماشاي اجراي او نشستند. کنسرت ناظري يک مهمان ويژه نيز داشت و حافظ ناظري که در نيويورک مشغول تحصيل در رشته رهبري ارکستر بود به ايران بازگشت و اين بار از ميان تماشاگران شاهد اجراي پدر بود. گفته مي شود که او در تدارک اجراي سمفوني رومي است که گويا کار متفاوتي روي اشعار مولوي است. گروه ناظري در اين چهار اجرا يک ستاره ويژه نيز داشت و شروين مهاجر(نوازنده کمانچه) در گروه ناظري بسيار خوش درخشيد. از جمله مهمانان اين کنسرت مي توان به بهرام بيضايي، همايون شجريان و البته عزت الله انتظامي اشاره کرد. انتظامي روز سوم کنسرت روي صحنه رفت و اعلام کرد جواني محکوم به اعدام شده و براي رضايت خانواده مقتول نيازمند تهيه مبلغ ديه است. او اعلام کرد به همراه پرويز پرستويي و کيومرث پوراحمد رضايت خانواده مقتول را جلب کرد ه اند و حالا تصميم دارند براي تهيه مبلغ ديه از کمک هاي مردمي استفاده کنند. شماره حسابي اعلام شد و صندوق هايي هم در محيط قرار گرفته بود که مردم کمک هاي خود را به صندوق ريختند.

7-محمدمهدي عسگرپور

از روزي که محمدمهدي عسگرپور سکان مديريتي خانه سينما را در دست گرفت، برگزاري دوازدهمين دوره جشن ساليانه اين نهاد مهم صنفي به عنوان نخستين آزمون جدي مديريتي او از سوي تمام افراد و دست اندرکار مرتبط با هنر هفتم مطرح شد و خود او هم در شروع کار برگزاري اين جشن همواره پرحاشيه را به عنوان اولويت اول فعاليتش عنوان کرد. عسگرپور که در يک انتخابات آرام و هدايت شده با بيشترين راي به عضويت هيات مديره جديد در آمد و بعد هم به سرعت رياست هيات مديره و مديرعاملي را به دست آورد با تجربه دوره هاي گذشته جشن خانه سينما از همان ابتدا بر برگزاري بدون حاشيه اين رويداد ساليانه تاکيد کرد چه آنکه با در نظر گرفتن شرايط فعلي کمترين بي احتياطي مي تواند به نتايج غيرقابل پيش بيني منتهي شود. تغيير دبير منصوب شده قبلي جشن و انتخاب يک سينماگر شناخته شده و مطمئن در همين راستا بود، اما در همين شرايط هفته قبل با برگزاري نخستين نشست رسانه يي دوازدهمين دوره جشن خانه سينما اعلام شد که در اين دوره براي بهرام بيضايي، سيف الله داد، جمشيد مشايخي و کاظم فريبرزي بزرگداشت برگزار مي شود و از اين سينماگران در برنامه يي جداگانه تقدير به عمل مي آيد. انتخاب نام هايي چون بيضايي و داد براي برنامه بزرگداشت که هر کدام بنا به ويژگي ها و سوابق خاصشان جزء سينماگران حساسيت برانگيز کشور به شمار مي روند از جسارت مديران جديد حکايت مي کند. هر چند که البته آن قدر جسور نيستند که وارد حوزه هاي ملتهب تري چون شرکت فيلم هاي بدون پروانه نمايش يا داراي مشکل شوند و در همين جلسه اعلام کردند صرفاً فيلم هاي داراي پروانه نمايش را در جشن شرکت مي دهند. با اين همه بسياري هم انتظار چنين انتخاب هايي را نداشتند به ويژه آنکه عسگرپور و همکارانش از برگزاري پنج برنامه جداگانه درباره جشن امسال و همچنين رايزني هايي براي برپايي مراسم در برج ميلاد صحبت کردند.

8-محمود درويش

جوانان رام الله روز شنبه خود را با شمع هايي در دست و قطرات اشک بر صورت به شب رساندند. شاعر محبوب آنها، محمود درويش، که چند سالي را به اجبار در تبعيد زيسته بود، ديگر عاشقانه يي براي شاخه زيتون و آزادي نخواهد سرود، شاعري که با ابيات درخشانش، ابياتي سرشار از انسانيت، مقاومت و نبرد عليه اشغالگران کشورش، نام خود را بلندآوازه کرده بود. درگذشت درويش، دوست و دشمن را به واکنش واداشت، از روزنامه هاآرتص اسرائيلي که نتوانست ارزش هاي ادبي شاعر را ناديده بگيرد تا نيکلا سارکوزي. محمود عباس رهبر دولت خودگردان فلسطين، به اين مناسبت سه روز عزاي عمومي اعلام کرد و در کنار او بسياري از چهره هاي فرهنگي به مناسبت درگذشت درويش، بيانيه صادر کردند. خاموشي شاعر در ايران هم بدل به نقطه اشتراک بين جريان هاي متفاوت ادبي و فرهنگي شد، چنانچه سيمين بهبهاني، غلامعلي حدادعادل، موسي اسوار، موسي بيدج، عبدالجبار کاکايي و بسياري ديگر از اهالي فرهنگ و هنر، به ذکر آرايه هاي انساني و شاعرانه درويش پرداختند. درگذشت محمود درويش، که بسياري او را نماد مقاومت مردم فلسطين و حتي در گامي بالاتر نماد ايستادگي شاعرانگي در برابر حرکت هاي قهرآميز خوا نده اند، با همه اخبار ريز و درشتي که هفته پيش در رسانه ها جريان داشت، بازتاب خبري وسيعي داشت.

9-علي دايي

علي دايي حتي اگر در کنفرانس مطبوعاتي شوخي کند، مزه بپراند و اصلاً اثري از عصبانيت هاي هميشگي نداشته باشد، باز هم حرف هايي مي زند که براي دو سه روز فوتبال ايران را به هم بريزد. اگر پيش از اين دايي بابت دعوت پنج بازيکن از سايپا و تعطيلي دو بازي تيم در آستانه ورود پي يرليت بارسکي انتقادات زيادي را تحمل کرد، در کنفرانس مطبوعاتي دوشنبه صبح کنايه هايي به امير قلعه نويي زد که باعث شد سرمربي استقلال در چند مصاحبه حسابي از خجالت سرمربي تيم ملي در بيايد. البته اين بحث تند با گفت وگوي تند قلعه نويي عليه دايي پس از باخت به پگاه شروع شده بود که البته با حرف هاي قلعه نويي هم ختم شد. دايي در کنفرانس مطبوعاتي به او کنايه زده بود که وقتي تيمش مي برد آن را به بدنسازي خوب در ترکيه ارتباط مي دهد و وقتي تيمش مي بازد، بحث تضعيف استقلال از سوي دايي را پيش مي کشد. دايي در بخش ديگري از کنفرانس خودش که چند تيتر يک به مطبوعات تقديم کرده بود، در دفاع از دعوت بازيکنان معمولي به تيم ملي گفت؛ «اگر مي خواستم محبوب ها را به تيم ملي دعوت کنم، که محمدرضا گلزار را مي آوردم.» البته دايي با اين کنفرانس مطبوعاتي ثابت کرد آستانه عصبي بالاتري نسبت به گذشته دارد که اين هم اتفاق کوچکي نيست.

10- حميد سوريان

وقتي حميد سوريان در سه سال گذشته، سه مدال طلاي مسابقات جهاني را به گردن مي اندازد، زماني که کشتي گير فرنگي 50 کيلوگرم در سه نبرد سابق خودش با ونکوف بلغار دو کشتي را به نفع خودش تمام کرده و هنگامي که او بهترين شانس کاروان ورزشي ايران لقب مي گيرد و در اولين کشتي خودش مي بازد، ديگر بايد شک کرد که در سازمان تربيت بدني يک جاي کار مي لنگد. اگر در تمام دنيا همه به دنبال رساندن ورزشکاران به سقف آمادگي در مسابقات المپيک هستند، در ايران اگر پيش از اعزام کاروان ورزشي به پکن بابت آمادگي حميد سوريان از کارشناسان کشتي پرس وجو مي کرديد، قطعاً مي شنيديد که «سوريان چندان وضع خوبي ندارد.» سوريان حتي به مدال برنز المپيک 2008 هم نمي رسد تا سوپراستار سه سال گذشته کشتي فرنگي با کسب مقام پنجم المپيک، دست از پا درازتر به تهران برگردد. با ناکامي حميد سوريان در رسيدن به مدال المپيک نگراني مردم ايران بابت انداختن مدال زرين به گردن ورزشکاران بيش از گذشته شد. هرچند شايد بتوان در کشتي آزاد و تکواندو در انتظار کسب طلاي المپيک بود.

۱-سيدمحمد خاتمي

سيدمحمد خاتمي آدم مظلومي است، چه آن موقع که با بيست ميليون راي رئيس جمهور ايران شد و چه حالا که رئيس جمهور نيست و گوشه دفترش در جماران نشسته. آن روزها که رئيس جمهور ايران بود، صدا و سيماي جمهوري اسلامي با هدايت علي لاريجاني از هيچ کوششي براي زمين زدن دولتش فروگذار نمي کرد و حالا هم که رئيس جمهور نيست صدا و سيما او را بايکوت کرده است. سيد اما با همه اين حرف ها ميان مردم زنده است. اين را مي شود در سفرهايي که مي رود ديد و ديد که چگونه مردم با عشق و علاقه به احترامش برمي خيزند. تاثيرگذاري خاتمي را مي شود در رفتار رسانه هاي اصولگرايان هم ديد به ويژه در بخش خبري بيست و سي که به عنوان ارگان خبري اصولگرايان شب و روزش را براي ايجاد شکاف در اصلاح طلبان گذاشته است. اما تازه ترين خبر در مورد خاتمي اين است که فرماندار يزد دستور داده هيچ کس حق زدن پوستر و عکس از سيدمحمد خاتمي را در شهر يزد ندارد. فکر کنيد. نه فکر نکنيد به خيابان برويد و ببينيد در شهري که عکس ها از سر و کولش بالا مي روند هيچ کس حق ندارد عکس رئيس جمهور سابق ايران را بر در و ديوار بزند.
۲-
2- الياس نادران

استاد نادران را که مي شناسيد. ايشان از اصولگراياني هستند که همواره روي حرف هاي خود ثابت قدم هستند و اصول را زير پا نمي گذارند. او که با تمام امکانات ويژه نتوانست در دور اول به همراه ساير دوستان اصولگرا به مجلس راه يابد، براي اينکه ميزان خلوص اصولگرايي خودش را نشان دهد و اينچنين بتواند در دور دوم رايي بياورد و به مجلس برود، مثل هميشه راهکار حمله به اصلاح طلبان را انتخاب کرده است. او هفته گذشته گفت انتخابات مجلس هشتم رفراندوم محبوبيت خاتمي بوده و البته پاسخ نداد چطور انتخابات مجلس ششم که برادر آقاي خاتمي شش برابر آقاي نادران در انتخابات مجلس هشتم راي آورده بود و حتي اينکه خود آقاي خاتمي در دوره دوم رياست جمهوري اش بيست و دو ميليون راي آورده بود، نشان دهنده محبوبيت «آقا سيد» نيست و اين انتخابات که خود آقاي نادران بهتر مي داند در چه شرايطي برگزار شده و چگونه اصلاح طلبان را از رقابت کنار زدند، رفراندوم است. البته آقاي نادران جملات ديگري هم گفته. مثلاً گفته «هر يک راي به اصلاح طلبان سنگ اندازي در مسير خدمت دولت نهم است.» البته حتماً منظور ايشان از خدمت؛ تورم، تحريم و شرايط بد سياسي و اقتصادي و فرهنگي کشور نبوده است. براي اينکه بدانيد الياس نادران چقدر آدم اصولگرايي است، کافي است به ياد بياوريد او چگونه در انتخابات رياست جمهوري از محمدباقر قاليباف حمايت کرد و در صدا و سيما و رسانه ها با رقباي قاليباف به مناظره نشست و به ياد بياوريد چگونه او پس از انتخابات به جناح محمود احمدي نژاد غکسي هست که از اختلافات احمدي نژاد و قاليباف خبر نداشته باشد؟ف پيوست تا آنجا که در يک مناظره تلويزيوني روبه روي حسين عبده تبريزي نشست و از برنامه هاي اقتصادي دولت نهم دفاع کرد و البته به سختي هم شکست خورد. استاد نادران آدم اصولگرايي است اما بهتر است سخناني را که در روز راي اعتماد به کابينه احمدي نژاد در مخالفت با بعضي از وزراي او زده فراموش نکنند. حالا ما هم از راي دهندگان عزيز مي خواهيم ده راي خود را کنار بگذارند و راي يازدهم خودشان را به نادران بدهند. بالاخره مجلسي که باهنر و آقاتهراني و آليا و حسينيان و بادامچيان را کنار هم جمع کرده، حيف است از محضر استاد نادران محروم باشد.

-3 اسفنديار رحيم مشايي

اسفنديار رحيم مشايي اگر امريکايي بود به باراک اوباما راي مي داد. اين گفته از معاون رئيس جمهوري که معتقد است نمي گذارند نام اوباما از صندوق هاي راي بيرون بيايد همچنان شگفت انگيز است و مي تواند نشان دهنده اين باشد که تابوي رابطه با امريکا را تنها کساني مي توانند بشکنند که خود اين تابو را ساخته اند. مشايي از جانب روزنامه هاي اصولگرا به عنوان دعوت کننده هوشنگ اميراحمدي معرفي شده است. امير احمدي از ابتداي انقلاب به ايران نيامده بود و در تمام طول اين سال ها از جانب روزنامه کيهان به «دلال رابطه با امريکا» مشهور شده بود. اما رحيم مشايي که دو سال پيش نيز شايعه برکناري اش ( به دليل شرکت در يک ضيافت غيراسلامي) تنها در سايت هاي اصولگرا دست به دست مي شد اين بار نيز به دليل اين اقدامات واهمه يي به دل راه نمي دهد و فارغ از تمام اين موضع گيري ها روي زمين مي نشيند و دخترش را به عقد پسر احمدي نژاد درمي آورد و بعد از چهار ساعت پشت او نماز مي خواند تا فقط بتوانند برايش شايعه درست کنند نه چيزي بيشتر.

-4 داوود ميرباقري

داوود ميرباقري کارگردان سريال هاي حکايت مسافر گمنام، گرگ ها، رعنا و امام علي در هفته يي که گذشت بار ديگر در حوزه تلويزيون به يکي از چهره هاي خبرسازي تبديل شد که اين خبرسازي نه براي حضور بازيگري جديد در سريالش يا تغيير مکان فيلمبرداري آن، بلکه به جهت توقف پروژه و بعد تکذيب آن از سوي مديران سيمافيلم بود. در حالي که برخي معتقدند بخش عمده يي از بودجه سريال سازي سيمافيلم در سال هاي اخير به پروژه مختارنامه به کارگرداني داوود ميرباقري و يوسف به کارگرداني فرج الله سلحشور اختصاص يافته است، هرازگاهي اخباري مبني بر توقف اين دو پروژه از سوي رسانه ها منتشر مي شود. گرچه برخي اين نوع خبرها را بيشتر به عنوان تمهيد و شگردي براي رسيدن به مطالبات شان در توليدات تلويزيوني مي دانند، اين بار شنيده مي شود، خبر توقف مختارنامه چندان ربطي به شگرد رايج ندارد و گويا کندي در سيستم خواندن فيلمنامه اين سريال در معاونت سيما و تصميم گيري هاي جديد در ارتباط با شخصيت ها و داستان آن دليل اصلي تعطيلي پروژه بوده است. انتشار خبر توقف پروژه مختارنامه در رسانه ها اين بار به هر دليلي که بود، واکنش سريع مديران سيمافيلم را در پي داشت، به طوري که بلافاصله در نمابري از سوي روابط عمومي اين مرکز، انتشار اين دست خبرها را مربوط به کساني دانست که گاه با نيش قلم، زخمي بر پيکره هنري ياران وارد مي سازند. علاوه بر اين اسلامي مهر رئيس سيما فيلم در گفت وگو با مهر شايعه بدهي يک ميلياردي اين مرکز به پروژه مختار را تکذيب کرد و مساله جابه جايي مکان ساخت اين سريال از شاهرود به تهران را بنابر مقتضيات آن دانست که شرايط توليد را راحت تر مي کند. در ميان اين اظهارنظرها اما ميرباقري ترجيح داد سکوت کند و صرفاً نظاره گر باشد تا بازيگر اصلي.

-5 خالد مشعل

خالد مشعل يکي از بنيانگذاران جنبش مقاومت اسلامي حماس که در سال 2004 پس از ترور عبدالعزيز رنتيسي به عنوان رهبر حماس برگزيده شد، در هفته اخير ديداري با کارتر داشت که همين موضوع او را در صدر اخبار منطقه قرار داد. اميد به تفکرات معتدل کارتر و عقلانيت خالد مشعل بسياري را به اين باور رسانده است که مي توان پس از سال ها شاهد صلحي پايدار در منطقه بيت المقدس بود. محور مذاکرات طولاني رئيس جمهوري اسبق امريکا با خالد مشعل که در شهر دمشق صورت گرفت، مبتني بر تحولات و رويدادهاي اخير فلسطين بود. کارتر در اين مذاکرات خواستار آتش بس شده بود و پيشنهاد مبادله اسيران فلسطيني با شليط، رفع محاصره اسرائيل از نوارغزه و ايجاد راه حلي براي گذرگاه رفح را ارائه کرده بود. کارتر در ادامه حضور خود در منطقه، پس از ديدار از محاصره نوار غزه، آن را جنايت و اقدامي وحشيانه توصيف کرده و گفته بود؛ مردم از گرسنگي مي ميرند و اين وحشيگري به منزله مجازات مردم غزه است و جنايت به شمار مي رود و گمان مي کنم ادامه آن نفرت انگيز است.

-6 عبدالواحد موسوي لاري

داخل و بيرون قدرت تفاوتي نمي کند. عملکرد عبدالواحد موسوي لاري در انتخابات دوره هفتم و هشتم مجلس يکي است؛ چه در مقام وزير کشور و چه در کسوت رئيس ستاد انتخابات اصلاح طلبان. قسمت اين است که سرنوشت مهمترين بخش مبارزات پارلمانتاريستي رئيس اصلاح طلبان با بي تصميمي و ضعف مديريت پيوند بخورد. پس از عملکرد نه چندان قابل دفاع ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در مرحله ثبت نام نامزدها و انصراف چهار نفر از نامزدهاي «لايه اول»، ظاهراً اين ستاد در مرحله دوم انتخابات تصميم به عدم حضور گرفت. بنا بر اين شد تا با عدم استفاده از عنوان «ائتلاف»، ستاد تهران اصلاح طلبان با محوريت حسيني مرعشي به کار خود ادامه دهد. انگار نه انگار بخشي از نامزدهاي راه يافته به انتخابات مرحله دوم تهران به دعوت شخص سيدمحمد خاتمي و اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گام در اين ميدان گذاشته بودند. رياست محترم ستاد ثابت کرد همچون انتخابات رياست جمهوري مي شود همه چيز را رها کرد و بدون تصميم و اراده همه را معلق گذاشت. جالب اينجاست که موسوي لاري تاکنون جمله يي در توضيح چرايي کنار رفتن از صحنه به زبان نرانده است. به عبارت ديگر نه از ايستادگي مقابل تخلفات و تضييع احتمال حقوقي که منجر به خاموش شدن چراغ ستاد شده خبري هست و نه همت لازم براي حمايت از ده نامزد اصلاح طلبان در تهران. شايد تجربه اين انتخابات درس عبرت باشد براي ادوار ديگر. چه، اگر گزيده شدن براي دومين بار خطا باشد براي سومين مرتبه حتماً نابخشودني است.

-7 محمد نيازي

ظرف چند روز از قاضي ناشناخته به چهره اول اخبار بدل شد. اعلام اسامي عاملان قتل هاي زنجيره يي اولين مناسبتي بود که محمد نيازي رئيس مجتمع قضايي نيروهاي مسلح استان تهران را به تيتر نخست روزنامه ها و اخبار سيما تبديل کرد. نيازي پس از انجام ماموريت سنگين سال 77 به رياست سازمان قضايي نيروهاي مسلح منصوب و سپس در دور دوم رياست شاهرودي بر قوه قضائيه به عنوان رئيس سازمان بازرسي کل کشور برگزيده شد. نيازي بار ديگر در هفته گذشته خبرساز شد. او همزمان با اميري عضو حقوقدان شوراي نگهبان و رئيس سازمان ثبت اسناد کشور به حمله احمدي نژاد به دستگاه قضايي واکنش نشان داد. رئيس جمهور در سفر به استان قم علاوه بر اجزاي دولت و مجلس اين بار سازمان ثبت از توابع دستگاه قضايي را هم به ايفاي نقش در گراني مسکن متهم کرده بود. نيازي به سخنان احمدي نژاد درباره وجود مافيا پاسخ داد و گفت؛ سازمان بازرسي در مسائل مختلفي ورود پيدا مي کند و ضمن آسيب شناسي، گزارش هاي خود را مطرح مي کند اما در سازمان بازرسي به موضوع مشخصي درباره مافياي اقتصادي نرسيده ايم و چنين گزارشي نيز به ما داده نشده است.

-8 ولاديمير پوتين

وقتي سر و کله آلينا کابايوا پيدا شد، تازه مي توان فهميد که چرا جناب پوتين اين همه پي جودو بود و به فکر تناسب اندامش. خبر عشق پوتين 56 ساله به آليناي جوان، هم توجه سياستمداران را به خود جلب کرد هم ورزشکاران زن، هم ورزشکاران مرد و هم علاقه مندان سوژه هاي مثلث عشقي. اما در اين ميان مثل هميشه، آنچه قرباني شد، روزنامه يي بود که اين خبر را منتشر کرد. روزنامه روسي مسکووسکي در گزارشي که در اين باره منتشر کرده بود، از احتمال تجديد فراش پوتين و ازدواج وي با يک قهرمان سابق المپيک و عضو کنوني مجلس دوماي روسيه در ماه ژوئن (خرداد) خبر داده بود. پس از انتشار اين مطلب و بازتاب گسترده آن، آلينا کابايوا تهديد کرد که عليه روزنامه «مسکووسکي کاريسپاندنت» به دليل انتشار مطلبي در مورد ارتباط عشقي ميان وي و ولاديمير پوتين به دادگاه شکايت خواهد کرد. همين طرح شکايت کافي بود، تا مسکووسکي، به دلخواه خود، ديگر منتشر نشود.

-9 منوچهر صهبايي

آنتوان کاتلتس در راهرو ساختمان تازه ساز هنرستان موسيقي پسربچه خجالتي را ديد که براساس يک سنت قديمي در هنرستان موسيقي با تصميم هيات ژوري مجبور شده بود سازي را بنوازد که اصلاً دوست نداشت. اين معلم فرانسوي که فارسي را دست و پا شکسته حرف مي زد او را به کلاس ابوا دعوت و اسم منوچهر صهبايي را وارد ليست شاگردانش کرد. نزديک به سي و پنج سال بعد منوچهر صهبايي اولين موسيقيداني بود که از اروپا به ايران بازگشت تا ارکستر سمفونيک تهران را که سال ها نوازنده ابواي آن بود رهبري کند. بازگشت منوچهر صهبايي در سال 1371 آغاز دوران تازه يي براي ارکستر سمفونيک تهران بود. او زماني به ايران بازگشت که نسل تازه دوستداران موسيقي در ايران تازه مي توانستند ساز به دست در خيابان هاي شهر راه بروند و مشتاقانه از شنيده هاي تازه شان بگويند. صهبايي اوايل انقلاب ايران را ترک کرد و به فرانسه رفت. در استراسبورگ درس رهبري ارکستر گرفت و به عنوان سوليست ابوا به نوازندگي ادامه داد. رهبر ارکستر مجلسي شهر مريس ويل شد و چهارده سال با اين ارکستر همکاري کرد. با حمايت دانشگاه استراسبورگ آثار آهنگسازان برجسته ايراني را با ارکسترهاي اروپايي اجرا و منتشر کرد. پس از نخستين سفر به ايران بارها به عنوان رهبر ميهمان با ارکستر سمفونيک تهران و ارکستر فرهنگسراي بهمن برنامه اجرا کرد و چندين مسترکلاس نوازندگي ابوا و رهبري ارکستر در ايران برگزار کرد که با استقبال نوازندگان جوان ايراني مواجه شد. صهبايي سال گذشته به ايران بازگشت و رهبري ارکستر سمفونيک تهران را به عهده گرفت. اجراي اول صهبايي با ارکستر سمفونيک اجراي چندان متفاوتي نشان نداد. او بعد از اين اجرا بار ديگر به اروپا بازگشت. در اين فاصله ارکستر سمفونيک در جشنواره فجر به رهبري ارسلان کامکار آثاري از خانواده کامکار ها را اجرا کرد. در آن زمان زمزمه مي شد که به احتمال زياد ارسلان کامکار قرار است رهبري ارکستر را براي مدتي به عهده بگيرد. اما اولين مخالفت با اين ايده توسط هوشنگ کامکار ارائه شد. او در گفت وگويي اعلام کرد بهتر بود که رهبري اين اجرا به عهده فرد ديگري بود و اشاره کرد چون قطعات انتخاب شده طعم و رنگ و روي ايراني دارند، ارسلان مي تواند ارکستر را رهبري کند ولي ارکستر به يک رهبر دائم نياز دارد. چندي بعد صهبايي به ايران بازگشت و گفته شد که او قرار است تا 6 ماه رهبري ارکستر سمفونيک را به عهده بگيرد. او در گام اول و چند روز پيش رهبري ارکستر پارسيان را به عهده گرفت و همزمان مشغول تمرين با ارکستر سمفونيک تهران است که در روزهاي 11 تا 13 ارديبهشت آثاري از آهنگسازان روسي را اجرا خواهد کرد. شنيده ها حکايت از سختگيري هاي او در تمرينات دارد، به شکلي که او عذر چند تن از نوازندگان ارکستر را خواسته است. بايد منتظر ماند تا ببينيم او مي تواند خاطره اجراي درخشان علي رهبري با ارکستر سمفونيک را بار ديگر زنده کند يا نه.

-10 مقتدا صدر

يک بار ديگر جواني از خاندان صدر درعراق خبرساز شد. مقتدا صدر چند هفته يي است که توجه تمام تحليلگران منطقه يي و ماجراجويان اتفاقات عراق را به خود جلب کرده است. از سويي نمي توان او را در عراق ناديده گرفت و از سويي ديگر، دولتمردان و مسوولان عراق نمي دانند با او چه کنند. به هر روي اين بار تصميم شان چنين شده است؛ حمله به مواضع و طرفداران مقتدا صدر. رهبر جيش المهدي هم به واسطه بمباران شهرک صدر بغداد، که جمعيت آن بيش از دو و نيم ميليون نفر است، اعلام جنگ کرده است. اخيراً او تهديد کرد که چنانچه نيروهاي امريکايي و عراقي به عمليات خود در شهرک صدر و شهر بصره ادامه دهند، جنگ تمام عيار به راه خواهد انداخت. در آن طرف دعوا هم فرمانده ارتش امريکا در عراق اظهار داشته است؛ اگر رهبر جريان صدر تهديدهاي خود را عملي کند، با واکنش ما روبه رو خواهد شد و اگر صدر و جيش المهدي رويه جديدي در پيش بگيرند ما قدرت آتش کافي براي انتقال نبرد به زمين دشمن را داريم. منبع اعتماد
اين ده نفر
1- محمدرضا عارف

معاون رئيس جمهور سابق ايران هفته گذشته گفت اگر آقاي خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري دهم نامزد نشود خودش آمادگي اين را دارد که وارد انتخابات شود. اين در حالي است که محمدرضا عارف براي انتخابات مجلس هشتم ثبت نام کرد و حتي صلاحيتش هم تاييد شد، اما او در اعتراض به روند ردصلاحيت ها، از حضور در انتخابات انصراف داد و گفت چون شرايط حاکم بر رقابت هاي انتخاباتي عادلانه نيست در اين رقابت شرکت نمي کند. جالب اينجاست که عارف اين تصميم را بدون هماهنگي با سران جبهه اصلاحات گرفت. حالا که نتايج انتخابات مجلس هشتم روشن شده و عارف هم ديده در انتخابات تهران و برخي از شهرستان ها چه رفتارهايي با اصلاح طلبان شده، پيدا نيست شرايط حاکم چه تغييري به نفع اصلاح طلبان کرده که ايشان مي خواهد در انتخابات شرکت کند. مثل اينکه عارف براي حضور در انتخابات، انگيزه فراواني هم دارد. او هفته گذشته به همراه همسرش به حسينيه جماران رفت و راي داد و اينچنين سبب شد که خبرگزاري ها عکس او را در کنار همسرش روي خط بفرستند. اصلاً همين که او حسينيه جماران را که بزرگان نظام در آنجا راي مي دهند براي راي دادن انتخاب کرده نشان مي دهد او چه علاقه يي دارد براي اينکه ديده شود و از حالا اسمش سرزبان ها بيفتد. اما جناب عارف بايد بداند که جبهه اصلاحات از آنجايي ضربه خورد که آدم هايش تکروي را به کار گروهي و تشکيلاتي ترجيح دادند و بايد به ياد بياورد که چگونه تکروي بعضي از آدم ها در انتخابات رياست جمهوري گذشته سبب شد آراي اصلاح طلبان چندتکه شود و انتخابات به نفع اصولگرايان پايان يابد. راستي تا يادمان نرفته بايد بگوييم سيدمحمد خاتمي پس از شنيدن خبر کانديداتوري عارف گفت؛ «ان شاءالله که مبارک است.»

2- حامد کرزي

رئيس جمهور افغانستان يکشنبه گذشته در مراسم شانزدهمين سالگرد ورود مجاهدين افغانستان به کابل، مورد سوء قصد شبه نظاميان طالبان قرار گرفت اما آسيبي نديد. در حمله مسلحانه به جايگاه محافظت شده حامد کرزي، اعضاي کابينه و تعدادي از ديپلمات هاي خارجي شرکت کننده در مراسم رژه نظامي، سه تن از جمله يک نماينده پارلمان کشته و 10 تن ديگر زخمي شدند. در پي اين اتفاق روز سه شنبه مجلس نمايندگان افغانستان وزراي دفاع، کشور و رئيس شوراي امنيت ملي اين کشور را در جلسه پارلمان استيضاح کرد، اما اين طرح راي نياورد. جالب اينکه در اين جلسه امرالله صالح رئيس شوراي امنيت ملي گفت توطئه ترور رئيس جمهور افغانستان، چهل و پنج روز قبل از آن در اسفندماه طرح ريزي شده بود و تعريف کرد که او اطلاعاتي را که از طراحي توطئه به دست آورده بود، به حامد کرزي و زلماي رسول مشاور امنيت ملي او ارائه کرده است و توضيح داد که «تروريست ها» يک اتاق را در نزديکي محل انجام رژه نظامي، کرايه کرده بودند و از آنجا به جايگاه ويژه حمله کردند. پس از اين حمله چند رسانه معتبر از وضعيت شکننده حامد کرزي نوشتند.

3- عباس کيارستمي

براي خيلي ها نام عباس کيارستمي، تداعي کننده نخل طلاي جشنواره کن يا به طور مشخص تر کن سال 1997 است؛ جايي که عباس کيارستمي به طور مشترک با شوهي ايماموراي فقيد برنده نخل طلا شد. نکته بحث برانگيز اين روزهاي محافل سينمايي که اکنون حسابي تحت الشعاع جشنواره کن شصت و يکم قرار گرفته، عدم حضور فيلم آخر استاد «شيرين» در بخش مسابقه است. البته معلوم نيست فيلم را کلاً در هيچ بخشي نپذيرفته اند يا کيارستمي تنها خواهان حضور شيرينش در بخش مسابقه بوده. کيارستمي از جمله کارگرداناني بود که سال گذشته و به مناسبت بزرگداشت شصتمين دوره اين فستيوال سينمايي، در پروژه «هر کس سينماي خودش» شرکت داشت و فيلم سه دقيقه يي «رومئوي من کجاست» را به عنوان هديه خود و سينماي ايران تحويل کن و علاقه مندان سينما داد. بايد قبول کرد چنين حضوري در کنار غول ها و بزرگان حال حاضر سينماي جهان، خيلي معتبرتر و بيشتر از جايزه بازيگري هر فستيوالي مايه افتخار است. قبل از نخل طلاي کيارستمي و کلاً جداي اين جايزه، همين که نام کيارستمي و آثارش در فهرست برترين آثار سال کايه دو سينما، بارها و بارها ذکر شده يا منتقد صاحب نام و بي همتايي درباره سينماي او کتاب نوشته، خود نشان دهنده اهميت و اعتبار سينماي او است. نکته جالب توجه شايد اين است که همگان به اين فکر بوده اند که با متصل شدن به کيارستمي و نام او مي توانند به فستيوال هاي بزرگ راه پيدا کنند و مثلاً در همين کن حاضر شوند. حال آنکه امسال ظاهراً خود استاد جايي در کن ندارد و باز به احتمال فراوان، آن اعتبار و حضور درخشان کيارستمي در عرصه هاي جهاني(حداقل کن) را بايد کمي کمرنگ تر شده بپنداريم. اينکه گفته شد ظاهراً جايي در کن ندارد به اين مورد برمي گردد که باز ظاهراً استاد طي يکي دو روز گذشته عازم فرانسه شده تا درباره فيلمش و عدم حضور آن در کن صحبت کند. اي کاش خود او هم به همه بفهماند که ديگر جايزه جشنواره ها برايش آنقدر مهم نيستند. ما که طعم گيلاس را هنوز به ياد داريم.

4- آيت الله صانعي

جماعت نسوان در بين مراجع آيت الله صانعي را دارند که همواره در اين سال هاي اخير، در حوزه، به عنوان جدي ترين حامي حقوق زنان مطرح بوده است. در آخرين اظهارات مطرح شده در اين خصوص از جانب ايشان چنين آمد که «بسياري از مسائل مانند ديه را مطرح کرديم، حتي بالا تر از آن ما مي گوييم زن مي تواند امام جمعه و امام جماعت بشود. شما ديگر چه مي خواهيد؟ اما اين وظيفه قانونگذار است که بر اين اساس قانون وضع کند و اگر قانونگذار دلش نخواست که اين قوانين را وضع کند، در آن صورت مقصر ما نيستيم.» تبرج نيز از ديگر مسائلي بود که مرجع نوانديش حوزه به آن اشاره کرده و گفته بودند؛ «چکمه چه ربطي دارد به اين حرف ها؟ چکمه تبرج نيست. چکمه را مي پوشند چون برف مي بارد.» اما شايد در ميان اين احکام و نظرات، حکم اين مرجع در خصوص عدم اجراي سنگسار در دوران غيبت امام معصوم، از همه جدي تر بود. ولي به قول ايشان گوش شنوايي وجود ندارد. از ديگر ديدارهاي خبرساز آيت الله صانعي، ديدار دانشجويان دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) با ايشان بود. اما محور بحث ها در اين ديدار نيز حقوق زنان بود. اين بار بحث چندهمسري مطرح شده بود و از طرح اين بحث براي حل «مشکل ازدواج جوانان» به شدت انتقاد کرده و گفته بودند؛ «ما امروز با مشکل ازدواج جوانان مواجه هستيم و برخي مسوولان به جاي اينکه به صورت ريشه يي با اين معضل مواجه شوند مي گويند کساني که مشکل مالي ندارند بروند و زن دوم بگيرند. آخر مگر ازدواج تجارت است که کسي که پول بيشتري دارد برود زن دوم بگيرد. بايد مشکل معيشت و مسکن جوانان حل شود.» با وجود اين احکام، ما مردها نيز بايد مرجعي را بيابيم تا ما هم بتوانيم حقوقمان را استيفا کنيم.

5- عبدالله جاسبي

کمتر کسي را مي توان سراغ گرفت که بدون حرف و مصاحبه و به صرف اهميت ندادن و ناديده انگاشتن منتقدان عصباني خود خبرساز شود. جاسبي يکي از اين افراد است. رئيس دانشگاه آزاد اين هفته به دانشگاه پلي تکنيک نرفت و در جلسه يي که قرار بود به مناظره او با عباس سليمي نمين و عليرضا زاکاني اختصاص داشته باشد، حضور نيافت و باز هم خبرساز شد. اگرچه سازمان مرکزي دانشگاه آزاد اعلام کرد در جريان ماوقع نبوده برنامه از پيش هماهنگ نشده است. پس از طرح برخي شبهات از سوي زاکاني و سليمي نمين در روزنامه ها در ماه هاي اخير و جوابيه هاي دانشگاه آزاد و جوابيه هاي آقايان به جوابيه ها و... برخي گروه هاي دانشجويي وابسته به دولت و قاعدتاً منتقد سرسخت دانشگاه آزاد، براي برگزاري مناظره بين طرفين اعلام آمادگي کردند تا اينکه قرعه به نام دفتر- به اصطلاح- تحکيم (طيف شيراز) افتاد و جلسه «سيري در عملکرد دانشگاه آزاد» دوشنبه در دانشگاه پلي تکنيک برگزار شد. با اينکه سليمي نمين و زاکاني به نوبه، در جايگاه سخنران، از انتقاد به شخص عبدالله جاسبي در حد توان لحظه يي فروگذار نشدند و جماعتي از حضار هم دم به دم ايشان دادند، با اين حال گروهي از دانشجويان و حضار در مراسم به روند معترض شدند و جسته و گريخته به دفاع از جاسبي و دانشگاه آزاد برخاستند.

6- محمدرضا گلزار

قرارداد چندده ميليون توماني محمدرضا گلزار براي بازي در يک فيلم باعث به وجود آمدن واکنش هايي متفاوت از جمله تعيين سقف براي دستمزدها شده است. گفته مي شود گلزار به واسطه فروش چند ميلياردي فيلم هاي اخيرش، رقم درخواستي براي حضور در فيلم هاي جديد را به بيش از پنجاه ميليون تومان افزايش داده است. مساله تعيين سقف براي دستمزد بازيگران سينما و تلويزيون مدتي است که از سوي برخي مسوولان تلويزيوني يا تهيه کنندگان سينمايي مطرح شده است. اما به نظر مي رسد مشکل اصلي بيشتر درباره فضايي است که توليد انبوه تله فيلم هاي تلويزيوني در مورد دستمزدهاي بازيگران به وجود آورده تا درخواست هاي چند بازيگر خاص. تهيه کنندگان سينما شايد در ظاهر با پرداخت دستمزدهاي چند ده ميليوني به چند بازيگر خاص مخالف باشند، اما در باطن از انجام چنين کاري راضي هستند چراکه گيشه فيلم خود را به نوعي گارانتي کرده اند. از يک طرف تهيه کنندگان تلويزيوني براي داشتن ويترين بهتر و بالطبع دريافت بودجه بيشتر، حاضر به پرداخت هر گونه دستمزد درخواستي از سوي چند بازيگر اصلي فيلم شان هستند و از طرف ديگر افزايش دستمزد بازيگران درجه دو و سه تلويزيوني، روي دستمزد بازيگران درجه يک سينمايي تاثير گذاشته است؛ چرا که وقتي يکي بازيگر درجه دو سينما براي ايفاي نقش در يک تله فيلم رقمي در حدود 20 ميليون تومان طلب مي کند، آن وقت ديگر تکليف سوپراستارها مشخص است.

7- محمود محمدي عراقي

همواره از خبر دور بود. حجت الاسلام محمدي عراقي از جمله روحانياني است که به رغم بر عهده داشتن مسووليت هاي مهم هرگز اهل جنجال نبود و جز در مناسبات کاري سخن نمي گفت. او هفته گذشته ناخواسته در کانون ماجرايي ژورناليستي قرار گرفت که خود کوچک ترين نقشي در آغاز و انجام آن نداشت. قطعاً روزي که محمدي عراقي با گرفتن جواب مثبت از محمدتقي مصباح يزدي داماد استاد آن روز و استراتژيست امروز مي شد گمان نمي کرد اين انتساب روزي موجب جنجال رسانه يي اينچنين شود. به دنبال نقلي از يکي از نزديکان امام در خصوص امتناع آن حضرت از صدور حکم نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداران براي محمدي عراقي يکي از روزنامه هاي صبح با تشکيک در اين خاطره باعث بازگشايي يکي از پرونده هاي تاريخ انقلاب شد. مجادله روزنامه موثر صبح تهران و مهم ترين سايت خبري اصولگرا بر سر اين بوده که در سه ساله اواخر جنگ تحميلي و به دنبال شهادت آيت الله محلاتي در غياب نماينده ولي فقيه، محمدي عراقي به عنوان قائم مقام وظايف نماينده را به انجام مي رساند. اينکه اين دوران که با انتصاب حجت الاسلام عبدالله نوري از سوي امام(ره) پايان يافت با تاييد و همراهي ايشان صورت گرفته يا قائم مقام به صورت موقت و تا زمان انتصاب نماينده جديد عهده دار مسووليت بود موضوعي شد که به استناد دو طرف مباحثه به صحيفه امام انجاميد.در اين ماجرا پاي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم به ميان کشيده شد.

8- شکيب خليل

رئيس اوپک هشدار داد که احتمال سير صعودي بهاي نفت خام و رسيدن آن به بشکه يي دويست دلار وجود دارد. شکيب خليل دليل اين را، افت ارزش دلار مي داند که بر جذابيت ساير دارايي ها از جمله نفت نزد سرمايه گذاران خارجي مي افزايد. اين در حالي است که هفته گذشته قيمت نفت با ثبت رکوردي تازه به مرز صدو بيست دلار رسيد و با توجه به اينکه اوپک نشان داده تمايلي به افزايش سهميه کشورهاي توليدکننده براي مهار بهاي نفت ندارد، پيش بيني نفت دويست دلاري دور از انتظار نيست. اين در حالي است که بي بي سي در گزارشي حملات مکرر به تاسيسات نفتي در نيجريه، ضعف دلار در امريکا و نگراني هاي عمومي درباره کمبود عرضه مقابل تقاضاي جهاني را دلايل افزايش قيمت نفت در سال 2008 دانست.

9- آيت الله هاشمي شاهرودي

ده سال قبل کمتر کسي فکر مي کرد، آن کسي که به جرائم سياسي سر و سامان مي دهد، آيت الله هاشمي شاهرودي باشد. حتي نمايندگان مجلس ششم، وقتي اين طرح را مطرح کردند و به نتيجه يي نرسيد، در خيالشان هم نمي گذشت، که چند سال بعد، اين اصلاحات توسط هاشمي شاهرودي پيگيري مي شود. رئيس قضا، بالاخره، در اين هفته در جلسه مسوولان عالي قضايي، در بررسي لايحه قانون مجازات اسلامي، ماده 4، جرم سياسي را پذيرفت. اين لايحه، در جلسه مذکور با موضوع جرم سياسي، مورد بحث و بررسي قرار گرفت و در پايان مسوولان عالي قضايي مصاديق جرم سياسي و مجازات هاي مرتبط با هر کدام از اين جرائم را به تصويب رساندند. جرم سياسي و مطبوعاتي، گر چه با هم در قانون در نظر گرفته شده است، اما سال ها فقط تخلفات مطبوعاتي با حضور هيات منصفه برگزار مي شد و مجرمين سياسي از اين حق محروم بودند. اين هم خبري خوب براي مجرمين سياسي.

10- رائول کاسترو

آيا توان رائول کاسترو براي تحمل فشارهاي بين المللي از فيدل کمتر است که قوانين کوبا اينچنين پرشتاب در حال تغيير است؟ يا اينکه رائول کاسترو مفهوم گذر زمانه را عميق تر از برادرش درک مي کند.او کمتر از برادر بزرگ سخنراني مي کند و بيشتر از او مسووليت قبول مي کند و مفهوم تغيير نسل در کوبا را بهتر مي فهمد.اکنون دنيا مي تواند ببيند که اگر بيماري معده کاسترو نبود، کوبايي ها همچنان از استفاده از تلفن همراه منع مي شدند و اصلاحات اقتصادي در ساختار کمونيستي اين کشور را به فراموشي مي سپردند. رائول کاسترو که در تمام طول اين سال ها با برادرش همراه بوده شيوه مملکتداري را به خوبي آموخته و مي داند تنها با ساعت ها سخنراني کردن براي مردم در وضعيت معيشتي آنها بهبودي حاصل نمي شود.در هفته اخير يک خبر مهم ديگر رسانه يي دنيا را شگفت زده کرد و آن اينکه از اين پس کوبا اجراي حکم اعدام را متوقف مي کند،، مجرمين به جاي آنکه تيرباران شوند به حبس هاي طولاني مدت محکوم خواهند شد. اين اتفاقات نشان دهنده آن است که حکومت هاي ايدئولوژيک مانند کمونيسم تنها قائم به آدم هايي است که با يا بدون آنها پايان تاريخ رقم خورده است.منبع اعتماد

 

اين ده نفر4

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
***
 
1- اکبر هاشمي رفسنجاني

هفته پرکاري را هاشمي رفسنجاني پشت سر گذاشت. سخنراني رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد واحد اهواز و ديدار رئيس مجلس خبرگان رهبري با علما و روحانيون استان خوزستان و گفت وگوي او با خبرگزاري موج، هر کدام کافي بود تا هاشمي رفسنجاني را يکي از چهره هاي خبرساز هفته سازد. هاشمي رفسنجاني در هر کدام از اين مجالس، با اظهاراتش غوغايي در بين مخالفان و موافقان خود برانگيخت، اين بار در دفاع از دانشگاه آزاد، جدي تر وارد کارزار دولت و جاسبي شد و اظهار داشت؛ «به جرات مي توان گفت اگر دانشگاه آزاد نبود بيش از 50 درصد جوانان از تحصيل محروم مي شدند. دانشگاه آزاد يکي از قوي ترين دانشگاه هاي کشور از حيث علمي به شمار مي رود.» او درباره شهريه هاي دانشگاه آزاد نيز به کنايه چنين گفت؛ «هيچ کس مايل نيست دانشجو پول بدهد و درس بخواند بلکه ما مايل هستيم به دانشجويان پول بدهيم تا درس بخوانند.» از اين بگذريم و برسيم به هاشمي و انتخاب رهبري. رئيس مجلس خبرگان رهبري، در خصوص مکانيسم انتخاب رهبري گفت؛ « انتخاب رهبر در جامعه ديني، تجميع بين راي مردم، تعليمات الهي و مباني ديني است.» اما پايان بخش اظهارات هاشمي در هفته اخير درباره اقتصاد کشور بود که فرازش اين بود؛« اقتصاد کشور با گداپروري درست نمي شود.»

2- باراک اوباما

نامزد سياهپوست دموکرات ها در آستانه شکست دادن هيلاري کلينتون قرار گرفته است. خيلي ها مي گويند اوباما به زودي پيروزي خود را اعلام مي کند و از برنامه هايش براي شکست دادن مک کين در انتخابات رياست جمهوري امريکا پرده برمي دارد. اين آدم ها از ستاد انتخاباتي هيلاري نيز خبر مي دهند که او به دنبال آن است که به شکل آبرومندانه يي از رقابت با اوباما کنار بکشد و با اطلاعيه يي ضمن حمايت از باراک به عنوان نامزد دموکرات ها در انتخابات رياست جمهوري امريکا از هوادارانش خواهد خواست در انتخابات آينده به اوباما راي بدهند. اين يکي از مهم ترين دغدغه هاي دموکرات هاست، چرا که خيلي از طرفداران هيلاري کلينتون و بيشتر باراک اوباما پيش از اين اعلام کرده اند در صورتي که فرد ديگري به جز نامزد مورد حمايت شان به عنوان نامزد حزب دموکرات انتخاب شود، از نامزد جمهوريخواهان حمايت خواهند کرد.براي همين است که جرج بوش بلافاصله پس از اينکه شنيد اوباما به زودي به عنوان نامزد حزب دموکرات معرفي مي شود، در پارلمان اسرائيل به نفع نامزد جمهوريخواهان سخن گفت و به حرف هايي که اوباما درباره سياست خارجي مي زند، حمله کرد؛ «بعضي ها معتقدند ما بايد با تروريست ها و افراد افراطي به گفت وگو بپردازيم، حال آنکه آنها کاملاً در اشتباهند.» اوباما هم در واکنش به اين سخنان گفت؛ «تهديد ايران جدي است اما آنچه من گفته ام اين است که ما نبايد فقط آمادگي گفت وگو با دوستان مان را داشته باشيم، ما بايد با دشمنان مان هم گفت وگو کنيم. ديپلماسي يعني اين.» اوباما با عبور از هيلاري، دارد خودش را براي نبرد با مک کين آماده مي کند. او در اولين گام خواهان مناظره با بوش و مک کين شده است. خيلي ها او را رئيس جمهور آينده امريکا مي دانند، هرچند محمود احمدي نژاد معتقد است نمي گذارند اوباما در انتخابات پيروز شود،

3- جان مک کين

در آخرين نظرسنجي که درباره رئيس جمهور آينده امريکا انجام شده بود هيلاري کلينتون از جان مک کين پيش بود، اما باراک اوباما و مک کين تقريباً وضعيت برابري داشتند، اما حالا که تقريباً کلينتون از رقابت خارج شده و حزب دموکرات خودش را آماده مي کند اوباما را به عنوان نامزد خويش در انتخابات رياست جمهوري آينده معرفي کند، بايد ديد نظرسنجي ها کدام يک را برتر مي دانند. با اين وصف جان مک کين به دنبال آن است که از شکاف به وجود آمده در حزب دموکرات به نفع خويش بهره بگيرد و اينچنين برخي از آراي کارگران حامي کلينتون و يهوديان را بگيرد. او براي گرفتن آراي يهوديان، پيشتر اوباما را نامزد مورد علاقه حماس معرفي کرده و گفته بود اوباما مردي است که از امنيت ملي امريکا دفاع نخواهد کرد. مک کين همچنين به شعار «نياز به تغيير» باراک اوباما نيز اشاره کرده و گفته بود؛ «ما در امريکا به تغيير نياز داريم، اما نه آن نوع تغييري که باعث حرف هاي دوستانه از طرف حماس مي شود، در عراق تسليم مي شود و با ايران مذاکرات بدون پيش شرط انجام مي دهد.» اوباما اما در ضدحمله يي سخت اينچنين پاسخ مک کين را داد؛ او مردم را به سال 2006 برد، آن سال که حماس برنده انتخابات فلسطين شده بود و حرف هاي مک کين را در آن روزها بازخواني کرد. مک کين در آن روزها گفته بود؛ «آنها دولت (فلسطيني) هستند، زودتر يا ديرتر ما بايد با آنها سروکار پيدا کنيم. حالا به هر طريق... اين واقعيتي تازه در خاورميانه است.» جان مک کين در پاسخ به اين ضدحمله گفت؛ «اين سخنان خارج از بستر گفت وگو از او نقل شده است. من با حماس گفت وگو نخواهم کرد مگر آنکه اين گروه اسرائيل را به رسميت بشناسد. اين يکي از شروط براي پذيرش ديپلماتيک حماس در سطح بين المللي است.» و اوباما دوباره پاسخ داد؛ «او در واقع مرتکب همان گناهي شده که مرا به آن متهم مي کند. مک کين گفته بود شايد لازم باشد با حماس گفت وگو کنيم. اين همان رياکاري است که در سياست خارجي خود شاهد بوده ايم.» و... اين جنگ ها، اين کنش و واکنش ها ادامه خواهد يافت. بايد نشست و ديد که مک کين مي تواند جلوي محبوبيت رو به اوج اوباما را بگيرد يا نه.

4- مجتبي ثمره هاشمي

اين آقاي ثمره هاشمي که عکسش را در سمت راست صفحه مي بينيد، مشاور ارشد رئيس جمهور است و در کنار صادق محصولي و اسفنديار رحيم مشايي حلقه اول ياران احمدي نژاد را شکل مي دهد. ثمره هاشمي اما اين هفته در همايش روابط عمومي ها ثابت کرد، برخلاف آنچه که مي گويند حافظه خوبي ندارد و خيلي چيزها يادش مي رود. او در اين همايش گفت؛ «برخي اطلاع رساني ها خلط مبحث مي کنند. مثلاً مي گويند پول نفت را سر سفره مردم مي آوريم. اولين اينکه کجا چنين قولي داده شد؟،...» خدمت جناب ستاد ثمره هاشمي بايد عرض کرد محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري قول داد که پول نفت را سر سفره مردم بياورد. مي گوييد نه؟ پس بخوانيد حرف هاي احمدي نژاد را در آن زمان؛ «مخالف رانت خواري و استيلاي خانوادگي بر ثروت کشور هستم. من دست مافياي قدرت و قبيله را از نفت کوتاه خواهم کرد و جانم را به پاي آن خواهم گذاشت. نفت بايد بر سر سفره هاي مردم باشد.» غخبرگزاري ايسنا، 30/3/84ف روزنامه اعتماد ملي هم روز دوشنبه اين را يادآوري کرد که اين خبر تيتر دوم روزنامه کيهان در 31 خرداد 84 بوده است؛ «احمدي نژاد؛ پول نفت بايد سر سفره هاي مردم ديده شود.» احتمالاً اين دو دليل براي آقاي ثمره هاشمي کافي است.اين نشان مي دهد دولت نهم در پي ناتواني در برآورده کردن شعارهاي انتخاباتي اش دست به فرافکني زده است. مثل اينکه دولتي ها خودشان فهميده اند چه سر اقتصاد کشور آورده اند.

5- احمد توکلي

يادتان هست فرداي دور اول انتخابات رياست جمهوري، احمد توکلي که يکي از اعضاي بلندپايه ستاد انتخاباتي محمدباقر قاليباف بود بيانيه يي را منتشر کرد و از محمود احمدي نژاد حمايت کرد. همان روز البته مي شد فهميد که ميزان اصولگرايي توکلي چقدر است، اما حالا شرايطي پيش آمده که احمدآقا مجبور شده روبه روي دولت بايستد. ماجرا از آن روز شروع شد که غلامحسين نوذري وزير نفت به مجلس رفت و گفت به دستور احمدي نژاد به اين تخلف دو ميليارد دلاري دست زده و فرداي آن روز روزنامه ها اين خبر را به عنوان تيتر اول خود برگزيدند. دولت هم بيکار ننشست و به روال اين سال ها در مقام پاسخگويي برآمده و گفت که اين کار کاملاً قانوني بوده. اما توکلي و نادران گفتند اين کار کاملاً غيرقانوني بوده است. کار تمام نشد. دولتي ها گفتند وزير نفت چنين حرفي نزده، اما سايت الف (منسوب به احمد توکلي) فايل صوتي صحبت هاي نوذري را روي خط فرستاد که در آن آمده بود او به دستور احمدي نژاد دو ميليارد دلار را بدون اجازه مجلس صرف واردات بنزين کرده است. دولت هنوز پاسخي به اين فايل صوتي نداده است و اين يعني توکلي اين بازي رسانه يي را برده است. خيلي ها مي گويند توکلي براي اين روبه روي دولت ايستاده که بتواند موضع غلامعلي حدادعادل را ميان مجلس نشينان تقويت کند. حتماً مي دانيد که جناح اصولگرايان نزديک به محسن رضايي و ائتلاف رايحه خوش خدمت از رياست لاريجاني در مجلس آينده حمايت مي کنند و در مقابل، ايثارگران به رهبري حسين فدايي و احمد توکلي به دنبال رياست حدادعادل هستند. براي همين است که خيلي ها اين رويارويي احمد توکلي با دولت را به رقابت بر سر رياست مجلس آينده نسبت مي دهند و مي گويند حالا پيروزي با کساني است که منتقد دولت باشند.

6- احمدرضا رادان

کم کم داريم به تابستان نزديک مي شويم و اين يعني اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به زودي شدت بيشتري خواهد گرفت. براي همين بود که احمدرضا رادان فرمانده نيروي انتظامي يکشنبه شب به برنامه چراغ خاموش رفت و درباره ابعاد جديد طرح ارتقاي امنيت اجتماعي توضيحاتي داد؛ «مزاحمان نواميس در خيابان ها، علاوه بر اينکه به دادگاه معرفي مي شوند، خودرويشان نيز دو ماه در پارکينگ متوقف مي شود... در چند روز آينده، موارد بدلباسي آقايان روي سايت ها درج مي شود، البته با آرايشگاه هايي نيز که اين مدل مو را عرضه مي کنند، برخورد مي شود. طرح امنيت اجتماعي - اخلاقي تا رفع زشتي ها و پلشتي ها و ناامني با قوت و قدرت ادامه دارد و ما در اين راه مقدس به هيچ عنوان کوتاه نخواهيم آمد. هم اکنون گشت ها و پرسنل نامحسوس ما در حال شکار مزاحمان نواميس مردم هستند و از طريق آدرس و تلفن و مستندات مثل عکس و فيلم و... اين موضوع را پيگيري مي کنند و گشت هاي آشکارمان نيز دو برابر شده اند تا بتوانند به خوبي کار کنند.» همين،

7- احمدرضا احمدي

احمدرضا احمدي در يک برنامه تلويزيوني حضور يافت تا يخ عدم حضور شاعران متصل به جريان روشنفکري در اين رسانه ملي کم کم رو به آب شدن برود. پيش از او البته شمس لنگرودي در همين برنامه «دو قدم مانده به صبح» حضور يافته بود. حضور احمدي در اين برنامه تلويزيوني سبب شد تا نام فروغ فرخزاد نيز بعد از سال ها در يک برنامه فرهنگي تکرار شود. البته اين بار شاعر موج نو ما برخلاف گذشته، زبان به ستايش فروغ نپرداخت. او از خودش گفت که از روزهاي نخست، ريلش را پيدا کرده بود و فروغ که در ابتدا نمي دانست به کدام سو مي رود؛ نکته يي که البته کسي در آن شکي ندارد. شاعر اين بار هم به استعاره سخن گفت، مثل شعرهايش که در عين سادگي، آنچنان سرراست نيستند. او نگفت که مسيرش را فروغ تمجيد کرده بود و اگر حمايت هاي او نبود، دلگرمي هايش براي ادامه دادن شاعري اش تا چه اندازه کم مي شد اما در همان چند سطري که در اين باره سخن گفت، به استعاره همه چيز را بيان کرد. مجري برنامه بارها به کودکانگي شعر احمدي اشاره کرد و شاعر در جواب رندانه گفت که هيچ وقت حتي از خودش هم تقليد نکرده است. سپس او از رفاقتش هم سخن گفت، از مسعود کيميايي و دوستان ديگرش در سينما و موسيقي و طرفه آنکه اعتراف کرد که کمتر از ميان شاعران دوست نزديکي داشته است. احمدرضا احمدي سينماي مسعود کيميايي را ستود و گفت اين کارگردان نيز از مسيرهاي تثبيت شده ديگران نرفته است. او مثل هميشه بار ديگر از خاطراتش گفت؛ خاطراتي که هنوز بعد از چهار دهه با ته لهجه شيرين کرماني به زبان مي آيند و «مستمع را بر سر ذوق مي آورد». احمدرضا احمدي از فيلم «پستچي» داريوش مهرجويي گفت و از گفتار متن «بانوي ارديبهشت» رخشان بني اعتماد و «زن دوم» کار سيروس الوند. گفت که اينها همه براي معيشت است. مجري از او نپرسيد که با همه رفاقتش با کيميايي چرا تنها حضورش در فيلمي از مهرجويي بوده است. بسياري از کساني که احمدرضا احمدي را از نزديک مي شناسند، مي دانند که يخ شاعر در تلويزيون باز نشد و او به شيريني هميشه اش نبود، اما همين اندازه هم کافي بود تا بار ديگر حضور شعر در رسانه ملي را تجربه کنيم.

8- استيون اسپيلبرگ

پولسازترين کارگردان جهان، فيلمسازي که نماد عيني و مشخص سينماگر آشنا به وجوه صنعتي هنر سينماست هفته گذشته در مهم ترين و معتبرترين جشنواره جريان هنري سينماي جهان همراه ياران قديمي اش شرکت کرد و در حضور بسياري از مشهورترين نام هاي سينماي روشنفکري و خاص بيشترين حجم توجهات و واکنش هاي مثبت را از مخاطبان و اهل رسانه دريافت کرد تا مشخص شود همچنان نامي يکتا در دنياي سينماست. «اينديانا جونز» جديد اسپيلبرگ که پس از وقفه يي 20 ساله بر پرده سينماها مي آيد نخستين بار در بخش جنبي جشنواره کن که اين سال ها بسيار متمايل به چهره هاي معروف و ستارگان هاليوودي شده است، به نمايش درآمد و سازندگانش به رهبري اسپيلبرگ قدم بر فرش قرمز معروف گذاشتند و مقابل انبوه دوربين هاي عکاسان هم ژست هاي بامزه گرفتند تا نخبه گراترين و هنري ترين جشنواره دنيا را هم تسخير کنند. حضور در کن مقدمه يي بود بر سفرهاي دور دنياي اسپيلبرگ همراه جرج لوکاس و هريسون فورد که به واسطه آغاز نمايش «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه هاي بلورين» از اين هفته آغاز مي شود. آنها که در کن فيلم جديد اين نام هاي شناخته شده را ديده اند از محصول قابل تاملي ياد مي کنند که هم مي تواند مخاطبان انبوه را در سراسر جهان جذب کند و هم منتقدان سختگير را تا پايان با علاقه بر صندلي نگه دارد. اينچنين است که صنعتي گراترين سينماگر جهان از همه سو تاييد مي شود حتي مخاطبان نخبه گراي جشنواره کن.

9-افشين قطبي

شروع فيلم امتياز نهايي با يک ديالوگ شاهکار است؛ «بهتر است به جاي اينکه آدم، آدم خوبي باشد، آدم خوش شانسي باشد.» افشين قطبي اما هم آدم خوبي است و هم آدم خوش شانسي. آنقدر خوب است که بلافاصله پس از آمدن به ايران جايش را در دل هاي ايرانيان باز کند و آن قدر خوش شانس است که در يک روز که تيمش خوب بازي نکرده، در دقيقه 96 گل برتري را بزند و قهرمان ليگ برتر شود. افشين قطبي البته آنقدر که آدم خوب و خوش شانسي است، مربي خوبي نيست. اين را مي شود هم در سبک بازي پرسپوليس، نوع گل هايي که زده و روندي که داشته ديد و هم مي شود در نوع برخورد او با بازيکنان و ساير اعضاي کادر فني ديد. اما بالاخره او تيم را قهرمان کرده و بهتر است بحث درباره توانايي هاي فني قطبي را بگذاريم براي بعد. حالا که قطبي به همراه همسر کره يي اش به ايرانگردي رفته و در دسترس نيست. البته پس از قهرماني پرسپوليس بحث هايي درگرفته درباره اينکه او در ايران مي ماند يا نه. خبرهايي هست مبني بر اينکه قطبي به کره جنوبي مي رود و هدايت يک تيم باشگاهي اين کشور را برعهده مي گيرد. خيلي ها هم مي گويند خود قطبي ديگر دوست ندارد در ايران کار کند. تحليل هايي هم هست که مي گويد او مي خواهد قهرمان بماند تا راهي براي نشستن روي نيمکت تيم ملي ايران بيابد و اين يعني او بايد در اوج محبوبيت از ايران برود که هميشه راهي براي بازگشتش وجود داشته باشد، چرا که روشن نيست در صورت ماندن قطبي فصل آينده چه اتفاقاتي براي پرسپوليس بيفتد و او چقدر مي تواند در اين تيم دوام بياورد. البته فعلاً بايد نشست و ديد آيا حبيب کاشاني با قطبي به توافق مي رسد يا نه؟

10- امير قلعه نويي

هر روز که مي گذرد قلعه نويي شباهت بيشتري به علي پروين پيدا مي کند. اگر برنامه نود را ديده باشيد حتماً بازگشت قلعه نويي به استقلال توجه تان را به خودش جلب کرده است. او در حالي که از طرف همراهان هميشگي اش اسکورت مي شد به ورزشگاه آزادي رفت و در شرايطي که گاو و گوسفند بود که به زمين مي خورد و خون همه جا را گرفته بود پا به زمين تمرين استقلال گذاشت. تماشاگران استقلال هم که روزهاي سختي را پشت سر گذاشته اند براي بازگشت قلعه نويي سنگ تمام گذاشتند و حسابي تشويقش کردند. البته خيلي ها معتقدند قلعه نويي مربي خوبي است و تنها اوست که مي تواند استقلال را از اين شرايط سخت نجات دهد.البته همين آدم ها به منش قلعه نويي اعتراض دارند و معتقدند اطرافيان او به تيم استقلال ضربه مي زنند. پيش از اين هم حضور اطرافيان قلعه نويي در اطراف تيم ملي بحث هايي را به وجود آورده بود، اما در نهايت قلعه نويي دست از اطرافيانش برنداشت و در نهايت اين يکي از دلايلي شد که هم تيم ملي نتيجه نگيرد و هم قلعه نويي کارش را در تيم ملي از دست بدهد. اينک دوباره اين اطرافيان قلعه نويي هستند که در اولين تمرين استقلال، نگاه ها را به سمت خود برگردانده اند. قلعه نويي هر چقدر که مربي خوبي هست، در ادبيات و رفتار با آدم هاي مقابلش ضعف هاي بسياري دارد. البته عده يي هستند که مي گويند اين امير، ديگر آن امير سابق نيست. براي اينکه بدانيد قلعه نويي چقدر تغيير کرده، يک بار ديگر برنامه نود را ببينيد.
- غلامعلي حدادعادل

آنهايي که چهره غلامعلي حدادعادل را در اولين روز کاري مجلس هشتم ديدند، سنگيني شکست را در چهره عصباني و غمگين او احساس کردند. مي گويند با شکست حدادعادل در رقابت با علي لاريجاني در راه نشستن بر کرسي رياست مجلس هشتم، پروژه او براي انتخابات رياست جمهوري دهم پايان يافته است، چرا که او با پايين آمدن از کرسي رياست، بسياري از قدرت تبليغاتي خود را از کف مي دهد و اين چنين است که مي گويند حدادعادل براي اينکه بتواند دوباره براي انتخابات رياست جمهوري آماده شود، احتمالاً از نمايندگي مجلس استعفا خواهد کرد و ترجيح مي دهد بيرون از مجلس خودش را براي رقابت با محمود احمدي نژاد آماده کند. البته در اين ميان عده يي هم هستند که خبر از تکيه زدن حداد بر کرسي رياست مرکز پژوهش هاي مجلس مي دهند و مي گويند رئيس مجلس هفتم مي تواند با رياست بر اين مرکز نقاط ضعف دولت نهم را بيابد و در رقابت هاي انتخاباتي آينده از آن بهره بگيرد. خبرهايي هم هست مبني بر اينکه حدادعادل رياست کميسيون فرهنگي را بر عهده خواهد گرفت. اما گمانه زني ها به اينجا ختم نشده است. با شدت گرفتن انتقادات از صدا و سيما، برخي مي گويند حدادعادل به رياست سازمان صدا و سيما خواهد رسيد، البته اين به شرطي است که او براي رقابت هاي انتخاباتي آينده نامزد نشود، فعلاً که ايثارگران و تحول خواهان حامي سرسخت حدادعادل براي انتخابات آينده هستند. اين گروه که در رقابت بر سر رياست مجلس هم تنها گروه اصولگرايي بودند که از حداد حمايت کردند، اينک نيز غلامعلي حدادعادل و احمد توکلي را براي انتخابات سال آينده رياست جمهوري نامزد کرده اند. براي همين است که حداد مي کوشد درباره اين اتفاق با احتياط سخن بگويد؛ «هنوز در اين باره تصميمي نگرفته ام و فکري نکرده ام.» اما کيست که از علاقه حداد براي رويارويي با محمود احمدي نژاد خبر نداشته باشد؟

2- باراک اوباما

مي گويند وضعيت باراک اوباما در امريکا چيزي نزديک به شرايط سيدمحمد خاتمي در دوم خرداد 76 است. از ايالات متحده خبر مي رسد که جوانان و دانشجويان امريکايي همه جا از اوباما حرف مي زنند و مي گويند امريکا به رئيس جمهوري چون اوباما نياز دارد. اوباما هم که محبوبيتش را ديده، ديگر دست از سر هيلاري کلينتون برداشته و دارد براي انتخابات رياست جمهوري تلاش مي کند. او که ديده يهوديان حامي کلينتون بيشتر به مک کين نزديک هستند تا او، در هفته گذشته کوشيد خودش را به يهوديان نزديک کند. او هفته گذشته در گفت وگو با نشريه The Atlantic گفت؛ «من فکر مي کنم که ايده دولت امن يهودي، ايده بسيار مناسبي است و با توجه به ضدسامي گري موجود در جهان کاملاً ضروري به نظر مي رسد، اما اين به اين معني نيست که من از همه رفتارهاي اسرائيل حمايت کنم. ايده پايه يي و اساسي دولت يهودي امن و آرام به نظر من ايده يي است که بايد در امريکا و همه جاي دنيا مورد حمايت قرار گيرد.» او همچنين در پاسخ به مک کين که گفته بود گفت وگو با محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران جايگاه او را تقويت مي کند و پيغام نادرستي را به متحدان امريکا مانند اسرائيل ارسال خواهد کرد، گفت؛ «هيچ دليلي وجود ندارد تا زماني که ندانيم چه کسي قدرت را در ايران در اختيار دارد، بخواهيم با احمدي نژاد ديدار کنيم. او قدرتمندترين فرد در ايران نيست. فاکتورهاي اصلي در زمانبندي ديدار احتمالي با سران ايران، انتخابات رياست جمهوري ايران در سال 2009، و مشخص شدن کسي که قدرت اصلي را در ايران در دست دارد، است.» اوباما البته در مورد مذاکره با ايران برخلاف دفعات پيشين پيش شرط هايي را گذاشته است؛ «مقدمات ديدار با سران ايران در اين است که گفت وگوهايي در رده پايين تر انجام شود تا ما نگراني خود را از برنامه اتمي آنها مطرح کنيم و حرف هاي آنها را گوش کنيم. آنها ادعا مي کنند در پي توليد تسليحات هسته يي نيستند و تلاش هايشان صلح آميز است. من آنها را باور نمي کنم. فکر مي کنم در پي به دست آوردن تسليحات اتمي هستند و اين موضوع مذاکره ما خواهد بود. من شواهدي را به آنها ارائه مي کنم و به آنها گوشزد مي کنم براي به دست آوردن توانايي هسته يي صلح آميز راه هاي ديگري وجود دارد.» اين هم از سناتور اوباما.

3- جان مک کين

نامزد جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري امريکا به همراه حاميانش، جنگ تبليغاتي را عليه باراک اوباما دنبال مي کنند. آنها اوايل اين هفته دوباره سناتور دموکرات را به بي ثباتي در سياست خارجي متهم کردند و گفتند سخنان نامزد دموکرات ها در اين باره بسيار متناقض است. مک کين در اين باره از اوباما انتقاد کرد که از سال 2006 تاکنون به عراق نرفته است. او به حريفش توصيه کرد بيايد و با هم به عراق بروند. «ملاحظه کنيد که طي دو سال گذشته و پس از زماني که سناتور اوباما در سفر به عراق اعلام کرد ما در جنگ شکست خورده ايم، چه اتفاقاتي در عراق رخ داده است. او واقعاً در زمينه مساله عراق هيچ تجربه، دانش يا قوه تشخيصي ندارد و مدت هاست که خواستار تسليم نيروهاي امريکايي شده است.» مک کين سرباز سابق نيروي دريايي امريکا و زنداني جنگي در ويتنام است و جمهوريخواهان براي همين معتقدند او شايسته ترين نامزد براي در دست گرفتن فرماندهي کل قوا در دوران جنگ است. همانطور که مي دانيد جنگ عراق به يک عامل تعيين کننده در سرنوشت انتخابات رياست جمهوري امريکا بدل شده است. جان مک کين در اين باره موضعش اين است که ارتش امريکا فعلاً در عراق بماند و در مقابل اوباما مي گويد سربازان امريکايي بايد از عراق خارج شوند. نامزد جمهوريخواهان اما همچنان روي موضعش ايستاده؛ «فکر مي کنم صحبت کردن اوباما درباره تاريخ خروج سربازان از عراق پس از موفقيت هاي ما واقعاً نابخشودني است.» براي همين است که مک کين به اوباما پيشنهاد کرده که با هم به عراق بروند و گفته اطمينان دارد که سفر خوبي خواهد بود و ادامه داده؛ «فرصت خوبي خواهد بود تا در طول سفر اوباما را آموزش دهم.» مک کين البته تا حالا حتماً فهميده که مقابل اوباما در انتخابات آينده شانس کمتري دارد.

4- طهماسب مظاهري

رئيس کل بانک مرکزي تنها کسي است که مقابل تصميمات غلط دولت ايستاده است. او اوايل هفته به مديران عامل بانک ها دستور داد که دستورات وزارت اقتصاد را مبني بر تغيير سود بانکي اجرا نکنند و بلافاصله پس از اينکه شايعه برکناري اش را شنيد به خبرگزاري مهر گفت؛ «فعلاً که در دفتر کارم نشسته ام.» مظاهري که در سه دولت هاشمي، خاتمي و احمدي نژاد سمت هاي مهمي داشته در شرايطي با رئيس دولت نهم به بن بست رسيده که گفته مي شود به زودي از دولت خارج مي شود. شنيده مي شود اطرافيان احمدي نژاد به مظاهري گفته اند «غيرخودي» است و حق ندارد در تصميمات دولت نهم دخالت کند و نيز خبر مي رسد که رئيس کل بانک مرکزي به دنبال آن است تا جايي که مي تواند در دولت بماند و مقابل تصميمات شتاب زده دولتيان بايستد. بايد ديد که او مي تواند مقابل آنها مقاومت کند يا نه. شواهد که مي گويند مظاهري هم مي رود.

5- حسين صمصامي

حسين صمصامي مزرعه آخوند ابتدا در دولت نهم به دبيري کميسيون اقتصادي دولت رسيد و سپس در پي اختلاف محمود احمدي نژاد و داوود دانش جعفري و در شرايطي که شنيده مي شد داوودي بر کرسي وزارت اقتصاد تکيه مي زند، سرپرست وزارت اقتصاد شد. او که به زودي براي گرفتن راي اعتماد به مجلس هشتم معرفي مي شود، مي خواهد انقلابي مشابه ساير تصميمات دولت نهم در نظام بانکي ايجاد کند. او البته به اين راضي نشد و گفت؛ «در سال نوآوري و شکوفايي زمينه مساعدي براي ارائه طرح هاي نوين بيمه يي فراهم آمده است.» البته چون کارشناسان اقتصادي درباره ضررهاي اين طرح هاي نوين(،) بانکي و بيمه يي گفته اند و نوشته اند، بهتر است بحث درباره اين طرح ها را بگذاريم به عهده همان کارشناسان. ما فقط مي توانيم دست به دعا شويم که خداوند متعال همه مان را عاقبت به خير کند.

6- محمدرضا باهنر

درباره سجاياي اخلاقي استاد محمدرضا باهنر زياد گفته ايم و شنيده ايم. اتفاقي که هفته گذشته افتاد هم خلوص اصولگرايي ايشان را دوباره به رخ کشيد. باهنر که در طول مجلس هفتم همواره مدافع دولت بود و حتي تا روز آخر هم دست از حمايت برنداشت و در اين راه حتي استيضاح وزير بازرگاني را هم منتفي کرد، در اقدامي قابل توجه در جامعه اسلامي مهندسين به شدت از مشي دولت نهم انتقاد کرد؛ « دو سال طول کشيد تا دولت را قانع کنيم که اقتصاد کشور نياز به تئوري دارد و صرفاً با ديدگاه مهندسي نمي شود کشور را اداره کرد. بدون تئوري اقتصادي پول نفت داشتن خيلي بدتر از نداشتن پول نفت است. قيمت نفت بالاتر مي رود ولي وضع مردم بدتر مي شود. البته خوشبختانه امروز همه قبول کرده اند که تورم وجود دارد. تا دو سه ماه قبل مي گفتند تورم کار فلان بانک خصوصي و چند بنگاه معاملاتي است، ولي ديگر اين روزها اين حرف ها خريداري ندارد». شما باورتان مي شود که باهنر اين حرف ها را زده باشد؟

7- ژوران ويرا

اين آقاي ويرا از همان اولش هم معلوم بود که مربي چندان خوبي نيست. اصلاً مگر مي شود که آدم يک تيم عربي را قهرمان جام ملت هاي آسيا کرده باشد و دست آخر هيچ تيمي خواهان به خدمت گرفتنش نباشد؟ وقتي چنين اتفاقي براي ويرا افتاد، بايد مي فهميديم که او مربي خوبي نيست، اما ظاهراً ما چندان به تجربيات ديگران اهميت نمي دهيم و تا بلايي سر خودمان نيايد باور نمي کنيم که آنچه درباره پديده يي مي گويند راست است. همين آقاي ساکت که با افتخار ژوران ويرا را به سپاهان آورد و تيم دسته گل لوکا بوناچيچ را به اين روز انداخت هيچ گاه به اين فکر نکرد که چرا پس از قهرماني عراق، هيچ تيم عربي خواهان به خدمت گرفتن ويرا نشد، که اگر فکر مي کرد احتمالاً به اين نتيجه مي رسيد که او را به ايران نياورد. حالا کار به آنجا رسيده که پس از حذف از ليگ قهرمانان آسيا، از دست دادن جام قهرماني ليگ برتر و حذف از جام حذفي، هواداران سپاهان تومار جمع کرده اند و خواسته اند که ويرا اخراج شود که مي شود. اما ساکت احتمالاً بايد پاسخ اين سوالات را بدهد که چرا چنين اشتباه بزرگي کرده و ويرا را به خدمت گرفته است.

8- علي کريمي

مي گويند آب سربالا برود، قورباغه هم ابوعطا مي خواند. حالا هم همه چيزمان برعکس شده و افتخارآفريناني مثل مهدي تاج و ناصر شفق بر کرسي هاي مديريتي فدراسيون فوتبال تکيه زده اند، بايد هم علي کريمي از تيم ملي اخراج شود، چرا که به ساحت مقدس آقايان توهين کرده و گفته که مديريت فدراسيون فوتبال بي برنامه ترين مديريت 10 سال اخير فوتبال ايران است. اساتيد هم بدون اينکه بنشينند و ببينند علي کريمي کيست و چه افتخاراتي دارد و چه توانايي هايي، قلم قرمز را برداشته اند و روي نام او خط کشيده اند. البته از حالا پيداست که کريمي به زودي به تيم ملي باز مي گردد، اما مساله اين است که آقايان تازه به فدراسيون رسيده به خودشان اجازه مي دهند به هر بهانه يي با شخصيت بهترين بازيکنان ايران بازي کنند و روح و روانشان را به هم بريزند. علي کريمي هر چه باشد روزي، روزگاري بهترين بازيکن آسيا بوده است.

9- سيدني پولاک

دوشنبه شب وقتي سيدني پولاک در آپارتمانش در لس آنجلس درگذشت، جمعي از ستارگان و سينماگران هاليوود آماده مي شدند تا در يکي ديگر از ميهماني هاي پرشکوه کارخانه روياسازي شرکت کنند و وقتي خبر درگذشت اين فيلمساز قديمي را شنيدند جز آنکه با دريغي از آن ياد کنند صحبت ديگري نداشتند. همين سرنوشت کارگرداني بود که زماني مجسمه هاي با ارزش اسکار را رو به دوربين هاي عکاسان مي گرفت. اما حتي اين آخرين فيلم هايش با وجود حضور ستارگاني چون نيکول کيدمن و سوژه هاي حساس نتوانستند خاطره دهه هاي 70 و 80 را زنده کنند. سيدني پولاک در اين سال ها با تصوير به هم ريخته و مغشوشي در فيلم هايي چون «چشمان باز بسته» به ياد مي آمد که جلوه آن کارگردان اسکار گرفته را نداشت. اينچنين بود که خبر درگذشتش هم جز با دريغ افرادي مانند جرج کلوني مواجه نشد که در مقابل پرسش خبرنگاران سعي داشتند با جملاتي از نوع «درگذشت يک همکار با ارزش» پاسخ دهند. سيدني پولاک حالا به جمع کارگردانان درگذشته اين ماه ها پيوسته که مرگشان با دريغ و درد بيشتري همراه بود.

10-کريس دي برگ

با توجه به سياست هاي فرهنگي دولت نهم، شايد کسي تصور نمي کرد که پاي يک خواننده خارجي آن هم از نوع پاپ به بازار موسيقي ايران باز شود. وقتي اولين خبرها از حضور کريس دي برگ و همکاري مشترک او با گروه آريان منتشر شد خيلي ها آماده تکذيب شدن اين خبر بودند، اما چند ساعت بعد از انتشار خبر عکس هاي کريس دي برگ در کنار اعضاي گروه آريان نيز منتشر شد. بخش هايي از آهنگ ضبط شده نيز در نشست مطبوعاتي مدير موسسه ترانه شرقي، محسن رجب پور، منتشر شد. در ادامه اخباري از حضور او در ايران براي برگزاري کنسرت مشترک با گروه آريان به ميان آمد و حالا بعد از گمانه زني هاي فراوان کريس دي برگ در ايران است. محسن رجب پور جزء معدود تهيه کنندگان موسيقي پاپ در ايران است که قواعد کار در اين گونه موسيقي را مي شناسد. هر چند نياز اصلي موسيقي پاپ در ايران همسويي با جريانات اجتماعي و نيازهاي جامعه است اما حرکت ها و تلاش هاي اينچنيني مي تواند رونقي دوباره به بازار کسادشده موسيقي پاپ ما ببخشد. کريس دي برگ خواننده و آهنگساز ايرلندي در دهه 80 و نيمه اول دهه 90 در قواره يک ستاره جهاني ظاهر شد، اما در ادامه و بعد از جايگزين شدن موسيقي تکنو، رپ و سلطه دي جي ها آرام آرام ستاره اين گونه خوانندگان پاپ نيز رو به افول گذاشت. ولي او همچنان طرفداران پر و پاقرصي در بعضي از کشورها از جمله برزيل، ترکيه و البته ايران دارد. او پيش از سفر به ايران تاکيد کرده است که حضورش در ايران هيچ گونه سمت و سوي سياسي ندارد. حالا بايد منتظر باشيم و ببينيم که استقبال از اين ستاره روزهاي گذشته در ايران چگونه خواهد بود.
اين ده نفر
1- مصطفي پورمحمدي

وزير سابق کشور سرانجام سکوت را شکست و در گفت وگو با روزنامه همشهري جزئياتي از نحوه برکناري اش را توضيح داد؛ «اولين بار جابه جايي من در مردادماه 1385 مطرح شد. از من خواسته شد استعفا بدهم. اين پيغام را دکتر الهام از سوي رئيس جمهوري به من داد. من هم مثل همين مرحله اخير گفتم که اهل استعفا دادن نيستم. البته اصراري هم به ماندن ندارم. من از کسي درخواست مسووليت نکرده ام و الان هم حاضر به استعفا نيستم. گفتم استعفا را نمي پسندم و در شأن خودم نمي دانم. مگر اينکه مقام معظم رهبري امر کنند که من بروم. خب آن را از باب ولايت پذيري تمکين مي کنم و تسليم امر ايشان هستم. موضوع که به مقام معظم رهبري منتقل شد، ايشان فرمودند که به مصلحت نيست و شما در اين مسووليت بمانيد که ديگر من حرفي نزدم. ظاهراً ايشان با رئيس جمهوري هم صحبت کردند و ديگر رئيس جمهوري هم پيگيري نکردند.» اما پس از آن چه شد که پورمحمدي از کار برکنار شد. «در نهم فروردين ماه امسال جلسه شوراي عالي امنيت ملي داشتيم. جلسه که تمام شد رئيس جمهوري به من گفت با شما کار دارم و حتماً تا آخر هفته بايد شما را ببينم. از جلسه که بيرون آمديم، آقاي لاريجاني در کنار سالن رياست جمهوري به من گفت بحث جابه جايي تو مطرح است. من گفتم که از قبل مطرح بوده است، اما حالا به خاطر برگزاري مرحله دوم انتخابات مجلس، بعيد مي دانم و مصلحت نيست که چنين اتفاقي بيفتد. خب من به خاطر طرز برخورد رئيس جمهوري، حدس هايي نسبت به برخي موارد که ايشان قبل از عيد پيگيري مي کرد، داشتم، ولي نسبت به جابه جايي خودم، حدس و گمان ضعيف تري داشتم. روز سيزده فروردين بود که از دفتر رئيس جمهوري دو بار زنگ زدند که فردا ساعت يازده حتماً حضور داشته باشيد. اين يک مقدار حدس مرا تقويت کرد. خب، چهارشنبه صبح با ايشان جلسه داشتيم و نيم ساعتي درباره موضوعات عمومي گپ زديم. بعد، ايشان مقداري اظهار لطف کردند و سپس گفتند که تصميم دارند جابه جايي انجام شود. من هم گفتم حرفي ندارم.» پورمحمدي در توضيح اين ماجرا ادامه داده رهبري درباره برکناري اش سکوت کرده، اما دفتر ايشان توضيح داده سکوت ايشان از رضايت نبوده است. وزير سابق کشور دليل برکناري اش را چنين توصيف کرد؛ «در اواخر کار چند مورد در موضوع تغيير استانداران مطرح بود و قرار بود طبق مکانيسمي که رضايت رئيس جمهوري هم جلب شود، اقداماتي صورت بگيرد. اما من نسبت به انتخابات بسيار حساس بودم. من مهم ترين رسالت خودم در وزارت کشور را انجام سالم و قابل قبول و قابل دفاع انتخابات مي دانستم و همه چيز را به خاطر آن تحمل مي کردم و به لطف خدا، بسياري از فشارها و سختي ها را بر خودم و وزارت کشور پذيرفتم که بتوانيم از انتخابات به سلامت عبور کنيم. از اين جهت جابه جايي استانداران و فرمانداران را به مصلحت نمي دانستم، احساسم اين بود که در روند انتخابات تاثير مثبتي نخواهد گذاشت و لذا در اين رابطه مقاومت کردم.» و همين مقاومت بود که سبب شد سرانجام پورمحمدي از وزارت کشور برود.

2- گوردون براون

نخست وزير انگلستان چند روز گذشته و پس از پايان سفر خاوير سولانا به تهران ايران را تهديد کرد و گفت که کشورش به زودي تحريم هايش را عليه ايران آغاز مي کند. خيلي ها مي گويند آخرين روز سفر جرج بوش به انگلستان و ديدارش با گوردون براون سبب شده نخست وزير اين کشور که تا حالا از گرفتن چنين مواضع تندي پرهيز مي کرد، چنين حرف هايي بزند و از آغاز تحريم هاي جديد در بخش نفت و گاز و نظام بانکي ايران سخن بگويد. اين درحالي است که هنوز چند روز از ارائه بسته پيشنهادي غرب به ايران درباره پرونده هسته يي نگذشته است. بوش در آخرين روز سفرش به اروپا گفت متاسف است که تهران بسته پيشنهادي مشوق هاي اقتصادي و سياسي شش کشور بزرگ را رد کرده است.

3 - فاطمه آجرلو

هفته گذشته بود که يک سايت خبري نوشت فاطمه آجرلو نماينده اصولگراي حامي احمدي نژاد در مجالس هفتم و هشتم دخترخاله عباس پاليزدار است. مثل اينکه آجرلو به خبرنگار اين سايت گفته بود پاليزدار به دعوت او به کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه پيوسته است. در پي اين اعتراف يک سايت ديگر خبر از اين داد که ماموران قضايي منزل فاطمه آجرلو را که يکي از اعضاي کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه بود، بازرسي کردند. اين بازرسي با حکم قضايي سعيد مرتضوي دادستان تهران در حدود ساعت يازده شب و با هدف کشف اسناد و مدارک تحقيق و تفحص صورت گرفته است. سه شنبه هم عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه از صدور حکم بازداشت يازده نفر در ارتباط با پرونده پاليزدار خبر داد و تاکيد کرد که تاکنون شش نفر از اين يازده نفر که برخي از آنها مقام دولتي بوده اند، بازداشت شده اند. او درخصوص نتايج به دست آمده از پيگيري قضايي پرونده عباس پاليزدار ادامه داد؛ «در تحقيقات اوليه مشخص شد که او با تعداد ديگري از همدستان خود با نفوذ در برخي از ارگان ها با پوشش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه، اسناد طبقه بندي شده و ارزيابي نشده و گزارش هاي مردمي بي نام و نشان را از سيستم هاي دولتي خارج کرده و چند هزار اوراق اينچنيني را در استان هاي مختلف مخفي کرده است.»

4- ابوالفضل زهره وند

حتماً يادتان هست که چندماه پيش بين رئيس جمهور و وزير امورخارجه اختلافي پديد آمد و خيلي ها به همين دليل مي گفتند منوچهر متکي به زودي از وزارت خارجه مي رود. آن روزها منوچهر متکي بر آن بود تا ابوالفضل زهره وند سفير ايران در ايتاليا را از کار برکنار کند و محمود احمدي نژاد مخالف برکناري زهره وند بود. سال گذشته در پي شکايت هايي که به وزارت امور خارجه مي رسيد، اين وزارتخانه هياتي را براي بررسي اين شکايات به رم فرستاد و پس از گزارش اين هيات، وزارت امور خارجه زهره وند را عزل و سرپرست جديدي را به جاي او معرفي کرد. اما زهره وند که به دليل روابط نزديک با مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد محمود احمدي نژاد و با دستور شخص رئيس جمهور سفير ايران در ايتاليا شده بود، براي منوچهر متکي پيغام مي فرستد که او سفير دولت نهم است و نه سفير وزارت خارجه و به اين ترتيب او تاکنون به رغم حکم برکناري وزارت خارجه در محل ماموريت خويش باقي مانده بود. اما اينک و پس از سفر رئيس جمهور به ايتاليا که اظهارات ضد و نقيضي درباره موفقيت هاي آن شنيده مي شود، خبر رسيده که مقامات ارشد دولت نهم با برکناري سفير ايران در ايتاليا موافقت کرده اند. البته زهره وند در پاسخ به اين سوال که آيا مسائل سفر احمدي نژاد به رم در تغيير او موثر بوده يا نه، گفته؛ «من سفير رئيس جمهور بودم و در اين سفر درخواست بازگشت به تهران را به شخص دکتر احمدي نژاد تقديم کردم. البته اگر مشکلي در اين سفر پيش آمده، بايد معاونت منطقه يي و بين المللي وزارتخانه پاسخگو باشند.» و اين نشان مي دهد که به رغم تکذيب هاي نهاد رياست جمهوري اتفاقاتي در ايتاليا افتاده که منجر به برکناري سفير ايران در ايتاليا شده است.

5-محمدرضا شجريان

هر چند شيوه مدرن فروش بليت کنسرت سنتي شجريان علاقه مندان او را به دردسر انداخت و در نهايت باعث اضافه شدن روزهاي کنسرت شد، اما بالاخره اين کنسرت که هفت اجرا خواهد داشت از شب پيش آغاز شد تا علاقه مندان بي شمار اين استاد مسلم آواز ايراني، اجراي او را با گروه تازه «شهناز» به تماشا بنشينند؛ گروهي که نوازندگاني جوان در آن حضور دارند. اين گروه با مديريت مجيد درخشاني پس از آن شکل گرفت که اجراي شجريان با گروه «آوا» با انتقاداتي همراه بود. طرفه آنکه اعضاي گروه «شهناز» که به ياد استاد جليل شهناز، اين نام را بر پيشاني دارد اکثراً نوازندگاني جوان هستند. از طرفي در اجراي اخير شجريان، همايون همراه او نيست. او حتي پس از جدا شدن شجريان از گروه متشکل از حسين عليزاده و کيهان کلهر، پدر را همراهي مي کرد، اما اين بار او جايش را به مژگان شجريان داده تا کسي از خانواده استاد همراهش باشد. شجريان در کنسرت اخير خود قطعاتي از مولانا، حافظ و سعدي را اجرا مي کند و بخشي از اين درآمد صرف بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در خوي خواهد شد. البته شجريان سال گذشته در سفري که به خوي داشت، درخواست برگزاري کنسرت در اين شهرستان و نيز تبريز را مطرح کرد اما با مسوولان به توافق نرسيد.

6-عليرضا نادري

اين از بخت ياري عليرضا نادري نيست که اين روزها که در بيمارستان بستري شده، گفته مي شود ديالوگ نويس سريال «ميوه ممنوعه» در بستر بيماري است. پيش از آنکه نام نادري به واسطه سريال ميوه ممنوعه و ديالوگ هايش بر سر زبان ها - حداقل در رسانه ها- بيفتد او نمايشنامه نويس بود، آن هم از نوع جسورش. بسياري که توانايي هاي او را در متون نمايشي اش ديده بودند حدس مي زدند که ديالوگ نويسي سريال ميوه ممنوعه را با نيمي از توان خود انجام داده و احتمالاً هم انرژي چنداني از او نبرده است. نادري در نمايشنامه هايش پيش از هر چيز به جنگ پرداخته است. خدمت سربازي او در اوج دوران جنگ و در خطوط اصلي جنگ مي گذرد. او در آنجا چيزهايي را مي بيند و تجربه مي کند که هيچ گاه از ذهنش پاک نمي شود و سال ها بعد اقدام به نگارش نمايشنامه هايي همچون «پچپچه هاي پشت خط نبرد»، «31/6/77» و «چهار حکايت از چندين حکايت رحمان» مي کند و نوعي تاريخ نمايشي از جنگ به جا مي گذارد.نادري سال هاست که دغدغه حضور در سينما دارد اما سينماي ايران روي خوشي به او نشان نمي دهد. شايد همين علاقه او را به سمت تلويزيون کشاند. او مدت زيادي را صرف تحقيق براي نگارش مجموعه تلويزيوني «شهريار» کرد اما نتيجه کار او در نهايت به مذاق مديران تلويزيون خوش نيامد و فيلمنامه ديگري را جايگزين فيلمنامه او کردند. نادري که اين روزها به دليل بيماري قلبي در بيمارستان آتيه بستري است، روز 27 خرداد تحت عمل جراحي قرار گرفت و شکر که گويا مشکل برطرف شده است.

7- مجتبي جباري

آنهايي که فوتبال ايران را از سال ها قبل دنبال کرده اند حتماً به اين نتيجه رسيده اند که هر چند سال يک بار، يک نابغه در فوتبال ايران ظهور مي کند که جنس فوتبالش با بقيه فرق دارد؛ يعني چيزهايي در بازي اش است که ديگران ندارند. مجتبي جباري کارگردان بازي است، بلد است که بازي فوتبال را مهندسي کند و با پاس هاي درجه يک و بي نقصش ضرباهنگ بازي را کنترل کند و اين براي فوتبال که بازيکنانش همواره به اين متهم بوده اند که در تاکتيک هاي تيمي جاي نمي گيرند و فقط به توانايي هاي فردي متکي هستند، غنيمت است. جباري در بازي دوشنبه هم ستاره استقلال بود که يک پاس گل تماشايي داد و يک گل فوق العاده را که ناشي از چابکي و نبوغ منحصر به فردش بود، زد. با اين همه چيزي که سبب شد دوشنبه به روزي ويژه براي «آقاي خاص فوتبال ايران» بدل شود، مرگ پدرش بود. در همان لحظاتي که مجتبي با پيراهن آبي داشت وسط زمين هنرنمايي مي کرد، خانواده اش در سوگ پدر نشسته بودند تا اينکه بازي تمام شد و جشن قهرماني براي مجتبي به عزا بدل شد. خبر مرگ پدر را عليرضا منصوريان به جباري داد و از آن لحظه به بعد مجتبي يادش رفت که ساعتي قبل چگونه ميليون ها دوستدار استقلال را خوشحال کرده بود.مجتبي اين چنين در روز تولدش و روز قهرماني تيمش در سوگ پدر نشست.

8- اسلاون بيليچ

براي اينکه سرمربي تيم ملي کرواسي را بشناسيد، بهتر است از جام ملت هاي اروپا 1996 و جام جهاني 1998 شروع کنيم. يعني در جايي که تيم ملي کرواسي با رهبري ميروسلاو بلاژويچ غهمان چيروي دوست داشتني خودمانف يقه بزرگان فوتبال جهان را مي گرفت و بيليچ يکي از بازيکنان آن تيم افسانه يي بود که به مقام سوم جام جهاني 98 فرانسه رسيد. از آن سال به بعد اما مربياني چون اتو باريچ و زلاتکو کرانيکار رهبري کرواسي را بر عهده گرفتند و اين تيم نتوانست به راهي که بلاژويچ آن را شروع کرده بود، ادامه بدهد. پس از شکست هاي کرواسي در جام جهاني 2006 آلمان، مسوولان فدراسيون فوتبال کرواسي تصميم گرفتند تغييري جدي در تيم ملي کشورشان بدهند. گزينه هاي آنها براي رهبري تيم شان، اسلاون بيليچ و برانکو ايوانکوويچ (سرمربي سابق تيم ملي ايران) بودند و چون موج انتخاب مربيان جوان در فوتبال اروپا مدت ها بود که آغاز شده بود، مسوولان فدراسيون فوتبال اين کشور تصميم گرفتند بيليچ را به عنوان سرمربي تيم شان انتخاب کنند. با اين همه کمتر کسي فکرش را مي کرد او کرواسي را به چنين تيمي بدل کند که انگلستان را در ويمبلي لندن مي برد و به راحتي از پس آلمان مدعي برمي آيد. اما کرواسي بيليچ اين کار را کرده و بدل به تيمي شده که خيلي ها درباره اش مي گويند، اين تيم شايستگي قهرماني در يورو 2008 را دارد و مي تواند کاري را که يونان در يورو 2004 کرده، در يورو 2008 بکند و غول ها را يکي يکي از پيش رو بردارد و قهرمان بشود. ميروسلاو بلاژويچ که همه ما او را خوب مي شناسيم درباره بيليچ گفته او فوق العاده مربي باهوشي است و حالا که با دقت به بازي کرواسي نگاه مي کنيم، مي بينيم اين تيم در جريان بازي سرشار از ذکاوت است. اسلاون بيليچ لياقت اين را دارد که تيمش را قهرمان اروپا کند.درباره او مي گويند که پس از سال ها تنها مربي است که از شرق اروپا مي تواند برود و در غرب اروپا و در باشگاه هاي بزرگ مربيگري کند. درخشش کرواسي در اين جام، بيليچ را به يکي از مهم ترين مربيان امروز بدل مي کند که باشگاه هاي اروپايي سر به خدمت گرفتنش دعوا مي کنند. منتظرش باشيد.

9- محمدمهدي زاهدي

اتفاقات اين هفته دانشگاه زنجان، وزير علوم اصولگراي دولت نهم را بيش از پيش تحت فشار گذاشت. در حالي که منتقدان، زاهدي را از ابتداي شروع مسووليتش در وزارت علوم به خاطر سياست هاي سخت گيرانه در حوزه فرهنگي و دانشجويي به باد نقد مي گرفتند، اعتراض هاي گسترده دانشجويان طي ماه هاي اخير سبب شد اين انتقادها شکل جدي تري به خود بگيرند. معاون فرهنگي دانشگاه زنجان که هنوز چند روزي از امضاي حکم انحلال انجمن اسلامي دانشجويان توسط او، آن هم به دليل رعايت نکردن اصول اسلامي و اخلاقي، نمي گذشت، پايه هاي يک رسوايي اخلاقي بزرگ را براي مديران اخلاق گراي دولت نهم بنا نهاد. دانشجويان خشمگين در نخستين ساعت هاي شروع تحصن خود، عذرخواهي وزير علوم را در صدر خواسته هاي خود قرار دادند و خواستار توضيح صريح او به عنوان نخستين فرد مسوول در حوزه مديريت آموزش عالي کشور شدند. اگرچه زاهدي بابت مسائل پيش آمده هرگز عذرخواهي نکرد و حتي مديران ارشد او در وزارتخانه با طرح حواشي، تلويحاً از تله گذاري و توطئه از پيش تعيين شده يي براي خراب کردن مديران دولتي سخن به ميان آوردند، اما رئيس دانشگاه زنجان دست آخر براي خواباندن غائله، ناچار از عذرخواهي رسمي از دانشجويان به خاطر انتخاب فردي بي اخلاق در پست معاونت شد.

10-رضا عبداللهي

رضا عبداللهي نماينده ماهنشان، ليسانسيه مخابرات براي پنجمين بار به پارلمان راه يافت. عبداللهي که هم در مجلس ششم (با اکثريت اصلاح طلب) و هم در مجلس هفتم (با اکثريت اصولگرا) رئيس کميسيون هاي مهم مجلس بود، اين بار تا سه هفته پس از افتتاح مجلس از تاييد اعتبارنامه خود اطمينان نداشت. اعتبارنامه نماينده سرشناس جناح راست در مجلس هشتم در واپسين لحظات تصويب شد. نمايندگان دولت و جمعيت ايثارگران تا آخرين لحظه از تمايل خود براي رد اعتبارنامه وي کوتاه نيامدند و از فاطمه آليا (عضو شوراي مرکزي ايثارگران) معترض اعتبارنامه عبداللهي حمايت کردند. حتي حسينيان رئيس شعبه رسيدگي کننده به اعتبار عبداللهي هم دست آخر بعد از تاييد اعتبارنامه او با لحني پدرانه وي را از فعاليت هاي اقتصادي بازداشت.
منبع اعتماد
 

سه شنبه ششم فروردین 1387
اين ده نفر
1- سيدمحمدخاتمي

سال هاي گذشته، بسياري از خاتمي توقع داشتند از لاک دفاعي بيرون بيايد و در مقام مدعي، دستاوردهاي دولتش را براي جامعه بازگو کند. اين اتفاق زماني رخ داد که او اين روزها در ديدار با اصناف گوناگون تحت فشار است که هر چه زودتر نامزدي خود را براي انتخابات دوره دهم اعلام کند. سيدمحمد خاتمي هفته گذشته و در جمع فعالان سياسي اصلاح طلب خوزستان از اصلاح طلبان خواست از حالت تدافعي بيرون بيايند و حالت تهاجمي به خود بگيرند. اگر چه همين اشاره سيدمحمد خاتمي کفايت مي کرد تا محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي فرصت را غنيمت بشمارد تا استراتژي انتخاباتي جناح حاکم را در يادداشتي افشا کند. اخبار و اتفاقاتي که در روزها و هفته هاي آينده در صحنه سياست ايران رخ مي دهد، تاثير شگرفي بر آينده سياست و مديريت اجرايي کشور دارد. خاتمي با درک آنچه در آينده ممکن است توسط جناح حاکم رخ دهد به اصلاح طلبان انذار داد که از حالت تدافعي خارج شوند و از موضع تبيين و تشريح اصلاحات و دستاوردهايي که اين جريان براي کشور به ارمغان آورده با مردم سخن بگويند. مطلقاً آنچه به عنوان کارهاي نشده اصلاحات براي ايران تبليغ مي شود بسيار کمتر از فعاليت هايي است که خاتمي و يارانش در مديريت هشت ساله دولت (با همه موانع) به انجام رساندند. خاتمي اين روزها پذيراي اصناف و اقشار گوناگون است. هفته هاي آينده خاتمي فعال تر از گذشته در جامعه ظاهر خواهد شد، اين را مي توان از همان يک جمله «حالت تهاجمي بگيريد» دريافت. خاتمي سينه سپري براي سخن گفتن با مردم دارد.

2- محمود احمدي نژاد

محمود احمدي نژاد براي چهارمين سال پياپي گام در شهر زيبا و گران قيمت نيويورک گذاشت تا در مجمع عمومي سازمان ملل حاضر شود که اين بار چند تن از نزديکانش را نتوانست با خود به اين امريکا ببرد. شاخص ترين آنها مجتبي ثمره هاشمي بود که با يک تاخير 48ساعته خود را به رئيس جمهور رساند. اما حتي غيبت مشاور نزديک و ارشد احمدي نژاد سبب نشد او رويه يي را که از سال 2004 آغاز کرده بود ادامه ندهد. احمدي نژاد که پيش از سفر به امريکا در جمع خبرنگاران در تهران صراحتاً اعلام آمادگي کرده بود که حاضر است با دو نامزد اصلي امريکا براي انتخابات مناظره کند، خودش را به امريکا رساند تا بتواند مهم ترين مساله سياست خارجي اش را که همانا باز کردن قفل ناگشوده رابطه ايران و امريکا باشد، باز کند. احمدي نژاد البته از فضاي ايجادشده در نيويورک هم بهره لازم را برد تا باز سياست هاي دولت بوش و ديگر هم پيمانان او در اروپا را به چالش بکشد. محمود احمدي نژاد در گام اول به درخواست خبرنگار راديو «ان پي آر» امريکا پاسخ مثبت داد و در آن مصاحبه امريکا را به محاصره فضاي ايران متهم کرد؛ مطلبي که مورد توجه روزنامه لوموند قرار گرفت تا آن را بر پيشاني صفحه نخست خود حک کند. محمود احمدي نژاد بعدازظهر سه شنبه به وقت نيويورک و نيمه شب به وقت تهران براي چهارمين بار پشت تريبون مجمع عمومي سازمان ملل حاضر شد و سخنان خود را براي مهمانان با اين جمله آغاز کرد؛ «الهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر.»

3- طهماسب مظاهري

اگر روزي کتاب «ترين ها» براي مديران جمهوري اسلامي منتشر شود قطعاً طهماسب مظاهري در صدر فهرست خواهد نشست؛ رکورددار نساختن با مافوق و رانده شدن از سمت ها. تنها فصل مشترک دولت هاي موسوي، هاشمي، خاتمي و احمدي نژاد. مهندسي که از بانک تا فدراسيون شنا را تجربه کرده است. شرح قصه نصب و عزل شدن هاي طهماسب مظاهري بي هيچ شرح و بسطي گوياي وجه ويژه اوست. رئيس بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي در دولت ميرحسين موسوي با تشکيل دولت هاشمي رفسنجاني به دعوت محمدحسين عادلي دبيرکل بانک مرکزي شد. چهار سال نشد که اختلاف نظر رئيس کل و دبير کل به اين همکاري پايان داد. پس از آن رئيس فدراسيون شنا، شيرجه و واترپلو شد و در رقابت انتخابات مجلس پنجم از حوزه انتخابيه تهران نامزد شد و ناکام ماند. طي سال هاي حد فاصل بانک مرکزي تا دوم خرداد در بخش هايي از وزارت معادن و فلزات فعاليت مي کرد. همسايگي با سيدمحمد خاتمي در خيابان پاسداران تهران باعث شد چند ماهي قبل از دوم خرداد در ستاد انتخاباتي خاتمي در کوچه به آفرين خيابان کريم خان آفتابي شود. مسوول بخش نامه هاي مردمي ستاد پس از پيروزي خاتمي ابتدا معاون توليدي سازمان برنامه و بودجه شد تا رکورد اختلاف کردن با رئيس خود را بهبود ببخشد. يک سال هم با نجفي دوام نياورد و پس از آن به عنوان مشاور اقتصادي رئيس جمهور منصوب شد. با نفوذ بر سيدمحمد خاتمي عزل خود از سوي نجفي را جبران کرد و منشاء تغييرات سازمان برنامه و بودجه شد. بعد از آن اولين مهندسي شد که به وزارت اقتصاد رسيد تا اينکه ماه عسل با خاتمي هم تمام شد و او سومين رئيسي نام گرفت که نتوانست همکاري با مظاهري را تا پايان ببرد. يک سال بعد شروع همکاري با داود دانش جعفري در مقام قائم مقام وزير بود. اين تجربه هم به يک سال نکشيد و دانش جعفري با حذف پست معاون کلي مظاهري را آبرومندانه به بانک توسعه صادرات فرستاد. از همان پايگاه و با سرمايه خروج از کابينه اصلاحات به احمدي نژاد نزديک شد تا اينکه يک سال پيش به رياست بانک مرکزي رسيد. حالا احمدي نژاد فعلاً واپسين رئيسي است که مظاهري را ياراي همکاري با او نيست.

4- محمود بهمني

آن قدر سرعت تحولات در دولت معجزه هزاره سوم بالاست که معلوم نيست زماني که اين مطالب نوشته مي شود (آخرين ساعات سه شنبه دوم مهر) و لحظه يي که خوانده مي شود، وضعيت بانک مرکزي يکي باشد. محمود بهمني جانشين رئيس اش در بانک مرکزي شد. محمود بهمني دبير کل بانک مرکزي بود. وي داراي ليسانس اقتصاد گرايش بانکداري، فوق ليسانس مديريت بانکداري و دکتراي مديريت بازرگاني است. تاليفات وي اعم از کتاب بانکداري داخلي 1، کتاب بانکداري 2 (عقود اسلامي) و اصول بانکداري است. وي پيش از تصدي دبير کلي بانک مرکزي داراي پست هايي چون معاونت و رياست اعتبارات کل بانک ملي، رياست ادارات سرمايه گذاري، سازمان و روش هاي بانک، مديريت امور معاملات و تسهيلات و بررسي طرح ها بوده است. بهمني همچنين در سال هاي 79 تا 86 عضو هيات مديره بانک ملي بوده و در هيات مديره برخي شرکت هاي تحت پوشش بانک ملي همچون شرکت سرمايه گذاري، آزادراه ها، لاستيک کرمان، چاپخانه بانک ملي و... به نمايندگي اين بانک عضويت داشته است. دبيرکل بانک مرکزي همچنين داراي 17 سال سابقه تدريس در دانشگاه آزاد اسلامي و موسسه عالي بانکداري و تدريس در دوره هاي مديريت مياني و عالي بانک است.

5- مجتبي ثمره هاشمي

رئيس دولت نهم که در طول دوران رياست جمهوري اش سالي يک بار به نيويورک سر زده است، اين بار با اينکه همراهان بيشتري در کنار خود دارد، اما تني چند از ياران هميشگي اش موفق به اخذ ويزاي سفر به ايالات متحده نشدند. مجتبي ثمره هاشمي يکي از اين افراد بود که البته اواسط هفته پس از رفع مشکلات، عازم نيويورک شد تا رئيس دولت نهم در نيويورک بدون مشاور عالي خود نباشد. اگرچه ويزاي ثمره هاشمي بسيار دير صادر شد و نتوانست به سخنراني احمدي نژاد در مقر سازمان ملل برسد، اما در همين حال چند چهره سرشناس دولتي از همراهي احمدي نژاد در اين سفر بازماندند؛ مرتضي قمري وفا مديرکل ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رياست جمهوري و نادر طالب زاده مستندسازي که اين روزها فيلم «مهمان کلمبيا» را که گزارشي از سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا است روي آنتن تلويزيون دارد، نتوانستند ويزاي ايالات متحده را به دست آورند و احمدي نژاد را در اين سفر همراهي کنند.

6- منصور ارضي

«اگر نوري بخواهد کانديدا شود، مي دهيم حسابش را برسند.» اظهارات حاج منصور ارضي در مسجد ارک تهران، پروژه ورود مداحان و نوحه خوانان به فعاليت هاي انتخاباتي را کليد زد. حاج منصور ارضي که در مراسم ليالي قدر در شب بيست و يکم ماه رمضان براي روزه داران و شب زنده داران شب قدر نوحه خواني و سخنراني مي کرد، رسماً عليه کانديداهاي جريان اصلاح طلب موضع گرفت و در راس آنها عبدالله نوري را تهديد کرد. حاج منصور ارضي که در ميان جامعه مداحان نفوذ زيادي دارد، با يادآوري وقايع سال 77 و مسائلي که براي عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني، دو وزير کابينه اول خاتمي، از جانب گروه «انصار حزب الله» اتفاق افتاد و منجر به ضرب و شتم ايشان بعد از پايان نماز جمعه تهران شد، رسماً عبدالله نوري را تهديد کرد که اگر نوري بخواهد کانديدا شود، مي دهيم حسابش را برسند. اظهارات انتخاباتي حاج منصور البته بي سابقه نبود، چه خود او جزء اولين مداحاني بود که از طريق تريبون مداحي و منبرهاي مساجد به حمايت از محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري گذشته برخاسته بود و در مراسم عزاداري ايام فاطميه رسماً اقدام به تبليغات انتخاباتي براي کانديداي خاص پرداخته بود. در اين حال به نظر مي رسد اظهارات منصور ارضي در مراسم شب بيست و يکم ماه رمضان امسال آغاز فعاليت انتخاباتي بخشي از جريان اصولگرا براي تخريب کانديداهاي اصلاح طلب و حمايت از کانديداهاي اصولگرا و به احتمال بسيار زياد شخص احمدي نژاد باشد به طوري که به نظر مي رسد مراسم عزاداري محرم امسال با مشخص شدن کانديداهاي قطعي و پيش از انتخابات رياست جمهوري دهم، اوج فعاليت انتخاباتي ايشان را رقم بزند. با اين اوصاف بايد منتظر ماند و فعاليت هاي انتخابات مداحان را که از منبر و نوحه خواني به شکل حزب تغيير ماهيت داده، در مراسم هاي مذهبي پيش رو به تماشا نشست.

7- بهروز افخمي

کارگردان رکورددار سينما و تلويزيون ايران در انجام همزمان انبوه طرح هاي سينمايي و تلويزيوني اين هفته بعد از يک سفر خارجي با انجام همزمان چند کار باز هم خبرساز شد. افخمي که چند هفته پيش همراه همسرش به قصد تاسيس يک دفتر فيلمسازي و رسانه يي به کانادا سفر کرده بود در آن کشور با انجام مصاحبه يي درباره فعاليت هاي قبلي و اخير سينمايي اش صحبت کرد که در آن گوشه يي از تاريخچه ساخت سريال معروف «کوچک جنگلي» و نحوه کنار گذاشتن ناصر تقوايي را هم بيان کرد که البته با واکنش هايي همراه بود. هرچند اين واکنش ها چندان علني نشد اما همين که افخمي دليل اصلي کنار رفتن تقوايي را «ناآشنايي با فرهنگ گيلک» عنوان کرد، مشخص بود که بدون واکنش نخواهد بود. اما خبرسازي افخمي به همين گفته ها محدود نبود چرا که او در بازگشت اول قرارداد ساخت يک تله فيلم را منعقد کرد و بلافاصله کار تصويربرداري آن را شروع کرد و در کنارش با تهيه کننده فيلم «سن پترزبورگ» هم به توافق رسيد تا به جاي سامان مقدم اين فيلم پرماجرا را بسازد و در کنارش هم از توليد سري جديد مجموعه «آتش نشانان» صحبت کرد و همزمان با هفته دفاع مقدس پخش يک برنامه با مجري گري او شروع شد که شامل گفت وگو با فيلمبرداران زمان جنگ مي شد و اين در حالي است که در گفت وگو با يک خبرگزاري هم از اتمام فيلم «ته دنيا» که سه سال پيش به دليل گم شدن نگاتيوهايش ناتمام ماند، صحبت کرد و همچنان هم طرح ها و پروژه هاي مختلفي در دست اقدام دارد. اين خبرسازي ها باعث شد افخمي يکي از چهره هاي خبرساز هفته گذشته باشد.

8- سميرا مخملباف

دختر ارشد فيلمساز جنجالي و جريان ساز ديروز ترک وطن کرده امروز با جديدترين ساخته اش افتتاح کننده امسال بخش مسابقه جشنواره معتبر سن سباستين بود و به سنت هميشگي اين جشنواره ها در کنار نمايش فيلمش مقابل دوربين خبرنگاران قرار گرفت تا از اثر جديدش بگويد. مخملباف جوان اتفاقاً در روزي پاسخگوي سوالات خبرنگاران بود که پيش از آن وودي آلن کارگردان معروف سينماي جهان هم به مناسبت نمايش جديدترين فيلمش در بخش خارج از مسابقه در سن سباستين در مقابل خبرنگاران قرار گرفته بود و اما اين تمام اتفاق مرتبط با اين دو فيلمساز نبود چرا که همان طور که آلن ترجيح داد بيشتر درباره سياست از منظر حمايت شديد از باراک اوباما صحبت کند، سميرا مخملباف هم هر سوال درباره فيلم و جهان بيني خاص آن را به شرايط خاص آدم هاي فيلم مرتبط دانست و حتي کار را تا جايي رساند که گفت؛ «مي خواهم از طريق فيلم هايم دردهاي بشريت را کم کنم و به سهم خودم جهان را عوض کنم.» فيلم جديد سميرا مخملباف درباره دو کودک است که يکي در ازاي روزي يک دلار مامور حمل ديگري بردوش اش که دچار معلوليت است، مي شود و همين سرآغاز بهره کشي از او و فاصله گرفتن از خوي انساني و تبديل شدن به حيوان مي شود. اين داستان و فضاي سوررئال که بنا به گفته سميرا بهره گرفته از طرح پدرش است در افغانستان تصوير شده و دليل اين اقدام را هم در پاسخ به سوال خبرنگاران عدم صدور مجوز ساخت فيلم در ايران عنوان کرده است. به هر صورت «اسب دوپا» جديدترين فيلم ارائه شده از خانواده مخملباف با اين گفته ها و اطلاعات و عکس ها نشان مي دهد در نظرگاه اعضاي اين خانواده هنوز تغييري ايجاد نشده است و فعلاً در بر همان پاشنه قبلي مي چرخد.

9- سرالکس فرگوسن

بد نشد کارلوس کرش يونايتد را رها کرد و هدايت تيم ملي پرتغال را برعهده گرفت. هرچند اين اتفاق براي هواداران شياطين سرخ دردناک بود و قابليت اين را دارد که به يک ضايعه تبديل شود، اما براي کساني که نگاهي بيروني به يونايتد و سرالکس دارند اين اتفاق مي تواند ضعف هاي مربي اسکاتلندي را بيرون بريزد. يونايتد در سه بازي هفته گذشته خودش نيمه دوم ها را بدجور از دست داد و همين نيمه دوم ها باعث شد در دو بازي ليگ برترش تنها يک امتياز کسب کند. جدا از بازي ويارئال که در ليگ قهرمانان برگزار شد، يونايتد در حالي که در هر دو بازي مقابل چلسي و ليورپول در زمين حريف در همان نيمه اول يک بر صفر پيش افتاده بود، دو گل از ليورپول و يک گل از چلسي دريافت کرد تا بهترين فرصت را براي صدرنشيني زودهنگام در ليگ برتر از دست بدهد. دليلش هم ساده بود. تعويض هاي فرگوسن در اين دو بازي اينقدر ضعيف بود که مورد انتقاد اکثر کارشناسان فوتبال انگليس قرار گرفت. حالا فرگوسن بدون کرش بي پناه تر از هميشه شده است و بايد ديد پيرمرد اسکاتلندي اين بار مي تواند به تنهايي يونايتد را از بحران نجات دهد يا نه.

10- امير واعظ آشتياني

امير واعظ آشتياني نماينده دور اول شوراي شهر تهران که در زمان انتخاب شهردار آن دوران تهران به محمود احمدي نژاد راي داده بود و از همان جا ارتباط خوبي با تيم مديريتي احمدي نژاد داشت و حتي از دوستان صميمي زريبافان به حساب مي آيد، در عرض يک شب به مديريت استقلال رسيد، آن هم در وضعي که استقلال در نازل ترين رتبه تاريخ باشگاه در رده هفدهم مسابقات ليگ برتر ايستاده بود تا ديگر کسي ايرادي به برکناري حاجي نگيرد. اين پنجمين تعويض مديريتي سازمان تربيت بدني در زمان رياست علي آبادي در دو باشگاه استقلال و پرسپوليس است که براي سازمان يک رکورد ويژه به حساب مي آيد. واعظ آشتياني که احتمالاً نقش هدايتي را در استقلال بازي مي کند، دوران جديد مديريت استقلال را آغاز مي کند؛ دوراني که با پيروزي مشکوک شش گله بر استقلال اهواز آغاز شد.
مرد 700 ميليارد دلاري
منصور بيطرف

بازار مالي جهان در يک سال گذشته شاهد سه اتفاق يا شوک مهم در عرصه اقتصادي بود. شوک اول افزايش قيمت کالاها، شوک دوم بحران مسکن در ايالات متحده و شوک سوم رخدادهايي بود که در بورس جهان و به ويژه بازار مالي ايالات متحده صورت گرفت. اين شوک ها به ويژه شوک هاي دوم و سوم به مثابه حلقه هاي يک زنجير به يکديگر متصل هستند. به عبارت ديگر نمي توان بحران ورشکستگي و سقوط بانک هاي سرمايه گذاري مريل لينچ و لمن برادرز را بدون در نظر گرفتن بحران مسکن در امريکا تحليل کرد. اين بحران ها باعث شد رشد اقتصادي امريکا در سال گذشته ميلادي و نيز سال جاري نسبت به سال هاي پيشين منقبض تر شود. بنا بر آمارها رشد اقتصادي امريکا در سال جاري ميلادي به حدود 2 درصد خواهد رسيد در حالي که اين رشد در سال گذشته 2/2 درصد، 2006 حدود 5/3 درصد و در سال 2005 ، 6/3 درصد بود. چنين بحراني که بنا بر اظهارنظر کارشناسان از دوران رکود بزرگ- دهه 1930- به اين طرف بي سابقه است، بوش و دولت او را به چالشي بزرگ کشانده است، چالشي بزرگ تر از جنگ عراق

ماجرا از کجا آغاز شد؟

اواخر سال 2007 بن برنانکه رئيس بانک مرکزي امريکا از وخيم بودن دورنماي اقتصاد آن کشور در سال 2008 به خاطر بحران بازار مسکن و مشکلات موسسات اعتباري خبر داده بود.

او که پس از انتشار گزارش چند بانک سرمايه گذاري عمده درباره رکود اقتصادي در امريکا صحبت مي کرد، از آمادگي بانک مرکزي براي مقابله به موقع براي حفظ توازن اقتصادي خبر داد. در همان موقع موسسات مالي مانند مريل لينچ و گلدمن ساکس با اشاره به افزايش ميزان نرخ بيکاري در امريکا به 5 درصد و ادامه مشکلات بخش مسکن و موسسات اعتباري، از بروز رکود اقتصادي در ايالات متحده خبر داده بودند، با آنکه سازمان ملي تحقيقات اقتصادي امريکا که مرجع اصلي دولتي درباره تعيين وضع اقتصاد آن کشور است، با اين نظر مخالف بود. به اعتقاد کارشناسان اقتصادي دليل اصلي بحران اقتصادي امريکا که بوش را وادار کرده بسته 700 ميليارد دلاري نجات را به کنگره ارائه دهد به ادامه بحران بخش مسکن و موسسات اعتباري به خاطر ناتواني خانواده ها در پرداخت اقساط بدهي هاي بانکي برمي گردد. ناتواني که ناشي از متوازن نبودن رشد درآمد خانواده هاي طبقه متوسط امريکا با ميزان تورم در شش سال گذشته است.

براساس آمارها متوسط دستمزد ماهانه در امريکا در نوامبر 2007، يک ونيم درصد بيشتر از مارس 2001 بوده است ولي با در نظر گرفتن ميزان تورم، اين رقم در طول شش سال 8/0درصد کاهش داشته است.

از سوي ديگر، متوسط بدهي خانواده هاي امريکايي در سه ماهه سوم 2007، معادل 133 درصد از متوسط درآمد آنها بوده است. اين خانواده ها به طور متوسط 3/14 درصد از درآمد ماهانه خود را براي پرداخت اقساط بدهي هاي خود هزينه مي کرده و مي کنند.

اگر بخواهيم عميق تر به ماجرا نگاه کنيم ريشه بحران اقتصادي امريکا به 11/9 برمي گردد. در آن زمان و بعد از حمله القاعده به ساختمان هاي تجارت جهاني و ديگر نقاط امريکا شاخص بورس هاي جهان به ويژه در وال استريت به شدت سقوط کرد. از ديگر شاخص هايي هم که سقوط کرد شاخص اعتماد مصرف کننده بود که چشم انداز آينده اقتصاد را از نگاه مردم نشان مي دهد. از اين رو فدرال رزرو تصميم گرفت براي رونق اقتصادي و افزايش اعتماد مصرف کنندگان وام با بهره پايين حدود 5/1 درصد پرداخت کند. اما رونق اقتصادي و افزايش نرخ بهره در سال هاي بعد باعث شد نرخ بهره بازپرداخت وام ها افزايش يابد به طوري که در دو سال گذشته اين ميزان به 25/5 درصد رسيد. اين امر سبب شد تا بازپرداخت اقساط وام مسکن براي بسياري از خانواده هاي امريکايي دچار مشکل شود و بانک ها بسياري از خانه هاي وام گيرندگان را به حراج بگذارند. بحران از اينجا شروع شد و به رغم آنکه فدرال رزرو در چندين نوبت به کاهش نرخ بهره بانکي اقدام کرد و حتي آن را در پايان ژانويه به کمتر از 4 درصد رساند اما کاري از پيش نبرد زيرا ناتواني در بازپرداخت وام ها، بانک هاي سرمايه گذاري را با مطالبات معوق حجيمي مواجه کرد. از اين رو در اواسط سال 2007 حراج خانه ها آغاز شد و در اوايل سال 2008 بدهي بانک ها فزون تر از دارايي هاي آنها شد. اعلام ورشکستگي بانک سرمايه گذاري لمن برادرز که در کار وام مسکن بود ناشي از همين امر بود. اين بانک 618 ميليارد دلار دارايي داشت در حالي که بدهي آن بالغ بر 638ميليارد دلار بود. همچنين خريد مريل لينچ که آن هم يک موسسه اعتباري سرمايه گذاري در امور مسکن بود، از سوي بانک آو امريکا به قيمت 50 ميليارد دلار باز هم به خاطر مطالبات معوقه يي صورت گرفت که نقد نشده بود اين در حالي است که ارزش اين موسسه در سال گذشته 100 ميليارد دلار تخمين زده مي شد. سقوط اين دو موسسه به اضافه نهادهاي مالي ديگري مانند آ يي جي، بوش را وادار کرد تا طرح نجات 700 ميليارد دلاري را هرچه سريع تر ارائه دهد.

طرح نجات چيست؟

بنا به گفته هنري پاولسون، وزير خزانه داري امريکا طرح 700 ميليارد دلاري دولت براي کنترل بحران مالي در بازارهاي آن کشور است.

بر اساس اين طرح وزارت خزانه داري ايالات متحده قصد دارد با تاسيس صندوقي، وام هاي پر ضرر بانک هاي آن کشور به خريداران خانه را خريداري کند.

بر اساس طرح پاولسون، موسسات عمده مالي فعال در امريکا مي توانند وام هاي زيان ده خود را به صندوقي که با اين هدف راه اندازي مي شود، بفروشند. اين صندوق قرار است پس از بازگشت آرامش به بازارهاي مالي، وام هاي خريداري شده را دوباره به بانک ها بفروشد. اين طرح به شرکت هاي خارجي فعال در امريکا نيز امکان مي دهد از ورشکستگي ممانعت کنند.

با آنکه هنوز جزئيات طرح وزارت خزانه داري امريکا معلوم نيست ولي پاولسون از کنگره خواسته تا سقف بدهي مجاز دولت را از 10 تريليون و 600 ميليارد دلار به يازده تريليارد و 300 ميليارد دلار افزايش دهد. وي همچنين از تلاش دولت براي فراهم کردن وام هاي بانکي جديد براي خريد خانه خبر داده است.

اما آيا بوش مي تواند با اين طرح بحران امريکا را نجات دهد؟ برخي از کارشناسان اقتصادي امريکا معتقدند اين طرح قادر نيست اعتماد مصرف کنندگان را برگرداند از اين رو بعيد به نظر مي رسد که بوش قادر باشد قدرت از دست رفته خريد مردم را با اين طرح احيا کند.
 

اين ده نفر

دوشنبه بیستم اسفند 1386
اين ده نفر

ادامه مطلب
 

اين ده نفر3

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
 
1- سيدمحمد خاتمي

اصولگرايان از خاتمي مي ترسند. اين را مي شود در حملاتي که اين روزها رسانه ها و نماينده هاي اصولگرا به «آقا سيد» مي کنند ديد و مي شود حدس زد که اين حملات تا شب انتخابات رياست جمهوري ادامه يابد، حتي اگر سيدمحمد خاتمي گفته باشد از فعاليت هاي سياسي بازنشسته شده است. آخرين حمله را اما مثل هميشه روزنامه کيهان شروع کرد. اين روزنامه در ستون خبر ويژه اش نوشت؛ «سخنان اخير سيدمحمد خاتمي در خصوص مساله صدور انقلاب که روز جمعه در موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) ايراد شد، رسانه هاي بيگانه و به خصوص راديو فردا - رسانه وابسته به سازمان سيا - را به وجد آورد.» و در ادامه اين حرکت 77 نماينده اصولگراي مجلس در تذکري آيين نامه يي خطاب به محسني اژه يي وزير اطلاعات اعلام کردند که «خواستار رسيدگي عاجل به سخنان بي مبنا و خلاف امنيت ملي و مضر به وجهه نظام مقدس جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي از سوي يکي از مسوولان سابق کشور هستند». اما مگر خاتمي چه گفته بود که اصولگرايان را اينچنين به واکنش واداشت؟ او گفته بود؛ «امام چه مي خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ اينکه ما اسلحه بگيريم و در ديگر کشورها انفجار درست کنيم و گروه هايي درست کنيم که در ديگر کشورها خرابکاري کنند؟ امام به شدت با اين رفتارها مخالف بود و برخورد مي کرد. منظور امام اين بود که ما اينجا الگو بسازيم، يعني انسان ببيند که در اين جامعه اقتصاد و علم و حرمت انسان ها خوب است و مسير جامعه رفع فاصله طبقاتي و ايجاد رفاه نسبي و بهبود اوضاع و احوال در همه مسائل است و اين مهم ترين راه صدور انقلاب بود.» از قديم گفته اند شنونده بايد عاقل باشد، اما سيدمحمد خاتمي و اطرافيانش بايد خودشان را آماده کنند. اين حملات و تخريب ها ادامه خواهد يافت و هدفش منصرف کردن خاتمي از حضور در انتخابات رياست جمهوري است. مثل اينکه خود اصولگرايان بهتر از هر کسي از ميزان محبوبيت دولت نهم و رئيس آن محمود احمدي نژاد باخبرند که دارند تلاش مي کنند خاتمي به انتخابات نيايد.

2- مجيد انصاري

خيلي ها معتقدند اگر برخي از اتفاقات در جريان راي گيري انتخابات مجلس هشتم نمي افتاد، اينک مجيد انصاري رئيس فراکسيون اصلاح طلبان در مجلس هشتم بود، اما آنهايي که هدفشان اين بود اصلاح طلبان در مجلس رئيس فراکسيون نداشته باشند، با استفاده از راه هاي مختلف مانع از آن شدند که يار امام به مجلس راه يابد. اينک اما مجيد انصاري براي دفاع از يک مرجع عاليقدر و يکي از شاگردان امام خميني به رويارويي با تندروي هاي جناح حاکم و عنصر مطبوعاتي اش حسين شريعتمداري برخاسته است. او چند روز قبل در گفت وگو با خبرنگار سايت آفتاب درباره توهين مديرمسوول روزنامه کيهان به آيت الله صانعي گفت؛ «امام معصوم مي فرمايد؛ خدا رحمت کند کسي را که قدر و اندازه خود را مي شناسد. متاسفانه جناب آقاي شريعتمداري نه حريم و حدود افراد، شخصيت ها و نهادها را مي شناسد و نه حدود تخصصي، سياسي و نزاکتي را رعايت مي کنند. اگر ديدگاه هاي آيت الله صانعي نياز به نقد داشته باشد در صلاحيت حوزه علميه و علماست نه يک عنصر مطبوعاتي که آن هم با ادبياتي غيرمودبانه و با برچسب زدن اقدام به اظهارنظر کرده است.» انصاري در ادامه تاکيد کرد؛ «آقاي شريعتمداري بايد از آنچه بر قلم آورده استغفار کند. نوع برخورد ايشان با اظهارنظر فقهي يک فقيه مسلم، همان روشي را به ياد مي آورد که برخي گروه هاي تندرو قبل و پس از انقلاب مانند گروهک فرقان داشتند و افراط گرايي آنها به جايي رسيد که به خود حق دادند شخصيتي مانند استاد مرتضي مطهري را به شهادت برسانند.» انصاري سپس با اشاره به اينکه روزنامه کيهان از پول بيت المال اداره مي شود، گفت شريعتمداري بايد از آيت الله صانعي عذرخواهي کند.

3- غلامعلي حدادعادل

حتماً يادتان هست چند وقت پيش رئيس مجلس چگونه مقابل رئيس جمهور ايستاد. خيلي ها آن روز که صحبت هاي حدادعادل را شنيدند و چند روز بعد که نامه حدادعادل را به رئيس جمهور خواندند، گفتند رئيس مجلس هفتم با محافظه کاري هايش در مقابل دولت نهم اعتماد نمايندگان را از دست داده و حالا که نوبت به انتخاب رئيس مجلس هشتم رسيده مي خواهد با موضع گيري مقابل احمدي نژاد اعتماد نمايندگان را دوباره جلب کند، غافل از آنکه علي لاريجاني وارد عرصه رقابت شده و خودش را به عنوان رئيس مجلس هشتم مطرح کرده است. حمايت سايت رجا غسايت حاميان محمود احمدي نژادف از علي لاريجاني نشانگر وضعيت بد حدادعادل در مجلس است. آگاهان اما مي گويند حدادعادل در صورتي که حمايت لازم را براي رياست مجلس نداشته باشد، اصلاً براي رياست نامزد نمي شود و در عوض خودش را آماده مي کند که سال آينده براي انتخابات رياست جمهوري به ميدان بيايد. شنيده مي شود غلامعلي حدادعادل گزينه مورد حمايت جمعيت ايثارگران براي مقابله با محمود احمدي نژاد است.

4- بوريس جانسون

بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات شوراهاي شهري در انگلستان که به شکست حزب حاکم کارگر منجر شد، رسانه هاي بريتانيا نوشتند؛ «براي دولت تکان دهنده ترين ضربه در اين شکست انتخاباتي، پيروزي بوريس جانسون نامزد حزب اقليت محافظه کار بر کن ليوينگستون شهردار لندن بود.» اما چرا؟ مي گويند شهردار لندن قدرت اجرايي وسيعي دارد و بودجه يي بيش از 22 ميليارد پوند (40 ميليارد دلار) در اختيارش است. جانسون پيش از اين روزنامه نويس بوده و در دوره يي سردبيري يکي از معتبرترين نشريات محافظه کار را بر عهده داشته است. او پس از اشاراتي نسنجيده و توهين آميز نسبت به رنگين پوستان و برملا شدن جنبه هايي از زندگي خصوصي اش، کار مطبوعاتي را ترک کرده و در اولين فرصت نامزد نمايندگي مجلس عوام شده و برنده شده است. او سپس براي شهرداري لندن نامزد و موفق شد در انتخابات اول ماه مه رقيب کارگري اش را شکست دهد و شهردار لندن شود. او حالا بايد لندن را براي ميزباني المپيک 2012 آماده کند. ميزباني که با تلاش هاي توني بلر نخست وزير سابق انگلستان از حزب کارگر به دست آمده، مي تواند جانسون و محافظه کاران را تا آنجا بالا ببرد که دولت را هم از کارگري ها بگيرند.

5- محمدباقر قاليباف

حتماً مي دانيد محمدباقر قاليباف گاه از رقابت با محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري آينده سخن گفته است. اما جالب است اگر بدانيد رئيس جامعه جراحان هفته گذشته در جريان سي و دومين کنگره جراحان ايران، هنگام دعوت از شهردار تهران براي سخنراني او را رئيس جمهور آينده ايران ناميد، قاليباف هم که از اين تعريف بدش نيامده بود در سخنانش به شهردار سابق تهران غرئيس جمهور کنوني ايرانف طعنه هايي زد و گفت؛ «ما به دنبال توليد و نه توزيع ثروت در تهران هستيم، امري که از ديدگاه اسلام و شرع نيز پسنديده است و ما معتقديم توزيع ثروت، توزيع فقر است.» و سپس در انتقاد از سياست هاي دولت ادامه داد؛ «امروز در تهران تهديدهاي جدي و اساسي داريم، يکي از اين تهديدها، فشار شديد روحي ناشي از کار سنگين است. کمتر کسي امروز در تهران است که روزي 16 ساعت کار نکند. تفاوت قيمت زمين هم در جاهاي مختلف به هفت برابر مي رسد.» قاليباف در اين نشست درباره اهميت توليد ثروت حرف هاي جالبي زد، اما مهم تر از آن نتيجه يي بود که حاضران پس از شنيدن سخنراني قاليباف گرفتند؛ او کم کم دارد براي انتخابات رياست جمهوري آماده مي شود.

6- طهماسب مظاهري

«نرخ سود بانکي براي سال 87 را در چند روز آينده اعلام خواهيم کرد.» اين شايد بهترين پاسخي باشد که رئيس کل بانک مرکزي براي شانه خالي کردن از پاسخگويي در رابطه با نرخ سود بانکي سال 87 در طول دو ماه گذشته انتخاب کرده است. مظاهري در روزهاي پاياني سال گذشته اين وعده را داده بود که نرخ سود بانکي سال 87 را تا پانزدهم اسفندماه اعلام خواهد کرد. رئيس کل بانک مرکزي در حالي وعده داده بود پانزدهم اسفندماه نرخ سود بانکي سال 87 را اعلام خواهد کرد که نه تنها اين وعده مظاهري در روز مقرر اعلام نشد بلکه پس از آن نيز چندين بار اين وعده را داد که نرخ سود بانکي طي روزهاي آينده اعلام خواهد شد. پس از اينکه در سال جديد بانک مرکزي بسته سياستي- نظارتي خود را در سال 87 اعلام کرد بسياري انتظار داشتند نرخ سود بانکي نيز در بسته بانک مرکزي تعيين شده باشد، اما در بسته سياستي- نظارتي بانک مرکزي نيز هيچ گونه اشاره يي به نرخ سود بانکي براي سال 87 نشده بود تا اين شايعه به وجود آيد که نرخ سود بانکي به 10 درصد کاهش پيدا کرده است. اين شايعه در حالي از سوي مقام هاي آگاه مطرح مي شد که بلافاصله طهماسب مظاهري بار ديگر اين وعده را داد که نرخ سود بانکي طي روزهاي آينده اعلام خواهد شد. رئيس کل بانک مرکزي هفته گذشته و در حاشيه جلسه هيات دولت هنگامي که براي چندمين بار در طول دو ماه گذشته با پرسش خبرنگاران در رابطه با تعيين نرخ سود بانکي سال 87 مواجه شد به صراحت گفت تا ساعت 14 روز چهارشنبه نرخ سود بانکي اعلام خواهد شد. طهماسب مظاهري به وعده خود براي چندمين بار جامه عمل نپوشانيد تا اين بار مقام آگاه در خدمت بانک مرکزي باشد و شايعاتي مطرح شود مبني بر اينکه نرخ سود بانکي براي سال 87 ، 12 درصد تعيين شده است. اين مقام آگاه در گفت وگو با يک سايت خبري نزديک به دولت در حالي نرخ سود بانکي براي سال 87 را 12 درصد عنوان کرد که اين بار رئيس کل بانک مرکزي مقام آگاه را شايعه ندانسته است.

7- شهرام گيل آبادي

برکناري شهرام گيل آبادي از مديريت راديو جوان و تبعيد او به اداره کل نمايش راديو، بار ديگر نشان داد حتي رئيس سازمان صدا و سيما مجبور به کوتاه آمدن در برابر فشارهاي سياسي دولت نهم براي حذف منتقدانش از تريبون هاي تاثيرگذار است. گيل آبادي که بنابر نوآوري هايش در عرصه مديريت، رسانه راديو را بار ديگر به يکي از رسانه هاي پرمخاطب و تاثيرگذار تبديل کرده بود، در حالي به مديريت يکي از غيرموثر ترين اداره هاي راديو منصوب شد که عزت الله ضرغامي دو روز بعد از ابلاغ حکم برکناري اش از راديو جوان از او به عنوان يکي از مديران موفق رسانه ملي ياد کرد. برکناري گيل آبادي از مديريت راديو جوان و انتصاب فرزند عفت شريعتي نماينده مجلس شوراي اسلامي، در حالي که موجي از دلزدگي در ميان برنامه سازان خلاق در رسانه ملي را به دنبال داشت، شادي سايت هاي حامي دولت را در پي داشت. يکي از اين سايت ها ضمن ابراز خرسندي از اين اقدام، شايعه تغيير معاون صدا را نيز منتشر کرد و از پورمحمدي مدير فعلي شبکه سه و پورحسين مدير فعلي شبکه چهار به عنوان جانشينان احتمالي ياد کرد. برکناري گيل آبادي را برخي کوتاه آمدن ضرغامي در برابر فشارهاي وارده بر سازمان صدا و سيما از طريق نزديکان دولت به عنوان سرفصل جديدي از تغييرات و کوتاه آمدن ها در رسانه ملي مي دانند.

8- اوو مورالس

اوو مورالس رئيس جمهور بوليوي قاطع تر از آن است که زير بار حرف مردم استان ثروتمند سانتاکروز برود. مهم نيست سانتاکروزي ها چه مي خواهند و چه مي گويند، مهم آن است که خوان اوو مورالس آيما راي «آري» مردم به خودمختاري اين استان از حکومت مرکزي را به رسميت نمي شناسد و همه پرسي را غيرقانوني مي داند. نتيجه اين اختلافات 20 مجروح است که حاصل منازعه طرفداران خودمختاري سانتاکروز و هواداران اوو است. مورالس سال 2002 در انتخابات رياست جمهوري در رتبه دوم قرار گرفت که براي احزاب سنتي شکست ناراحت کننده يي بود. اين مساله باعث شد مخالفان در عرصه فعال شوند و پيروزي شان را جشن بگيرند. وي شکستش را به کارشکني ايالات متحده عليه وي نسبت داد و به همتاي خود مانوئل روچا گفت؛ «بايد کمک کرد وجدان مردم بيدار شود.» مورالس سرانجام در انتخابات 2005 رياست جمهوري بعد از گذشت چندين بحران مربوط به صنايع نفت و گاز، علاوه بر تمامي شکست هاي مربوط به سياست هاي حرفه يي، روي کار آمد. او يکي از دوستان صميمي محمود احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي است.

9- محسن پرويز

«محسن پرويز» به عنوان معاون فرهنگي وزير و مدير بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، نامي است که اين روزها بيش از هر نام ديگري بر سر زبان ها است. اين بيش از هر چيز به دليل اتفاق هايي است که اخيراً در زمينه نشر کتاب افتاده. اتفاق هايي که ادامه تشديد شده اتفاق هاي دو سه سال اخير در اين زمينه و به خصوص در زمينه نشر ادبيات داستاني هستند که مديريت آن هم با «محسن پرويز» است. امسال همزمان با نرسيدن بسياري از کتاب ها به دليل مجوز نگرفتن از طرف وزارت ارشاد به نمايشگاه برخوردهايي از اين دست در سطح و شکل ديگري نيز رخ داده است چنان که مثلاً مي شنويم کتاب هايي از غرفه هاي نمايشگاه کتاب جمع آوري شده اند. «محسن پرويز» به صراحت اعلام کرده است جمع آوري کتاب از نمايشگاه نه به دستور هيچ نهاد ديگر از جمله حراست نمايشگاه و“ که به دستور شخص او به عنوان مدير بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران انجام شده است. هرچند «پرويز» دلايل صدور چنين دستوري را به همين صراحت اعلام نکرده است و در پاسخ به برخي انتقادها بيشتر به تلاش براي ارائه امکانات هرچه بيشتر در نمايشگاه کتاب امسال اشاره کرده و در ذکر دلايل جمع آوري کتاب از غرفه ها، با تعميم چنين اقداماتي به نمايشگاه هاي کشورهاي ديگر از آن به عنوان اقدامي طبيعي و معمول در تمام دنيا ياد کرده است.

10- حسني مبارک

حسني مبارک حتي فکرش را هم نمي کرد روز تولدش، يکي از گسترده ترين اعتراضات مردم مصر عليه دولت باشد. مردم مصر روز يکشنبه به مناسبت هشتادمين سال تولد رئيس جمهور مادام العمرشان لباس سياه پوشيدند، در خانه ماندند و بر سردر خانه هاي خويش پرچم هاي سياه برافراشتند.

البته دولت حسني مبارک پيش از اين اعتصاب به مردم وعده داد سي درصد به حقوق کارگران و کارکنان مي افزايد، اما مردم مصر به دعوت جنبش الکفايه، اخوان المسلمين و ساير گروه هاي مخالف تصميم گرفتند در اعتراض به گراني، به خريد نروند و از مترو استفاده نکنند. در پي اين اتفاق ناظران برخي از شهرهاي مصر را به شهر اشباح شبيه دانستند و نوشتند با اينکه دولت با تمام توان به مقابله با اعتصاب کنندگان رفت و سايت هاي اينترنتي را فيلتر و روزنامه هاي مخالف را توقيف کرد اما در اين راه توفيق چنداني نداشت. مثل اينکه حسني مبارک هم به سقوط نزديک مي شود
اين ده نفر
1- علي اکبر محتشمي پور

چند ماه پيش بود که علي اکبر محتشمي پور در مراسم بزرگداشت آيت الله محمدرضا توسلي به شوراي نگهبان حمله کرد.هفته گذشته هم محتشمي پور يک بار ديگر به تئوريسين اصولگرايان حمله کرد و در مراسمي که از سوي آيت الله طاهري در حسينيه اعظم اصفهان برگزار شده بود، گفت؛ «متاسفانه امروز افرادي که مسائل اوليه اسلام را درک نکرده اند، ايدئولوگ يک جريان تندرو شده اند و هيچ تفاوتي بين آنها و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادي که هيچ اهميتي براي مردم، ملت ايران و جواناني که به عنوان يک رکن از ارکان انقلاب براي امام مطرح بودند قائل نيستند، از افکار امام پيروي نمي کنند.» او اين گروه را چنين شرح داد؛ «اين جريان حتي يک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعيه دار آن شده است و در پايگاه هاي بسيج حضور مي يابد.رهبر اين گروه هيچ مسووليتي در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلاميه هايي که علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا کرده اند، حتي يک امضا از اين آقا ديده نمي شود و چه شد اين افراد اين گونه انقلابي شدند؟ شمايي که يک عمر خون به دل امام کرديد، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتي ديديد امام سر بر زمين گذاشت برخاستيد... آيا اينان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نيستند که آمدند و خاندان پيامبر را خانه نشين کردند؟ آيا مثل اينان مثل خوارج نيست که تفکر همه را به غير از تفکر خود تکفير مي کنند و امروز شخصيت هاي انقلاب توسط همين افراد تکفير مي شود؟» اين سخنان محتشمي پور آنقدر براي اصولگرايان سنگين بود که از رجانيوز تا فارس به پاسخگويي اين عضو مجمع روحانيون مبارز برآمدند، اما با اين همه مثل هميشه، حسين شريعتمداري و کيهان پرچمدار دفاع بودند.

2- علي لاريجاني

رئيس مجلس هشتم به مهم ترين چهره سياسي اين روزهاي ايران بدل شده است. تا پيش از آنکه او بر صندلي رياست مجلس تکيه بزند، خيلي ها از اختلافات او و دولت نهم سخن مي گفتند و مي گفتند خوب است فرزند ميرزاهاشم آملي بر صندلي رياست مجلس هشتم تکيه بزند که اين مجلس بتواند بر خلاف مجلس هفتم از تندروي هاي دولت نهم جلوگيري کند اما برخلاف پيش بيني، حاميان دولت نهم که همان اعضاي ائتلاف رايحه خوش خدمت هستند، از رياست لاريجاني در مجلس حمايت کردند و اينچنين پيش بيني ها غلط از آب درآمد. البته در اين ميان بعضي ها هستند که مي گويند دولتي ها براي اين از رياست لاريجاني حمايت کرده اند که اولاً او را در مجلس با دولت همراه کنند و ثانياً از ورود او به انتخابات رياست جمهوري جلوگيري به عمل آورند.البته خيلي ها هم زود نتيجه گيري نکرده اند و گفته اند بايد منتظر شد و رفتار مجلس را در ماه هاي آينده ديد، به ويژه در جلسه راي اعتماد به وزراي پيشنهادي احمدي نژاد براي تصدي وزارتخانه هاي کشور و اقتصاد. اين افراد مي گويند تفاوت مجالس هشتم و هفتم در اين جلسه روشن مي شود.

3- پرويز مشرف

همه چيز از ترور بي نظير بوتو آغاز شد. خيلي ها پس از مرگ نخست وزير سابق پاکستان، انگشت اتهام را به سوي پرويز مشرف گرفتند و گفتند اين او بوده که براي حفظ قدرتش بي نظير را از سر راه برداشته است. مردم پاکستان هم متاثر از جو پديد آمده پس از ترور بوتو، در انتخابات پارلمان پاکستان از احزاب حامي بوتو و نواز شريف حمايت کردند و اکثريت پارلمان اين کشور را به اين دو حزب سپردند. پس از اين انتخابات بود که آصف علي زرداري، همسر بوتو گفت قدم بعدي تغيير رئيس جمهور است. و در شرايطي که زرداري به همراه يوسف رضا گيلاني نخست وزير به عربستان رفته بودند، حقوقدانان و هواداران بازگشت قضات برکنار شده پاکستان از شهر کراچي راهپيمايي شان را آغاز کردند و خواستار اين شدند که قضات برکنار شده به سر کار بازگردند. اين وکلا که کت و شلوار يکدست و سياه پوشيده بودند در پلاکاردهايشان نوشته بودند؛ «برو مشرف، برو» و اين يعني پاکستاني ها دارند متحد مي شوند که رئيس جمهور کشورشان را از صدر به زير بکشند.

4- نوري المالکي

نخست وزير عراق اوايل هفته به تهران آمد تا درباره امنيت عراق و موضوعات ديگر با مقامات ايران گفت وگو کند و اين ديدارها دو سه روز در صدر اخبار رسانه هاي ايران قرار داشت. در آستانه اين سفر علي الدباغ سخنگوي دولت عراق در گفت وگويي با روزنامه الشرق الاوسط گفت يکي از مهم ترين موضوعات مورد بحث طرفين مربوط به اتهام حمايت تهران از شبه نظاميان عراق است. در همين راستا امريکا اعلام کرده بود مدارکي مربوط به حمايت تهران از شبه نظاميان عراق را به نوري المالکي ارائه کرده است. البته ايران همواره اين اتهام را رد کرده و گفته امنيت مردم عراق از هر چيزي برايش مهم تر است. اين را همه مقامات بلندپايه جمهوري اسلامي در ديدار با نوري المالکي اعلام و تاکيد کردند که براي امنيت عراق از هيچ کوششي فروگذار نمي کنند. در پايان اين ديدارها هم نوري المالکي تامين امنيت عراق را مهم ترين چالش کنوني در عراق خواند و گفت دولت عراق گام هاي مهمي براي تامين امنيت در اين کشور برداشته است، به گونه يي که اعتماد مردم به دولت نسبت به گذشته به مراتب بيشتر شده است.

5- حسن روحاني

سرخه شهري است در بيست کيلومتري سمنان؛ شهري کوچک با مردمي سنتي و مذهبي. اين شهر از آنجا شناخته شد که يکي از فرزندانش يعني حسن روحاني به يکي از مهم ترين مردان سياست ايران بدل شد. البته سرخه يي هاي مشهور ديگري هم وجود دارند، مثل اسماعيل نجار استاندار کردستان يا همين حميدرضا ابک (که يادداشت هاي دلپذيرش را در صفحه آخر هفته نامه اعتماد مي خوانيد) همه از سرخه يي هاي اصيل هستند. خب، حالا که با سرخه و سرخه يي ها آشنا شديد به اصل ماجرا بپردازيم. دکتر حسن روحاني هفته گذشته به سرخه رفت و در حسينيه شهداي اين شهر به آدم هايي که در پي حذف روحانيت هستند حمله کرد؛ «يک عده بي ريشه که نزديک ترين ياران امام(ره) را آماج تهمت قرار مي دهند، آيا فکر نمي کنند که اگر ما روحانيت را از صحنه دور کنيم، چطور مي توانيم اين انقلاب و کشور را نگه داريم؟ يک عده يي شياد شروع کرده اند که ما صبحانه را با امام زمان (عج) بوديم و ظهر در فلان جا با امام زمان نماز مي خوانديم.» روحاني در شرايطي از تلاش برخي از افراد تندرو براي حذف روحانيت پرده برداشت که در همان روز يکي از نزديکان فکري محمود احمدي نژاد و يکي از اعضاي ائتلاف رايحه خوش خدمت به روحانيون اصولگرا حمله و اتهاماتي را به آنها وارد کرد. اين نشان مي دهد روحاني چندان هم بيراه نگفته است.

6- مارکو فان باستن

دوربين در شروع بازي هلند و ايتاليا، تصويري از سرمربي هلند نشان داد که داشت خودش را مرتب مي کرد. براي اينکه کنار زمين بايستد و تيمش را براي نبرد بزرگ روز سوم يورو 2008 آماده کند. مارکو فان باستن با موهايي کوتاه و کت و شلواري شيک و درجه يک مثل ستاره يي درخشان، دست به سينه کنار زمين ايستاده بود و با کاريزمايي خاص بچه هايش را هدايت مي کرد و چقدر لحظه زيبا و درجه يکي بود، آن لحظه که مارکوي بزرگ دانست تيمش ايتالياي قهرمان جهان را از پيش رو برداشته است. مارکو در آن لحظه مثل سال هاي جواني اش بود که سال ها قبل پس از گل هايي که مي زد، دستانش را بلند مي کرد و آرام به طرف همبازيانش مي رفت. اين اولين بازي بزرگي بود که مارکو فان باستن برده بود و اين يعني هلند مي تواند از اين پس به مربي دوست داشتني اش اعتماد کند و با اتکا به شخصيت او ببرد. بالاخره مارکو روزي روزگاري بهترين بازيکن اروپا بوده که همه حريفان از توانايي هايش مي ترسيدند. حتماً مي دانيد که مارکوي بزرگ پس از يورو 2008 از تيم ملي هلند مي رود و به آژاکس مي پيوندد و اين يعني نبايد فرصت تماشاي هلند مارکو را از کف داد، به ويژه تيمي که در بازي اول ايتاليا را تحقير کرده و قدرتش را به رخ کشيده باشد. البته ما به همان تماشاي مارکوي خوش پوش با آن چهره پرخاطره راضي هستيم.

7- يواخيم لو

يواخيم لو تکنسين تيم ملي آلمان در جام جهاني 2006 بود و از همان روزها بود که به عنوان سرمربي جديد تيم ملي آلمان انتخاب شد. حالا که دو سال از آن روزها گذشته، لو که يکي از شيک ترين مربيان اروپاست با تيم جوانش يکي از اميدهاي فتح يورو 2008 است. او يکي از مربياني است که براي استفاده از تک تک بازيکنانش ايده دارد و اين يعني مي شود روي آلمان به عنوان تيمي متفاوت در اين رقابت ها حساب کرد. يواخيم لو مربي درجه يکي است، اين را مي شود در طراوت تيم ملي آلمان، نوع بازي اش و شور تماشاگرانش ديد. آلمان لو ادامه دهنده راه آلمان کلينزمن است که با همه شايستگي هايش قهرمان جام جهاني نشد و حالا آمده تا با فتح يورو 2008 پروژه ناتمام جام جهاني را تمام کند. آلمان همواره ثابت کرده که لياقت قهرماني را دارد ولو هم ثابت کرده که لياقت هدايت چنين تيمي را دارد.

8- نادر دست نشان

چه کسي فکر مي کرد يک مربي بتواند تيم ضعيفي مثل پگاه رشت را که رکورددار گل خورده در ليگ برتر است و سنگين ترين شکست هاي تاريخ ليگ برتر را خورده و در اين فصل هم نشاني از يک تيم برنده نداشت نه تنها از سقوط به ليگ يک نجات بدهد بلکه به فينال جام حذفي هم برساند و تيم را در آستانه قهرماني هم قرار بدهد اما نادر دست نشان به اين کار بزرگ دست زده و نشان داده که مي شود رويش حساب کرد. دست نشان البته بيشتر از آنکه مربي نوگرايي باشد تفکراتي شبيه به مربيان سنتي ايران دارد، اما به هر حال او با همين تفکرات توانسته به چنين موفقيت هايي برسد و يکي از موفق ترين مربيان فصل گذشته لقب بگيرد. دست نشان اگر بکوشد که خودش باشد و راه مربياني را نرود که پيش از او به حاشيه رفته بودند و ناکام شدند، مي تواند سال ها در فوتبال ايران از تيم هاي ضعيف، تيم هايي متوسط بسازد که غول مي کشند و شگفتي مي سازند.

9- کريس دي برگ

تا پيش از آنکه کريس دي برگ به ايران بيايد، همه چيز درباره او شبيه به يک افسانه بود. وقتي صحبت از اجراي مشترک او با گروه آريان منتشر شد، بسياري اين خبر را يک نکته انحرافي ناميدند و از مونتاژ موسيقي اين خواننده ايرلندي و صداي گروه موسيقي آريان سخن گفتند تا اينکه کليپ مشترک آنها منتشر شد و ديگر شبهه يي باقي نماند که اين اجراي مشترک صورت گرفته است. پس از آن خبر، سفر کريس دي برگ به ايران مطرح شد. سفر اين ستاره موسيقي به ايران باز از سوي طيف وسيعي به جز يک جنجال رسانه يي، معناي ديگري نداشت. آنها گمان نداشتند که کريس دي برگ به ايران سفر کند و بحث از کنسرت او در تهران مطرح شود. اما اين خواننده 60 ساله غربي به عنوان اولين ستاره موسيقي جهان در 30 سال اخير و در يک سکوت خبري به تهران آمد. پس از اين سفر بود که همه چيز از افسانه بدل به واقعيت شد و برخي که دوست ندارند اين ستاره به تهران بيايد و دوستداران موسيقي را کنار هم جمع کنند، دست به کار شدند و شروع به حاشيه سازي کردند. خبرگزاري رسمي دولت در اخبار ويژه خود به انتقاد از کنسرت احتمالي کريس دي برگ پرداخت و آن را نقد کرد. در اين خبر از کريس دي برگ به عنوان «به اصطلاح يک هنرمند» نام برده شده که چندي قبل به نفع گروه تروريستي مجاهدين خلق (منافقين) به اجراي کنسرت پرداخته بود. همچنين در اين خبر که توسط چند خبرگزاري ديگر حامي دولت نقل شد، آورده شده ويدئوي اجراي پاريس اين خواننده در اينترنت موجود است، که در آن به حمايت از گروهک مجاهدين خلق پرداخته شده است و تلويزيون ماهواره يي اين گروه نيز اقدام به پخش اين کليپ کرده است. به نظر مي رسد مخالفان حضور هنرمند ايرلندي با انتشار اين اخبار از هم اکنون قصد بر آن دارند تا از اجراي وي در تهران جلوگيري کنند در حالي که به گفته يکي از عوامل اجرايي اين کنسرت در تهران، اين کليپ هاي ويدئويي منتشر شده در اينترنت واقعي نيستند و سازندگان آن را به وسيله مونتاژ چند تصوير جدا از هم ساخته اند.

-10هانيبال الخاص

و الخاص هنوز هم کار مي کند. اين روزها آخرين نمايشگاه نقاش 78ساله در گالري الهه برپاست. الخاص از اين جهت درست در نقطه مقابل همکاران جوان خود قرار دارد که هميشه مستعد گوشه نشيني و افسردگي هستند. نقاشي کردن الخاص با روزمره او پيوند خورده است. او مدتي براي انجام عمل جراحي در امريکا ساکن شده بود اما در همان دوران کسالت و غيبت نيز نمايشگاهي از آثار او در ايران برگزار شد. الخاص علاوه بر نقاشي در حوزه هاي شعر، ترجمه و حتي شعر به زبان آشوري نيز فعال است. معلمي يکي ديگر از ويژگي هاي او در تاريخ هنر معاصر ايران است. به گونه يي که چند نسل از نقاشان ايراني در کلاس هاي او حاضر بوده اند. او زماني هم روزنامه نگار فعالي بود و در حوزه نقد هنرهاي تجسمي دستي داشت. خودش درباره نمايشگاه اخيرش مي گويد؛ «اين نمايشگاه مرا در گالري الهه که يک هفته ديگر ادامه دارد تماشا کنيد و شما به من بگوييد من چه «غلطي» يا «درستي» کرده ام. پس رفته ام يا پيش رفته ام.» الخاص گويا در روزگار غربت و اين روزها بيشتر به شيوه آبرنگ کار مي کند. به هر حال خلاقيت در 78 سالگي کم نکته يي نيست و کم ارزش ندارد.
اين ده نفر
1- باراک اوباما

نامزد سياهپوست دموکرات ها در نظرسنجي ها نزديک به پنج درصد از جان مک کين نامزد جمهوريخواهان پيش است و اين يعني او در انتخابات رياست جمهوري امريکا که چيزي حدود سه ماه ديگر برگزار مي شود شانس خوبي دارد.اوباما اين هفته در کنار مک کين در يک گردهمايي مذهبي شرکت کرد. اين براي اولين بار بود که اين دو نامزد در کنار هم قرار مي گرفتند. اين دو براي جلب حمايت راي دهندگان مسيحي اوانجليست به کليسايي در ايالت کاليفرنيا رفتند و در آنجا با ريک وارن کشيش مشهور اوانجليست گفت وگو کردند. پيش از حضور اين دو هم هفته نامه مشهور تايم عکس روي جلد خود را به ريک وارن اختصاص داد و نوشت حمايت اين کليسا از هر کدام از نامزدهاي انتخابات مي تواند به او کمک کند در انتخابات پيروز شود، چرا که طبق نظرسنجي ها 25 درصد از راي دهندگان امريکايي اوانجليست هستند و بسياري از آنها مخالف سقط جنين و ازدواج همجنس گرايان هستند. براي همين 80 درصد از اوانجليست ها در انتخابات سال 2004 به جرج بوش راي دادند.در ديدار روز شنبه باراک اوباما گفت مخالف سقط جنين نيست، ولي مي کوشد تعداد آن را کاهش دهد و نيز گفت با ازدواج همجنس گرايان مخالف است. اين در حالي بود که مک کين مخالفت خود را با هر دو موضوع اعلام کرد. از نکات جالب اين دو ديدار اعترافات دو نامزد بود. اوباما در اعترافي جنجالي گفت يکي از مهم ترين شکست هاي اخلاقي در زندگي اش استفاده از مواد مخدر آن هم در دوره نوجواني بوده است. البته اين اعتراف تاثيري در آراي او نداشته است چرا که خيلي ها اين نوع گفته هاي اوباما را نشانه صداقتش مي دانند. او قرار است هفته آينده معاون اولش را از ميان اين گزينه ها معرفي کند. تيم کاين فرماندار ايالت ويرجينيا يکي از مهم ترين گزينه هاست که شانس بيشتري از هيلاري کلينتون، کاتلين سبليوس، سم نان و جان کري دارد. البته نظرسنجي ها مي گويد انتخاب هيلاري کلينتون نزديک به 15 درصد راي اوباما را در ميان دموکرات ها افزايش مي دهد. اينک بايد منتظر نشست و ديد نامزد دموکرات ها چه تصميمي مي گيرد.

2- اسفنديار رحيم مشايي

در شرايطي که هنوز تب مدرک علي کردان نخوابيده است، سخنان هفته گذشته اسفنديار رحيم مشايي آنقدر بحث برانگيز شده که از آيت الله مکارم شيرازي تا حسين شريعتمداري از رئيس جمهور خواسته اند رحيم مشايي را از معاونت رياست جمهوري برکنار کند. در مقابل محمود احمدي نژاد نه تنها به اين انتقادات و ساير انتقادات ديگر گوش نداد بلکه رحيم مشايي را چه در سفر ترکيه و چه در پرتاب ماهواره سفير به همراه برد و کنار خود نشاند تا مثل هميشه ثابت کند حرف، حرف خودش است. اسفنديار رحيم مشايي اين هفته در سفر احمدي نژاد به ترکيه همه جا کنار او بود و حتي در مذاکره با سران ترک هم به عنوان نفر اول کنار رئيس جمهور ايران مي نشست؛ انگار او وزير امور خارجه ايران است و اين در حالي بود که منوچهر متکي در اين مذاکرات به فاصله سه يا چهار نفري از احمدي نژاد مي نشست. البته يادمان است که سال گذشته شايعه شده بود اسفنديار رحيم مشايي جانشين منوچهر متکي مي شود و حالا هم مثل اينکه رحيم مشايي از نگاه محمود احمدي نژاد واقعاً وزير امور خارجه ايران است.

3- حميد مولانا

سرانجام يکي ديگر از کيهاني هاي مشهور هم به محمود احمدي نژاد پيوست. رئيس جمهور سه شنبه در حکمي حميد مولانا ستون نويس مشهور روزنامه کيهان را به عنوان مشاور خويش برگزيد. مولانا که سال ها در امريکا زندگي کرده و از دانشگاه نورت وسترن شيکاگو دکتراي علوم سياسي و روابط بين الملل گرفته اولين بار هنگام مصاحبه احمدي نژاد با مايک والاس از شبکه CBS در پشت صحنه مصاحبه ديده شد. خيلي ها آن روز مي گفتند سخنان احمدي نژاد را مولانا نوشته است و حين مصاحبه هم او بوده که به رئيس جمهور ايران مشورت مي داده است و حالا رئيس جمهور، مولانا را به کار گرفته تا از مشورت هاي او در صحنه بين المللي استفاده کند. شما هم براي اينکه با آراي آقاي مولانا بيشتر آشنا شويد، کافي است به آرشيو روزنامه کيهان مراجعه کنيد و صفحات آخر اين روزنامه را ورق بزنيد. مشاور رئيس جمهور سال هاست که در اين صفحه مي نويسد.

4 - محمد علي آبادي

نتايج بد کاروان ايران در المپيک سبب شده خيلي ها رئيس سازمان ورزش را مقصر اصلي ناکامي ها بدانند. حذف شدن حميد سوريان و احسان حدادي شانس هاي اصلي مدال طلا سبب شده خيلي ها از رئيس جمهور بخواهند پس از پايان المپيک رئيس سازمان ورزش را تغيير بدهد؛ رئيسي که با خوش خيالي از آمادگي ايران براي ميزباني المپيک حرف زد، غافل از اينکه ورزشکارانش هنوز براي رقابت با ورزشکاران نه چندان مطرح دنيا هم آماده نيستند. در اين باره شنيده مي شود که سيدمحمد هاشمي يکي از گزينه هاي جانشيني علي آبادي است. البته باز هم بايد نشست و ديد هادي ساعي در آخرين روز المپيک چگونه نتيجه مي گيرد. اگر نماينده اصلاح طلبان در شوراي شهر تهران بتواند در روز آخر طلا بگيرد، به احتمال فراوان علي آبادي هم با توجيه شکست ها که دولت نهمي ها استادش هستند بر کرسي رياستش باقي مي ماند.

5- احمد توکلي

احمد توکلي از اقدامات دولت نهم و نيز دادستاني تهران عصباني است. او که به عنوان جدي ترين منتقد علي کردان شناخته مي شود، هفته گذشته در شرايطي سايت الف غکه نزديکانش راه اندازي کرده بودندف را فيلتر شده ديد که اين سايت مي کوشيد جعلي بودن مدرک دکتراي افتخاري کردان را به اثبات برساند، اما پس از فيلتر شدن اين سايت توکلي با انتقاد از سعيد مرتضوي دادستان تهران گفت دولت نهم پاسخي براي انتقاداتش نداشته است. درباره احمد توکلي اما مهم ترين خبر حاکي از اين است که او به احتمال فراوان در انتخابات آينده رياست جمهوري شرکت مي کند. او که پيش از اين در انتخابات دور دوم رياست جمهوري اکبر هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي شرکت کرده است، اين بار هم مي خواهد در انتخابات دور دوم محمود احمدي نژاد شرکت کند، با اين تفاوت که خيلي ها وضعيت محمود احمدي نژاد را شکننده تر از هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي مي دانند و مي گويند رقيب احمدي نژاد در انتخابات آينده شانس بيشتري نسبت به رئيس جمهور کنوني دارد و براي همين است که استراتژي رقيبان احمدي نژاد اين است که هر کدام خودشان را به عنوان گزينه مقابل احمدي نژاد مطرح کنند. احمد توکلي هم يکي از اين رقيبان است که آماده شده تا در صورت نيامدن سيدمحمد خاتمي با حمايت ايثارگران راهي انتخابات آينده شود.

6- حسين مرعشي

سرانجام حزب کارگزاران هم از نامزدي سيدمحمد خاتمي حمايت کرد و بدين ترتيب سه ضلع اصلي اصلاح طلبان (جبهه مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب و کارگزاران) از رئيس جمهور سابق ايران دعوت کردند تا در انتخابات آينده شرکت کند. حسين مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران هفته گذشته در شرايطي از حمايت حزب کارگزاران از سيدمحمد خاتمي پرده برداشت که يکي از شعارهاي اصلي اصلاح طلبان را براي انتخابات آينده رو کرد. اين شعار «حضور 40 ميليوني» است. مرعشي و يارانش براي اين حضور 40 ميليوني را مطرح کرده اند که مي دانند سيدمحمد خاتمي پتانسيل اين را دارد که درصد بالايي از اين 40 ميليون را جذب کند و بدين ترتيب در دور اول رئيس جمهور ايران شود. حضور 40ميليون نفر همچنين درصد سلامت انتخابات را هم بالا مي برد. مي گويند اين حضور 40 ميليوني بخش دومي هم دارد و شنيده مي شود اين بخش دوم راي 30 ميليوني است، يعني شعار حسين مرعشي و کارگزاران اين است؛ «حضور 40 ميليوني، راي 30 ميليوني براي نامزد اصلاح طلبان.»

7-عباس کيارستمي

اگر چه عباس کيارستمي سال هاست از عرصه فيلم کوتاه فاصله گرفته و ديگر فيلم کوتاه نمي سازد اما در اولين جشن مستقل فيلم کوتاه ايران او جام جهان نماي جشن فيلم کوتاه سينماي ايران را دريافت کرد.جالب اينکه کيارستمي بعد از دريافت اين جايزه که با دو ورقه برنزي و به خط ميخي برگرفته از منشور کوروش تزيين شده بود، گفت که قصد داشته جايزه را به بازيگر فيلم «نان و کوچه» اهدا کند اما خوشحال است که او به تهران نرسيده و اين جايزه زيبا پيش خودش مانده است.عباس کيارستمي که اين روزها کتاب سعدي اش به چاپ سوم هم رسيده، منتظر چاپ کتاب خيام و بعد شمس تبريزي و نيما يوشيج است.در کنار اينها فيلم «شيرين» او هم که انتظار حضورش در جشنواره کن مي رفت، در بخش خارج از مسابقه ونيز نمايش داده خواهد شد. کيارستمي دو سه سالي است که قصد ساخت فيلم «رونوشت برابر اصل» با بازي ژوليت بينوش را دارد اما تاکنون چندين بار توليد اين فيلم به تعويق افتاده است.گفته مي شود او در سال آينده ميلادي بالاخره اين فيلم را در فرانسه جلوي دوربين خواهد برد.

8-مايکل فلپس

مايکل فلپس که براي مسابقات المپيک پکن ترم آخر تحصيل در رشته مديريت بازرگاني دانشگاه ميشيگان را مرخصي گرفت، توانست يک رکورد جاودانه در تاريخ مسابقات المپيک ثبت کند. او در المپيک 2004 آتن با کسب شش مدال طلا و دو برنز يکي از برترين ورزشکاران تاريخ مسابقات لقب گرفته بود، در المپيک 2008 پکن با کسب هشت مدال طلا نه تنها رکورد تعداد طلا در يک دوره المپيک را شکست که حتي با 14 طلا و دو برنز پرافتخارترين ورزشکار تاريخ المپيک شد. او با اين آمار بالاتر از مارک اسپيتز شناگر امريکا ايستاد که در مجموع يازده طلا در المپيک گرفته بود. البته فلپس پيش از آغاز المپيک با گذاشتن سبيلي شبيه به سبيل مارک اسپيتز همه را به ياد او انداخته بود. البته فلپس شانس دارد که در المپيک 2012 لندن آمار خودش را بالاتر ببرد. گاردين يک روز پس از هشتمين طلاي فلپس فاش کرد او با رژيم غذايي عجيبش روزانه 12 هزار کيلوکالري غذا مي خورد. از سوي ديگر هم پيش بيني شده با اين اتفاقات درآمد ساليانه او به 30 ميليون دلار برسد. اين رقم براي شناگري که تنها 22 سال سن دارد، واقعاً رويايي است.

9-مراد محمدي

پس از گذشت يازده روز از آغاز المپيک در فاصله پنج روز مانده به پايان المپيک، بالاخره طلسم ناکامي کاروان ورزشي ايران در المپيک شکست و ششصد و يکمين مدال المپيک پکن به مراد محمدي رسيد. البته کشتي گير ساروي ايران بايد بابت اينکه براي اولين مرتبه در مسابقات کشتي المپيک دو مدال برنز توزيع مي شد، از سران فيلا ممنون باشد، چراکه اگر به سبک سنتي تنها يک برنز اهدا مي شد او اينقدر راحت به مدال نمي رسيد. او تنها با سه پيروزي و البته يک شکست به اين مدال رسيد و جالب اينکه با برنز مراد دست کم نگراني کاروان ورزشي ايران بابت بازگشت به تهران بدون کسب مدال برطرف شد؛ اتفاقي که در تاريخ حضور ايران در مسابقات المپيک فاجعه به حساب مي آمد. مراد که قطعاً مثل کشتي گيران ديگر ساري، کشتي را از سالن سيدرسول حسيني آغاز کرده، سابقه کسب مدال طلاي مسابقات جهاني 2006 را هم دارد و حالا با اين برنز نام خودش را در ليست المپيکي هاي تاريخ ثبت کرده.

10-حامد حدادي

حامد حدادي سنتر 218 سانتيمتري تيم ملي بسکتبال ايران حتي پيش از آغاز مسابقات المپيک هم چهره خبرسازي بود. او پس از يائومينگ 226 سانتيمتري دومين ورزشکار بلندقد المپيک 2008 پکن بود، اما پس از اولين بازي ايران تمام تماشاگران سالن هجده هزار نفري مسابقات فهميدند سنتر ايراني تکنيک خوبي هم دارد. او با اينکه همراه با تيم ملي ايران پنج شکست پشت سر هم را تجربه کرد، اما آنقدر نمايش خوبي داشت که پس از پايان مسابقات گروهي بهترين ريباندکننده المپيک شد. او با ميانگين 3/11 ريباند در هر مسابقه حتي از يائومينگ هم بالاتر ايستاد که جلوي چشم تماشاگران چيني نتوانست رکوردي بهتر از 8/9 ريباند در هر مسابقه را ثبت کند. البته در حاشيه مسابقات بسکتبال هم حامد حدادي با پيشنهاد رسمي ممفيس و هيوستون از NBA مواجه شد ولي تنها دو روز پس از انتشار خبر پيشنهاد آنها به بسکتباليست ايراني، دفتر حقوقي ليگ NBA خبر داد، به خاطر تحريم هاي چند ماه گذشته دولت ايران، تيم هاي NBA حق ندارد با بسکتباليست هاي ايراني قرارداد امضا کنند.
منبع اعتماد
 
Blog Skin